یک سوال اعتقادی از سایت اعتقادات

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
New Member
New Member
پست: 1
تاریخ عضویت: جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۳۴ ب.ظ

پست توسط بيگلي بيگلي 59 »

به نام انکس که اگر هست خيلي مخلصشيم !سلام به بچه مسلمونا. اين طرز بحثي که اينجا راه افتاده خيلي ناجوره . به هيچ جا نميرسه . اگر کسي ميگه خدا هست دليل بياره اگر ميگه خدا نيست هم دليل بياره . اگر هم معتقده اعتقاد به وجود يا نبود خدا دليل نمي خواهد پس براي اين اعتقادش (يعني عدم نياز به اثبات يا رد خدا )هم دليلي بياره . اين جوري کيلويي بحث نکنين . همديگر را هم به بي ديني متهم نکنين .
اما در جواب اين دوست عزيزمونKH.I.A.2500 که دليل آوردن براي اين که بالاخره ماده را بايد يک موجود غير مادي آفريده باشه من قبول مي کنم . اما شما از کجا ميگين اين موجود غير مادي خداست ؟ شايد يه فرشته يه روح يهشيطان يا يا يک موجود غير مادي ديگر باشد . اگر شما مي خواهيد دليل بيارين بايد دليلي بيارين که نشون بده موجود غير مادي هم نيازمند آفريننده است . پس از اثبات اين تازه بايد نشون بدين خدا با اون موجود چه فرقي داره که خدا مي تونه از ابتدا وجود داشته باشد ولي خدا نمي تونه . دليل بيارين من هم قبول ميکنم . شنبليله باشيد :razz:
اما این دوستمونalihslc که فرمودن (من زیاد این موضوع را قبول ندارم . ان که یک امر بچه گانه است . حتی متریالیس ها هم به این موضوع اعتراف دارند که دیده نشدن یک چیز دلیل نبود آن نیست .) به نظر من یکی از راه های اذعان به وجود یک چیز دیدن اون هست . وقتی من میگم یه ماشین بنز دارم یک راه برای اثبات این حرفم این هست که اون ماشین را به شما نشان بدهم . تا نشان ندام شما می توانید منکر وجود آن ماشین شوید . به عبارت دیگر اگرچه ندیدن یک شیء دلیل بر نبودنش نیست اما دیده شدن یک شیء دلیل بر بودنش هست . پس شما که میگین خدا هست یکی از راه های اثبات حرفتون این هست که خدا را به بی دین ها نشون بدهید . حالا شما می گویید این خدای مورد نظر شما به دلایلی نادیدنی هست . خوب بیایید برای وجودش دلیلی بیارین . مثل من که وقتی میگم یه بنز دارم ولی اون را به شما نشون ندادهام یه سری دلایل میارم مثل این که بیا سند بنزم را ببین یا مثلا تو میدونستی من یک ربع پیش در فلان مکان بودم والان در این مکان هستم واین فاصله را ماشین جز بنز نمی تواند طی کند و دلیل های اقناع کننده ای از این دست که البته بر خلاف مثال های من باشه وغیر قابل خدشه .اگر همیچن دلایلی آوردین من هم چاکر دلیل هستیم و وجود خدا را قبول می کنیم .
Senior Member
Senior Member
پست: 109
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
محل اقامت: alihslc@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 19 بار
تماس:

پست توسط alihslc »

به نام خدا

سلام عرض ادب خدمت دوست عزیز بیگلی بیگلی ( اگر اشتباه نکنم همان انگوری سابق).

خب... با چند مورد از نظرات شما موافقم... جسارت خدمت ما بقی دوستان نباشد ، ولی همانطور که بیگلی بیگلی اشاره کردند ، بحث کمی کیلویی شده ، و از مسیر اصلی خودش فاصله گرفته ، شاید به این خاطر بود که سعید بزرگوار خط کشی صحیح انجام ندادند . ( مثل خیابون ها و جاده ها ی ما که خط کشی یا نداره یا اگه داره اونقدر کمرنگه که باید با چشم دل دیدش) .

بیگلی جان ، شاید به طور عام نشان دادن یک چیز دلیل بودنش باشه ، ولی حتما نیاز ی نیست که دیده بشه.
این سومین باری هست که این را مطرح می کنم .

(((( دیده نشدن یک شی تنها امکان نبودن آن را ثابت می کند ( روی کلمه امکان و نبودن دقت کنید ) ، و الزام نبودن آن را ثابت نمی کند ( روی کلمه الزام و نبودن دقت کنید ))))

و این را هم میدانید که یه فرضیه یا نظریه یا بی شمار دلیل و برهان و استدلال ثابت می شود ، اما با یک دلیل کل فرضیه نقض می شود .

فرضا کسی بگویید : هر آنچه که دیده نشود نیست ! نیست دیگه آقا.... اگه هست نشون بده! ( مثل اون جراح متریالیست غربی که می گفت : تا خدا را زیر تیغ جراحی نبینم باور نمی کنم )

خب... شما می گید بنز دارید ؟ احسنت... بابا ... پولدار.... دمت گرم... خب... بگو ببینم چه رنگیه ؟ مدل چه سالیه ؟ چند سیلندره ؟ چندتا سرعت میره ؟ شماره شاسیش چنده ؟ شماره متورش چنده ؟ کجا پارکش میکنی ؟ شما که اصلا پارکینگ نداشتین ! ماشین به اسم کیه ؟ وو.... سوالا زیاد دیگه از همین دست
در پاسخ به این سوالات اگر شما جواب های متناقض و بی سمت و سو به طرف ندید ، و دقیقا نشانی های آن ماشینی که شما از نظرها پنهانش کردید را بدهید ، باور می کند که واقعا شما ماشین دارید ( چطور ؟ همینطوری کشکی باور می کنه ؟ ) نه.... میره راهنمایی و رانندگی مشخصات ماشین رو میده و متوجه میشه ادعا های شما درست بوده یا غلط....
خب شاید طرف راضی نشد ، بگه حتما با راهنمایی و رانندگی زد و بند کردی که هرکی اومد سوال کنه... بگو آره... همچین ماشینی هست...

بهش بگو آقا... 200 نفر هستند که ماشین من رو قبلا دیده اند ، برو از اونها بپرس..
از اونها هم میپرسه و میگه شاید اونها هم دروغ بگن یا پول گرفته باشند...

اونجا دیگه تصمیم با طرفه.... میتونه باور کنه... میتونه باور نکنه... ( لا اکراه فی الدین)
( البته بگم ها.. اگر باور نکنه بالاخره یه روزی اون بنز و شما که پشت بنز نشستید توی اتوبانی ، جاده ای .... زیرش میگیرد.... اون موقع باورش میشه)

البته اینها همه مثال بود ( در همون راه ماشینی که شما فرمودید) در مثال مناقشه ممنوع تا اطلاع ثانوی
جراَت اندیشیدن داشته باش!
{کانت}
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 966
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷, ۷:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 973 بار
سپاس‌های دریافتی: 1783 بار
تماس:

پست توسط سعید منتظر »

.
دوستان خواهش میکنم وقتی یک بحث مطرح میشه اینقدر زود جبهه نگیرید...دعوا که نداریم...
.
یکی از دوستان گفت بحث رو خط کشی نکردم....آره قبول دارم صفحه ی پیش هم گفتم مدیران پست اول رو اصلاح کنند ولی آقا محسن خودشون گفتند که مورد نداره و ادامه پیدا کنه...
.
این دوست عزیز(یگانه)هم جا پای (نسیم)گذاشتند....مثل اینکه همیشه من باید با یکنفر درگیر باشم...اقا علت رو گفتم در پست های قبل خودت بگرد پیدا کن...
.
الله اکبر
 روزگاری‌ست که شیطان میگوید: انسان پیدا کنید ، سجده خواهم   [HIGHLIGHT=#FFFF00][HIGHLIGHT=#DBE5F1] +ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+     [HIGHLIGHT=#FFFF00][HIGHLIGHT=#DBE5F1] +ـ+ـ+     [External Link Removed for Guests]  [External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests] 
Junior Member
Junior Member
پست: 23
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۹:۰۸ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 1 بار

پست توسط naji »

باعرض سلام خدمت همه دوستان عزیز
مخصوصآ خدمت saeedmontazer عزیز
دوست عزیز سئوالی که پرسیدی سئوال خوبی است به شرطی که در ابعاد صحیحش
مورد تفحص قرار گیرد .
اولا : خداوند دارای وجودی ذاتی است . مانند ذرات نور ، چون ذرات نور ذاتآ نورانی هستند و از هیچ منبع انرژی ، نور خود را کسب نمی کنند در صورتی که اکثر عناصر موجود در طبیعت انرژی خود را از منابعی تامین میکنند. پس نورانی بودن ذرات نور معلول به علتی نمی باشد.

دوما: همانطور که میداند هر معلول نیز علتی دارد ، همانطور که هر ساخته شده ای یک سازنده ای دارد یا هر عملی یک عکس العملی
پس چگونه می توان گفت که دنیایی به این بزرگی به صورت اتفاق و این همه موجودات زنده ، درختان ، آب و ..........
بدون دلیلی و همینطوری ساخته شده است .

سوما : بحث وجود خدا ، دیگر بحث لاینحکی نبوده و در این زمانه همه ادیان و اقوام به وجودیت خداوند اعتراف کرده و در کتب یا نوشته های پیشین خود ادله محکمی برای اثبات پرستش خداوند دارند.

چهارما: افرادی که خداوند را قبول ندارند و خود را روشنفکر می دانند باید بدانند که علم روز و روشنفکران عصر جدید نه اینکه خداوند را انکار نمی کنند بلکه هرچه بیشتر در عالم ماده سیر می کنند ، حقانیت وجود خداوند بر آنها بیشتر آشکار می گردد.
مثلا در تحقیقاتی که چند سال پیش انجام شده ، محققان در یافته اند ، که زمین و آسمان در سه روز ساخته شده اند و در ابتدا زمین وآسمان در هم پیچیده بودند و بعد طی یک انفجار عظیم از هم جدا شده اند . حال اگر این افرادی که خداوند را قبول ندارند و یا اسلام را دینی ساختگی و یا قران را دست نوشته حضرت محمد می دانند و خود را روشنفکر و فیلسوف می دانند اگر توانایی دارند بروند و در قران تحقیق کنند تا ببینند که خداوند در هزار سال پیش در قران از آفرینش سیارت ، زمین و آسمان عرض کرده است که ما آنها را در سه روز آفریدییم و یا فرموده است که ما زمین و آسمان را از هم در طی یک انفجار عظیم از هم جدا گردانیدیم . و اینان همه برای وجود خداوند کافی و دلیلی بس محکم است .

واما د ر آخر :
بنده حقیر به نوبه خودم از همه دوستانی که تا اینجا در بحث شرکت کرده اند متشکرم ، من که خیلی از راهنمایی های زیبای دوستان استفاده کردم و چیزهای زیادی از مظهر دوستان فراگرفتم . خداوند به همه ی شما توفیق عطاء بفرمایید . انشاا........
اما شما دوست عزیزم saeedmontazer جان
از گزافه گویی خودم بسیار شرمنده :o
من از ابتدا بحث به نیت خیر شما پی بردم ، اما اینگونه بحث ها
باید دارای حد و مرزی مشخص باشد ، اینگونه بحث ها هر چه قدر
طولانی شد نه تنها فایده ای نخواهد داشت بله ضرر هم دارد.
دوست عزیز حتی پیامبران خدا نیز از بحث کردن در این مورد امتنا می کردند
زیرا فلسفه وجودی خداوند به گونه ای است که در عقل محدود بشر نمی گنجد
حتی فیلسوفان عارفان از ورود به این مرحله که آخرین مرحله عرفان می باشد پرهیز می کنند
زیرا بسیاری خواستند با عقل محدود خود این موضوع را ارزیابی کنند ولی گمراهی کشانده شده اند و ازمسیر حق
منصرف شده اند .
منظور بنده این نیست که اصلآ نباید در این مورد بحث کرد ولی باید حدو حدودی تعیین گردد.

اما یک سخن با مدیران عزیز (مرکز نشر اعتقادات)
با عرض احترام قلبی بنده
در ابتدا از اینکه همچین مکانی برای بحث و گفتگو تشکیل شده است بسیار خوشحالم
و از شما مدیران عزیز این سایت تشکر فراوان دارم
اما درخواستی که دارم هر چند که میدانم شاید مطرح کردنش در این تایپک درست نباشد
ولی مطرح می کنم تا سایر دوستان نیز در جریان امر قرار گیرند
به نظر بنده سایتی به این خوبی و با وجود کاربران و اعضایی به این خوبی
حداقل نیاز به دو نفر روحانی و یا کارشناسی با تجربه که حداقل هنگام نیاز بتوان
از تجربیات و معلومات این عزیزان استفاده کرد .
من در بحث هایی در این سایت شخصآ مشاهده کرده ام
که مدیران عزیز هنگامی که بحثی بالا می گیرد بدون جواب یا پاسخ قانع کننده ای تایپک را می بندند
در صورتی که طرفین بحث کننده هنوز به جواب قانع کنندهای نرسیده اند فقط عمر خود را بدون جهت صرف کرده اند
در این جاست که معلومات این عزیزان می تواند به یاری ما بشتابد و گره مشکل را حل کند

با تشکر فراوان
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 966
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷, ۷:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 973 بار
سپاس‌های دریافتی: 1783 بار
تماس:

پست توسط سعید منتظر »

..

آره ناجی جان خودم هم ترسیدم که نکنه منحرف کننده باشه...
.
از شما و تمام دوستان متخصص خواهش میکنم یک تاپیک کاملا تخصصی در این باره راه اندازی کنید....((حتما این کار رو انجام بدید که بسیار واجبه))
.
از مدیران هم خواهش میکنم هر چه سریعتر تاپیک رو پاک کنند تا منتظر ایجاد یک تاپیک کاملا تخصصی در این باره باشیم...
.
فکر میکنم دوستان همه موافق باشند
Member
Member
پست: 70
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۷:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 9 بار
سپاس‌های دریافتی: 27 بار

پست توسط M_N00 »

سلام به همه دوستان
تا اینجا مختصرا مطالب شما رو خواندم.
اما سوالی که طرح شد سوال خوبی هست،و باید به این سوال جوابی کامل و بی نقص داده بشه(که همین نظر اکثر کاربران نیز بوده).
و اما جواب این سوال و کاملترین و بی نقصترین و عقلی ترین اونها برهان امکان و وجوب هست که هم اکنون میخواهیم این برهان رو برای شما عزیزان تقریر کنیم.(این برهان در کتاب محاضرات آیةالله سبحانی به زبان عربی آمده)

قبل از بیان این برهان یک نکته و چند مقدمه مربوط به برهان رو خدمت شما عرض میکنیم بعد به بیان برهان میپردازیم.

نکته: یکی از دوستان هم به این نکته اشاره کردند و اون نکته این هست که:

درسته که اکثر انسانها بوده اند و هستند و خواهند بود که به خداوند عقیده دارند ولی هنگامی که در عقیده آنان دقت نظر به عمل میاد درمییابیم که اختلاف بسیاری در اعتقاد آنان وجود دارد.

بررسی ما در گذشته به خصوص اسلام نشان میدهد که که بدترین انسانها در مقابل بهترین انسانها در قبول (البته به ظاهر اکثرا و به ناقص)وجود خدا اختلافی نداشتند.

کسانی مانند خلفا ظالم از جمله معاویه ها، یزیدیان، مامون ها،هشام ها و دیگران مانند خوارج ها و شمرها و غیره و غیره همه اعتراف به وجود خدا داشتند کما اینکه حج گذاشتن و به جا آوردن اعمال عبادی از اینان دلالت(البته به ظاهر)به همین مطلب مبکنند ولی سوالی که باقی میماند این است که:

اعتقاد به چه خدایی؟اعتقاد به خدایی که امور بندگانش را به خودشان واگزار کرده(مفوضه)یا آنان را مجبور بر انجام رفتارها و کردارها میکند(جبریه)و یا مخلوقات را بی هدف آفریده(نفی حکمت)و یا دارای ابعاد و تجسیم است(مجسمه و مشبهه).

پس مشکل اساسی اینان چگونگی و توصیفشان از خداوند عزوچل هست که دلیل اصلی آن رها کردن عترت پیامبری هست که به رابطه داشتن با آنان امر شده بودند که شروع آن خدیر خم و شروع انحراف هم خدیر خم بود.

بنابراین اثبات صرف وجود خداوند فایدهای را در بر ندارد مگر اینکه این موضوع ضمیمه دیگر مباحث در اعتقادات شود که مشکل اصلی این دوران همین نپرداختن به دیگر مباحث حول این محور هست که نمونه ای از آن اثبات صفات ثبوتیه و سلبیه هست که جایگاه بسیار مهم و خطیری رو در مباحث اعتقادی به خود اختصاص داده است.

اما اصل برهان و مقدمه های آن.
1- قانون اول: هر شی(ممکن الوجودی)علت میخواهد(که این یک قانون عقلی و مورد قبول تمام عقلاست)
2- قانون دوم :دور ممتنع است.(که این هم یک قانون تمام عقلی هست،برای درک بهتر دور به یک مثال بسنده میکنیم:
فرض کنید 3 دونده باشند که با هم قصد شروع مسابقه ای را دارند،اگر هر کدام شروع دویدن خود را به شروع کردن دونده دیگر معلق بگزارد(مثلا اولی بگوید تا دومی شروع کرد من شروع میکنم و باز دومی همین مطلب رو بر شروع کردن سومی شرط بداند و باز نفر سوم هم دویدن خود را مشروط به دویدن همان نفر اول کند)نتیجه این میشود که تا ابد الدهر این مسابقه هرگز شروع نمیشود.)

3- تسلسل محال است.(برای درک بهتر فرض کنید که به توپی ضربه ای زده شده و شما زننده آن را ندیده اید اگر شما بپرسید که چه کسی یا چیزی به توپ ضربه زد و باعث حرکت آن شد به شما بگویند توپ دیگری با شما همین سوال رو در مورد توپ دیگر سوال کنید و باز به شما همین جواب رو دهند و در نتیجه این سلسه معلول ها به علتی ختم نشود که علت باشد ولی معلول نباشد،
و این مسئله ای است که عقل هیچ عاقلی قبول نمیکند.
همین مورد رو روی روشن بودن چندین لامپ در نظر بگیرید که در خاتمه مثلا به یک منبع برق ختم نشود.

از این نمونه مثال ها در حد بسیار بالایی در اطرافمان وجود دارد.
و خلاصه تسلسل:
این است که سلسله معلول ها به یک علت (ی که چنین خصوصیتی دارد که خود معلول نیست) ختم نشود.
و این محال است.

با توجه به مقدمه ها هنگامی که نظر میکنیم در اطرافمان میبینیم که موجودات(اعم از جانداران و متحرکان و غیره)دائم در حال تغییر و تحول هستند که نمونه ای از این تغییر نابود شدن و فنا یافتن برخی و باز به وجود آمدن عده ای دیگر میشود.
بر حسب عقل باید این موجودات یا وجودشان در اختیار خودشان باشد(که با فنا شدنشان رد میشود) یا در اختیار غیر خودشان.
با توجه با قانون 2و 3 عقلا باید موجودات را به ممکن الوجود و واجب الوجود تقسیم کرد.
ممکن الوجود:
موجودی که وجودش در اختیار خودش نیست (و الا با توجه به اینکه هر موجودی علاقه به بقا دارد نباید منجر به نابودی و فناشدنش شود.)
واجب الوجود:
موجودی که وجودش در اخیار خودش هست و علتی برای او نیست و معلول نیست و تسلسل نیز محال هست.(برای مثال وجودی که خصوصیتی از او عین واقعیت و هستی خودش هست آب به بسبت به تری آن است.
تری آب عین وجود آب است و نمیتوان گفت تری آن از کجاست ولی در دیگر اشیا این سخن صادق است که تر شدن شی ایی مساوی با وجود آب در آن شی هست به حسب مقدار.)

با توجه به این مطالب شاید بتوان 4 فرض را در به وجود آمدن 2 شی جاری ساخت.

1-شی اول شی دوم رو به وجود آورده وسپس شی دوم شی اول را.
که مستلزم هم وجود و عدم شی اول میشود که جمع متناقضین(2 متناقض)میشود و عقلا محال.
چون شی اول یا بوده یا نیوده، اگر نبوده بنابراین چیزی که عدم هست قدرت بر وجود شی دیگری را ندارد.
یا بوده بنابراین معنا ندارد که شی دوم او را به وجود آورده باشد.
بنابراین وجود داشته چون شی دوم را به وجود آورده و عدم بوده چون شی دوم او را به وجود آورده،که محال هست.(علاوه بر اینکه وجود دادن به چیزی که وجود داشته محالست.)

2-شی اول شی دوم رو به وجود آورده و در همان وقت شی دوم شی اول را.
که در رد این فرض میتوان به ممتنع بودن دور اکتفا کرد.

3-اشیا بدون علت به وجود آمده اند.
که با قانون عقلی اول رد میشود.

4- شی اول وجود داشته و معلول نبوده و علت و هستی بخش شی دوم شده.

که مطلوب و هدف همین قسم 4 هست که خالق تمام هستی بوده.

باید توجه داشت که با اثبات وجود واجب الوجود برخی دیگر صفات این موجود در همان لحظه اول ثابت میشود.
1- حی بودن 2- قادر بودن 3-عالم بودن(که این بدیهی بودن این قسم در افراد مختلف هست و در برخی با کمی یا بیشتر تامل و تفکر حاصل میشود.که اگر توفیق باشد بعدا به چگونگی وجود این صفت خواهیم پرداخت.)

ولی دیگر صفات این موجود احتیاج به مباحث دیگری دارد.
که در تنیجه جمع تمام صفات ثبوتیه و سلبیه میشود :
الله عزوجل.
که به الله، الله می گویند چون جامع تمام صفات حسنی و نیکوست.

امیدوارم مورد توجه دوستان قرار گرفته باشه و جواب برخی از کسانی که به دنبال اثبات صرف وجد خدا میگردند کافی باشه.

اگه بیان این مطلب برای برخی سنگین بود به بزرگی خودشون ببخشن.
سوالی داشتین در خدمت همه عزیزان هستم.

برای اطلاعات بیشتر به این چند کتاب میتونین رجوع کنین:(البته کتابهای بسیاری در این زمینه تالیف شده)
1- 40 درس در اعتقادات آقای قائمی برای افراد مبتدی(اگر اسم فرق میکرد شرمنده،چون خیلی وقت پیش مطالعه کردم ولی اگه اسم آقای قائمی رو بیارین حتما بهتون میدن)
2- اعتقادات آیة الله مصباح برای افراد در حد متوسط.
3-محاضرات آیة الله سبحانی برای افراد بالاتر.(البته این کتاب به عربی هست و در حوضه تدریس میشه ولی کتاب واقعا جامع و عالی و کاملی هست.)
کتاب دیگه ای که اخیرا چاپ شده کتاب اعتقادات آقای قرائتی هست که دیگه همه ایشونو میشناسند.

موفق باشید.
Administrator
Administrator
پست: 2244
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۵, ۱۱:۵۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 10691 بار
سپاس‌های دریافتی: 5476 بار
تماس:

پست توسط Mohsen1001 »

naji نوشته شده:اما یک سخن با مدیران عزیز (مرکز نشر اعتقادات)
با عرض احترام قلبی بنده
در ابتدا از اینکه همچین مکانی برای بحث و گفتگو تشکیل شده است بسیار خوشحالم
و از شما مدیران عزیز این سایت تشکر فراوان دارم
اما درخواستی که دارم هر چند که میدانم شاید مطرح کردنش در این تایپک درست نباشد
ولی مطرح می کنم تا سایر دوستان نیز در جریان امر قرار گیرند
به نظر بنده ....


دوست عزیز سلام

ورود شما را پس از مدتها دوری از سایت خوش آمد میگم :D

چند نکته را مطرح کردید که حس میکنم بیشتر به لحاظ دوری شما در این مدت از سایت باشه.


اول :

به نظر بنده سایتی به این خوبی و با وجود کاربران و اعضایی به این خوبی
حداقل نیاز به دو نفر روحانی و یا کارشناسی با تجربه که حداقل هنگام نیاز بتوان
از تجربیات و معلومات این عزیزان استفاده کرد .


سوال من این هست که مثلا اگه در سایت افراد با تجربه و روحانی و اگاه به مسائل دینی داشته باشیم ، ایا خود اون طرف باید بگه من کارشناس هستم ؟

پس قطعاً از ظاهر افراد نمیشه قضاوت کرد که هیچ کسی در سایت وجود نداره که کارشناس امور دینی باشه !

کما اینکه در حال حاضر تعدادی از اعضاء محترم و مديران سایت هستند که از کارشناسان دینی و حتی حوزوی هستند و در صورت لزوم جواب دوستان را نیز می دهند.


دوم :

من در بحث هایی در این سایت شخصآ مشاهده کرده ام
که مدیران عزیز هنگامی که بحثی بالا می گیرد بدون جواب یا پاسخ قانع کننده ای تایپک را می بندند
در صورتی که طرفین بحث کننده هنوز به جواب قانع کنندهای نرسیده اند فقط عمر خود را بدون جهت صرف کرده اند
در این جاست که معلومات این عزیزان می تواند به یاری ما بشتابد و گره مشکل را حل کند


کمتر بحثی در سایت ایجاد شده که بدون جواب رها شده باشه و یا اینکه از طرف مدیران بی محلی شده باشه.

اگر هم در تاپیکی مشاهده کردید که مدیران کمتر شرکت میکنند مطمئن باشید که به دقت بحث ها دنبال میشه از طرف تیم نظارت ، و علت مداخله نکردن این است که تا حدی خود کاربران عزیز هم در جوابدهی و اینکه پاسخهای مستدل بدهند اشنا شوند.

اما در مورد تاپیکهایی که در نهایت قفل شده اند به جد میگویم بی انصافی کردید ، چون تعداد بسیار اندکی هستند که قفل شده اند و همین تعداد هم به دلایلی بوده است.

یکی اینکه به هیچ وجه تاپیکی وجود نداره که همان ابتدا قفل شده و اجازه بحث از اعضا در ان سلب گشته باشه. غالب موضوعات قفل شده پستهایش از یک صفحه گذشته و بعضاً به چندید صفحه رسیده.

تاپیکهای غیر مرتبط با عناوین سایت و همچنین بحثهایی که غالبا به یک مسیر انحراف از موضوع منتهی شده و دیگر ادامه ان فایده ای ندارد و یا امکان بروز کدورت بین کاربران را القا کند پس از تذکر مدیران قطعاً قفل و اجازه ادامه ان به کسی داده نمیشود چون اولین اصل در این انجمن روابط دوستانه افراد با یکدیگر هست و اینکه بتوانند با یکدیگر بحثهای مستدل و منطقی داشته باشند.

لذا مطمئن باشید مادامیکه این اصل در معرض نقض قرار بگیرد ، با عوامل ان برخورد خواهد شد و درصورت لزوم تاپیک نیز قفل میشود.


به هر حال از توجه شما متشکرم و این را از دلسوزی و علاقه شما به سایت خودتون میدونم. :D


موفق باشید :razz:
Member
Member
پست: 73
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۹ ق.ظ
محل اقامت: اصفهان
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 8 بار
تماس:

پست توسط KH.I.A.2500 »

با سلام مجدد ;
طبق نوشته هاي M_N00, بايد گفت چکيده اين بحث اين ميشه که يک نيرويي وجود داره که همه چيزها را اون نيرو ساخته ( که ما اسم اون نيرو را ميزاريم خدا ) .
چند ايراد نسبت به نوشته هاي شما دارم :
اول آنکه بر طبق قانون اول خودتان ( هر شی ممکن الوجودی علت میخواهد که این یک قانون عقلی و مورد قبول تمام عقلاست) هر معلولي علتي ميخواهد . که البته بنا بر مصلحت در گفتارتان موجودات را به دو دسته ممکن الوجود و واجب الوجود تقسيم کرده ايد . ولي واجب الوجود را از کجا آورده اید و چه لزومي دارد که در کنار ممکن الوجود , واجب الوجود هم باشد ؟ احتمالا شما واجب الوجود را از آنجا آورده ايد که فکر و عقل انسان در پاسخ به سوالاتش در مورد پدیده هستی به بن بست میرسد . اینکه انسان طبق عقلش میپذیرد " هر معلول علت دارد , دور ممتنع است و تسلسل محال " انسان را به بن بست رسانیده و موجب شده تا شما واجب الوجود را به این زنجیره اضافه کنید . البته لازم به ذکره کاملا عقلانی است که اینهمه موجود در این دنیا همگی نیازمند هستند و هیچکدام هم نمیتوانند خالق اولیه باشند . همین باعث میشه تا ما پاهامون رو از دور خودمون خارج کرده و فراتر بزاریم و به واجب الوجود معتقد بشیم .
اما :
ما بر پایه عقل و منطق به این نتیجه رسیدیم که هر معلولی علتی میخواهد .

شما نوشته اید که :
3-اشیا بدون علت به وجود آمده اند.
که با قانون عقلی اول رد میشود.

4- شی اول وجود داشته و معلول نبوده و علت و هستی بخش شی دوم شده.
که مطلوب و هدف همین قسم 4 هست که خالق تمام هستی بوده.


:-o طبق شماره 3 اشیا بدون علت نمیتوانند بوجود آمده باشند . پس در شماره 4 چطور ممکن است که چیز اولی وجود داشته باشد و معلول نباشد ؟ این تفکر که همان قانون علت و معلول را نقض میکند . قانون علت و معلول هم همان چیزیست که عقل و منطق آن را قبول دارند . پس این حرف شما بی منطق و غیر عقلانیست .

مورد دیگر این است : بر فرض اینکه بتوان اون چهار فرضیه ای که شما در بوجود آمدن دو چیز آورده اید را قبول کرد ; خصوصا شماره 4 یعنی " شی اول وجود داشته و معلول نبوده و علت و هستی بخش شی دوم شده . " حالا از کجا معلوم که واجب الوجود فقط یکی است ؟ شاید صدها هزار و یا ملیونها واجب الوجود داشته باشیم . اگر قرار است موجودی بدون هیچ دلیلی از ابتدا وجود داشته باشد , چه مانعی وجود دارد که بگوییم واجب الوجود فقط یکی نبوده ؟
* خدايا چنان کن سرانجام کار *** تو خشنود باشي و ما رستگار *
Member
Member
پست: 70
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۷:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 9 بار
سپاس‌های دریافتی: 27 بار

پست توسط M_N00 »

سلام خدمت عزيزان
طبق شماره 3 اشیا بدون علت نمیتوانند بوجود آمده باشند . پس در شماره 4 چطور ممکن است که چیز اولی وجود داشته باشد و معلول نباشد ؟ این تفکر که همان قانون علت و معلول را نقض میکند . قانون علت و معلول هم همان چیزیست که عقل و منطق آن را قبول دارند . پس این حرف شما بی منطق و غیر عقلانیست .

دوست عزيز قانون شماره اول ميگويد: هر شی (ممکن الوجودی) علت میخواهد.نه هر موجودي بما هو موجود...
و در شماره 4 بحث روي واجب الوجود است نه ممكن الوجود.

مورد دیگر این است : بر فرض اینکه بتوان اون چهار فرضیه ای که شما در بوجود آمدن دو چیز آورده اید را قبول کرد ; خصوصا شماره 4 یعنی " شی اول وجود داشته و معلول نبوده و علت و هستی بخش شی دوم شده . " حالا از کجا معلوم که واجب الوجود فقط یکی است ؟ شاید صدها هزار و یا ملیونها واجب الوجود داشته باشیم . اگر قرار است موجودی بدون هیچ دلیلی از ابتدا وجود داشته باشد , چه مانعی وجود دارد که بگوییم واجب الوجود فقط یکی نبوده ؟


براي اينكه تعدد مستلزم تركيب است و تركيب در ذات خداوند محال هست كه انشاءالله بحث در مورد وحدت ذات خداوند خواهد آمد.
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 966
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷, ۷:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 973 بار
سپاس‌های دریافتی: 1783 بار
تماس:

پست توسط سعید منتظر »

.
دوستان بالای لیسانس حرف میزنن آدم چیزی متوجه نمیشه...
.
بابا یه کم زیر سیکل حرف بزنید
.
 روزگاری‌ست که شیطان میگوید: انسان پیدا کنید ، سجده خواهم   [HIGHLIGHT=#FFFF00][HIGHLIGHT=#DBE5F1] +ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+     [HIGHLIGHT=#FFFF00][HIGHLIGHT=#DBE5F1] +ـ+ـ+     [External Link Removed for Guests]  [External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests] 
ارسال پست

بازگشت به “خدا شناسی”