سلام
يه سوال دارم خيلي گيجم کرده
البته ميدونم در ذات اقدس خداوند نبايد زياد تفحص کرد ولي بنده در مورد صفات خداوندي يه سوال دارم
" چرا خداوند تمامي صفتهايش مذکر است؟"
ممنون ميشم اگر کسي بتونه سوالم رو جواب بده
پاسخی که اجمالا باید عرض کرد این است که قواعد زبانی در این امر نمود بیشتری دارند . ( مخصوصا در زبان عربی ، که آشنایی با این قواعد
باعث میشود انسان از افتادن در افکاری مثل برتری مرد بر زن و امثال این مصون بماند)
زبان مشترك انسانها نيز تنها در دائره خاصي تعريف شده. عرب ، هر چيزي را به مذكر و مونث تقسيم ميكند و قرآن به زبان عربي نازل شده حال اگر قران عربي از عربي تخطي كند ، معنايش اين است كه باري تعالي به اعجاز زباني تازه اي نياز دارد و بايد قبل از خلق مفاهيم بديع اعجاز برانگيز ، قبل از آن ، زباني كاملا الهي تاسيس كند ؛ تازه اگر هم اين امر تا بدينجا ممكن باشد ، باز همين اشكال در صفات خدائي مفهوم نزد بشر ، باقي است ، چرا كه معمولا انسانها صفات خدايي را ، تكميل يافته صفات خود ميدانند (كمال محض) پس باز هم براي رسيدن به خدا لامحدود ، مجبور شديم از انسانهاي محدود گذر كنيم كه اين هم چندان مطلوب به نظر نميرسد....
عرب براي الله تبارك وتعالي از ضمير مذكر سود ميبرد و خداوند قران را به عربي نازل نمود .
چنانكه عرب براي شمس(خورشيد) از ضمير مونث و قمر(ماه) از مذكر سود ميبرد و قران ميفرمايد :وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا ........ِاذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ .. چنانكه دراين دو آيه ميبينم ، ضمير قمر مذكر امده و ضمير شمس مونث ، در حاليكه قمر و شمس هم مذكر و مونث حقيقي نيستند .
زبان شناسان عرب پس از مشاهده اين واقعيت ، استفاده اين ضماير را منحصر به مذكر و مونث بودن نداسته اند بلکه گفته اند كه عرب
براي احترام و عظمت هم ، از ضمير مذكر استفاده ميكند
خدا نميتواند فاعل را منصوب بياورد و نميتواند چينش عربي را همچون چينش فارسي بياورد و نميتواند از اصطلاحات مدرن هزاران سال بعد انگليسي در زبان عربي مفهوم نزد مردم سود بردو نميتواند اگر عرب با كلمه اي ، چون مذكر برخورد ميكنند ، او بگويد در باري تعالي مذكرو مونث جائي ندارد پس لفظي نو در اندازيم و ابداع كنيم حتي اگر عرب نفهمد!
این شناخت زبانی حتی در سایر زبان های دنیا نیز لازم است :
در زبانهای انگلیسی و فرانسه از ضمایری که برای مردان به کار میرود، He (در انگلیسی) و Homme (در فرانسوی) میباشد. این ضمایر و واژه «Man» مترادف با انسان و آدم، استعمال میشوند، اما ضمایر ویژة زنان چنین کاربردی ندارند. در زبان ژرمن و رومن نیز واژگان «مرد» و «انسان» مترادفند. برای اطلاع بیشتر می توانید به کتب زبان شناختی مراجعه نمایید .
خلاصه اینکه این قوانین مربوط به خود آن زبان می شود و اینکه چگونه این استعمالات در میان اهل یک زبان رواج یافته ، زیاد در خور توجه نیست .
بلکه با تعمق در این واژگان باید به اصل مطللب مورد نظر گوینده رسید .
چو مي بيني که نابينا و چاه است ... اگر خاموش بنشيني گناه است !