دوستان به چیزای جالبی دست یافتم چند روزی هم اجرا کردیم ولی.......................... ذهن کنجاکو و عیب جو...........
شرمنده
نتیجه این بود خدا رو به خاطر خودش عبادت کنید!
منم از فردا گفتم خدا من دارم فقط به خاطر تو عبادت می کنم!
نه بهشت می خام نه از جهندم می ترسم! فقط می خام خدا خوشحال شه و رضایتش جلب بشه!
چند روزی خوب بود....
داشتیم می رفتیم نماز جمعه حین اماده شدن بودیم که بچه ها اومدم گفتن بریم جاده صفا کنیم!
من نمی خاستم برم باور کنید
اما رفتیم چه حالیم داد!! ساعت 8 شب برگشتیم!
فرداش گفتم حامد دروغ گو...........................
تو می گی خوشنودی خدا همین؟؟
از یک خوشی زود گذر مثل این نمی تونی بگذری...
نماز جمعه رو به یه جوجه کباب و جاده فروختم!
یاد حرف امام افتادم گه می گفت اصل اونه که اگه کلید جهنم و بهشتو دادم دستمون انتخاب با خودمون بعد و دیگه ترس از جهنمی نبود اون موقعه بیایم نماز بخونیم اون موقعه بیایم کار خوب کنیم کدومتون این کارو می کنید.
خوده امام گفت من که نه من برای نمی دونم چی چی با نفس! می خونم!
ما که از امام بالاتر نیستیم!
دمه امام گرم با شجاعت می گفت نه...........
اما من چی دارم ریا کاری می کنم می گم خدا من تو رو به خاطر خودت می خام حالا باور کن اگه جهنمت نبود عمردن ترفت پیدام میشد!
کی می تونه ادعا کنه واقعا واسه خود خدا داریم عبادتش می کنیم؟
این ریا نیست؟؟
خدا واقعا چشم پوشی می کنه؟
من چی من کاظم گفت واسه خدا خدارو عبادت کن حالا با یه تفکر همینجوری خدا قبول میکنه؟؟
می دونی چی شد که اومدم اینجا مطرح کردم؟
داشتم کتاب می خوندم! اومده بودم از حاج اقا بهجت پرسیده بودن می خایم به مقام سالک برسیم چی کا کنیم!
می خایم فلان مقامو داشته باشیم چی کا کنیم!
همش مقام بود.........................................
کو خدا.........................................................
نمی دونم ؟ اما این گونه پنداشتم این عبادت ها هم واسه مقامه........................
دیدید؟؟
طرف 60 سال عبادت کنه که برسه به مقام؟
اگه خدا بهت مقام نمی داد می کردی؟؟؟؟؟
خیلی برام جالب بود حاج بهجت زندگیش در راه خدا بود و خوشیش خوشی خدا بود!
حالا کریم اهل بیت می فرمایید:
انچنان زندگی کن که گویی هیچ وقت نمی میری
و انچنان عبادت کن که گویی فردا خواهی مرد!
شاید منظورش رو درست نفهمیدم ولی روحیه دهنده بود یه چیزی تو درونم می گفت خدا دوست داره بنده هاشو خوشنودی بنده هاش خدا رو هم خوشحال می کنه و اینکه با گناه نکردن خدا خوشحال میشه!
من هم گناهی نکردم فقط نماز جمعه نرفتم در عوض همونجا نماز رو خوندم.
اما یه چیز دیگه تو درونم می گه تو بزرگترین گناه رو انجام دادی......
تو خوشنودی خدا رو به خوشنودی خودت ترجیح دادی....................... دروغ گو.............
|"|:":":|::::"|:"|:"|::|:|:|:|:||:"|:"|:"|:|:"|:}:|:"|:"|{:"|:"|{:|:|{:|:|:}:|:|:|
حالا 2 تا سوال دارم
1. ما به خدا می گیم خدا ما فقط برای خودت عبادت می کنیم باور می کنه؟؟
خودمون از کجا بفهمیم که راست می گیم......................................؟ اگه راست بگیم که از امام بالاتریم!
2.یعنی واقعا بخواهیم قدم در خوشنودی خدا بزاریم باید از لذتی مثل اون یا که تفریح سالمم بود گذریم؟؟ البته می دونم باید خوشحالی خدا نزدمون عزیز تر از هر چیزی باشه! اما در این صورت مثلا داریم فیلم سینمایی نگاه می کنیم می تونیم جاش بریم صلوات بفرستیم خدا خوشحال شه! می تونیم جای خاب ظهر 4 رکعت نماز اضافه بخونیم خدا بیشتر خوشحال شه! و.........................
با تشکر فراوان از کاظم عزیز و محسن(naji) عزیز و پاسخ جو عزیز و دیگر دوستان......



، دسته دوم به خاطر ترس از عذاب خدا ، دسته سوم به خاطر خود خدا...
)