به نام خدا
سلام خدمت دوست گرامی
( اگر اشتباهي کرده ام احتمالا معناي فصيح را درست نفهميده ام ! )
اینکه تا حدود زیادی درست است ، چون فصیح را فقط ادبی صحبت کردن فرض کردید و روشنی بیان و بلاغت (رسایی کلام به هدف نهایی گوینده) را مورد توجه قرار ندادید .
اما...
قبل از هرچیز لازم می دونم در ابتدای بحثمون ، محدوده و مرزهای بحث رو مشخص کنیم .
اول اینکه قدم به قدم جلو بریم . دوم اینکه اگر بحثی بین دونفر که تقریبا از میزان اطلاع برابری برخوردار هستند ، شکل بگیرد یک قالبی دارد ،
و اگر بین کسانیکه یکی پرسشگر و دیگری پاسخگو است شکل بگیرد ، قالب دیگر پیدا می کند.
چون شما ظاهرا اطلاع کمی از قرآن دارید و مایل هستید که بیشتر بدانید ، پیشنهادم این است که کمی از مقدمات لازمی که باید در بحث ما بعنوان
اصول مورد قبول طرفین قرار بگیرد را توضیح بدهم ؛
سومین مسئله که بسیار مهم است ، این است که
با فرضیات و اگر و مگر و شاید ، به هیچ عنوان بحثی را پیش نمی بریم . حرف بر سر آنچه واقع بوده و
اتفاق افتاده است می باشد . که دلایل و براهین زیادی نیز به همراه خود دارد .
لازم می دانم بحث را از اینجا اغاز کنم ، که اگر مسئله توحید ، به تمام معنا و ابعادش برای ما جا افتاده باشد و حل شده باشد ، قطعا در نبوت و کلام الهی
مشکل چندانی نخواهیم داشت . اگر توحید الوهی (خالقیت خدا ) و
توحید ربوبی (پرورش و هدایت انسان ها ) را خوب بشناسیم ، قطعا درک خواهیم کرد
که این نیاز مخلوق ، و آن کمال خالق ، ایجاب می کند که شخصی از طرف او برای هدایت ما فرستاده شود .
و این شخص لزوما باید کامل ترین مخلوق او باشد
تا بتواند سایر مخلوقین را هدایت کند . وگرنه اگر او نیز فردی مانند دیگران باشد ، و خودش خود را پیامبر معرفی کرد(برفرض هم بدون طلب سود شخصی) و اگر
او نیز دارای همین نقایص بشری باشد ، دیگر هدایت توحیدی انجام نخواهد شد ؛ و هدایت بشری خواهد بود . تمام حرف اینجاست که وقتی ثابت شد
او ما را خلق کرده و سپس عهده دار هدایت ما شده ، ثابت می شود که پس از خلق ، این بشر را به حال خود نگذاشته و رها نکرده است .
لازمه این پیام رسان کامل ، پیامی کامل است . اگر باز هم او از طرف خودش حرفی را بیاورد که احتمال خطای بشری در آن برود ، هیچ گونه اعتمادی و مصونیت
از خطایی در آن نخواهیم یافت ، و هر لحظه ممکن است با یکی از آن جملات ، هدایت این بشر به فنا برود و از مسیر اصلی خارج شود .
پس با این مقدمات مسلّم عقلی ، که هر وجدان پاکی آن را می پذیرد باید به سراغ جزئیات بحث می رویم .
وقتی صدق کلام الهی برما ثابت شد ، و صدق فرستاده او مسلم دانسته شد ، سپس از خود قرآن می خوانیم که خالق او فرموده : این پیامبر امی بوده است .
حال (برخلاف اصول بحثمان) اگر کسی امد و
فرضی کرد که آری ممکن است این پیامبر سواد داشته ، شاید می رفته کتاب می خوانده ، می توانسته کتابهای
متعدد خوانده باشد ، داستان و شعر و فلسفه و....
*** در پاسخ ابتدا باید چند چیز را شرح دهیم ؛
ابتدا اینکه محتویات قرآن اصلا چیست ؟ آیا توان بشری برای فهم و ارائه آن از پیش خود وجود دارد یا خیر ؟
کلام قرآن مجید دریایی است بیکران ، اما به مقتضای بحث باید نکات مهم آن عرض شود . موضوعاتی از قبیل اعتقادات ، احکام ، اخلاق ، سرگذشت اقوام پیشین
پیش گویی حوادث آینده ، شرح حال خود مردم زمان پیامبر .ص و .... امده است .
فرض کنید در بحث اعتقادات ، توصیف فرشتگان ، توصیف معاد ، بهشت و جهنم همگی ذکر شده ، طبیعی است که راه دست یابی به این علوم به هیچ عنوان
از طریق مطالعه کتب پیشینیان میسر نیست ، حتی با کشیدن ریاضت نیز به علم حقیقی آن نمی توان رسید .
پس منبعی دیگر می طلبد !
حال شاید بگویید ما که اینها را ندیدیم تا بر ما صدقش ثابت شود . مثال دیگر می زنیم :
در بیان احوال قوم بنی اسرائیل در قرآن لطایف بسیار دقیقی آمده ، که در توراتِ تحریف شدۀ آن زمان نیز نبوده است ، و علومی بوده که سینه به سینه
بین علمای یهود می گشته و مردم عادی یهود و عرب از آن خبر نداشتند ...
از جمله کارهایی که بر سر پیامبران آورده بودند و از کتب خودشان حذف کردند ؛ وقتی پیامبر.ص برایشان می خواند ، بهت زده می شدند و توان انکار هم نداشتند .
پس اولا پیامبر.ص ، اگر از کتاب تحریف شده چیزی می خواند ، این اخبار در آن نبود ؛
ثانیا اگر این اخبار (قرآن) کذب بود ، بر او ایراد می گرفتند و اعتراض می کردند ( که نگرفتند و نکردند)
- نکته بعدی پیش گویی آینده است : از جمله پیروزی در جنگ های مختلف مثل احزاب و غلبه بر روم و ... که اینها همگی رخ داد و صدق کلام الهی روشن شد .
- حتی از احوال درونی مسلمانان هم عصر خویش ، که در جنگ ها هرکس چه حالی داشت ؛ مومنین ، منافقین و مشکرین ، همگی ذکر شده اند ،
و تصریح شده که ای پیامبر.ص همه اینها را ما به تو خبر می دهیم . اگر چنین اخباری از احوال قلبی مسلمانان (ترس ، نفاق ، ایمان) یا فرار از جنگ ها ، دروغ بود و یا حقیقت نداشت ،
مسلما در همان زمان به پیامبر.ص اعتراض می کردند که اینها را از کجا می گویی؟
اما در مقابل حقیقت حرفی نزدند .
محتویات قرآن خیلی بیش از اینهاست ، حتی مسائل اخلاقی بسیار ظریفی که پس از سال ها علم ناقص بشری ، تازه دارد به گوشه ای از آن پی می برد ...
بسیار خلاصه عرض کردیم که اینگونه علوم قابلیت انتقال از کتب پیشینیان به فرد را ندارد . چون اصلا چنین دانش هایی را در بر نداشتند کتب قدیم .
جنس این علوم متفاوت است ، چراکه اصلا داشتن سواد یا عدم آن و یا مطالعه کتب ، فقط اندوخته های ذهنی را افزایش می دهد ، در حالیکه علم حقیقی
نوری است که از جانب خدای متعال به هر کدام از بنده هایش که بخواهد داده می شود . و این علوم با دانش های تجربی بشری بسیار متفاوت است .
صرف یک سری حرف های خاص زدن معیار نیست ،
معیار قابلیت هدایت افراد به حق است .
نکته بعدی در مورد اعجاز است . البته سعی می کنم با بیان ساده تری بگویم تا جا بیفتد .
اما یقین بدانید تا با فضای محتوایی قرآن مجید و زبان عربی آشنایی کامل پیدا نکنید شاید درک جامع عرایض بنده کمی سخت باشد .
اعجاز قرآن ، تنها لفظی نیست ! فصاحت و بلاغت ، گونه ای از اعجاز است . اما همین هم بسیار مشهود است .
به عنوان مثال حتی در همان زمان نیز ادیبی در بیابانی می گذشت عباراتی را برای یک عرب خواند ، عرب پرسید اینها چیست ؟گفت قرآن است .
عرب گفت دروغ می گویی قرآن نیست ، چون صدر و ذیل آیه با هم نمی خواند .
یعنی مثلا عبارتی ذکر شده بود ، که آخر آیه متناسب بود علیماً حکیماً بیاید ، اما خبیراً بصیراً آمده بود ( خیلی تفاوت بین ایندوست )
خلاصه منظور این بود که اعجاز لفظی نیز قابل درک بوده برای عرب آن زمان و پس از آن .
اما اعجاز محتوا عمیق تر است ، درسته که شاید تصور کنید بخاطر تفاوت مضامین شعری جاهلیت با کلام خدا ، جذب آن شدند؛
اما مسئله این است که قرآن اصلا شعر نیست ...
به اعتراف بزرگان لغت عرب ؛ و خود قرآن .
مضامینی که عرض کردیم از معاد و توحیدو خلقت آسمان ها و زمین ، بسیار بلند تر از آن است که حتی اندیشه بشری به آن دست پیدا کند .
بحث اعجاز را مایلم در همین حد ختم کنم (فعلا همین مقدار کافیست)
چون نهایت هدف خالق فهم و بکارگیری مفاهیم محتوایی قرآن است ، و اعجاز تنها وسیله ای است برای تحدی و ناتوان نشان دادن سایر انسان ها از آوردن
مثل ان . و از همه انتظار نمی رود تا اعجاز کامل ان را دریابند .
موفق باشید
