اگر مـُــردَم ...

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

اگر مـُــردَم ...

پست توسط مائده آسمانی »

 تصویر 




  اگر مـُــردَم   




اي آفريدگار صبح !

در جشن با شکوه روزي که آغاز مي شود و در تمامي روزهايي که شيريني نام تو بر لبانم مي نشيند

من عهد ديرينه ي خويش را با صاحب صبح و امام عصر تازه مي کنم

و دست بيعتم را در زلال دستانش معطر مي سازم

تا شعر سپيد اين عشق در صحن دلم تکرار شود .

طراوت جاري اين عهد و بيعت هرگز از باغ خاطرم بيرون نمي رود

و پيوسته شال سبز محبتش را بر گردن مي نهم

تا نوازشگر شانه هاي لرزانم باشد.


خالق مهربان من !

اگر دست تقدير تو ، لباس سپيد آخرت را بر تن من پوشاند و درخت زندگي ام، تنبه خواب زمستاني و ابدي خويش سپرد

و ميان آن ماه تابان در آسمان چشم مردمان آشکار شد ،

مرا از محراب قبرم بر انگيز

و توفيق احرام در صحن و صفايش عنايت کن

تا لبيک گويان در گرد کعبه ي وجود مقدسش طواف کنم



اي اجابت کننده هر دعا !

پنجره قلب منتظران رو به آسمان بي کرانت گشوده است

تا به يک اشارت تو، غبار غم و اندوه غيبت از دل ها بر خيزد

و چشم ها به تماشاي باران ظهور بنشيند.


خدايا !

شب يلداي هجران را به يمن ظهور ماه کاملش ، کوتاه کن که شب پرستان ، همچنان چشم بر صبح صادقش بسته اند

و ما مؤمنان طلوع خورشيد جمالش را نزديک مي دانيم.





 فرج الله (فردین) فکوری 
تصویر
ارسال پست

بازگشت به “قطعه ادبي”