اصولیون یا اخبارین؟

مدیر انجمن: شورای نظارت

قفل شده
Member
Member
پست: 81
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۷, ۱:۰۲ ب.ظ
محل اقامت: مشهد
سپاس‌های ارسالی: 22 بار
سپاس‌های دریافتی: 101 بار

Re: اصولیون یا اخبارین؟

پست توسط hamid1635 »

با عرض سلام

شما فرمودید:
ابو حريره ملعون حديثي را نقل ميکند. او دروغگوييست که هر دو فرقه به دروغگو بودنش اذعان دارند.
به نظر شما ممکن است که يک دروغگو تمام حرفهايش دروغ باشد؟
ممکن است تمام احاديثي که او نقل کرده است دروغ باشد؟
اگر اينگونه بود که هفته اول همه ميفهميدند او دروغگوست؟ شرط اينکه يک دروغگو به هدفش برسد اين است که مثلا 2 تا راست بگويد يک دروغ. برای اینکه تابلو نشود.

بنابراين ابوحريره حديث راست هم گفته است.
و بنابراين کسي حق ندارد به حديثي که نقل کرده است بي احترامي کند. چون ممکن است با هر درصدي که شما بگوييد کلام کعصوم باشد باشد.

و همينطور در مورد ثقه ها هم ممکن است دروغ هم گفته باشند. اصلا ممکن است نجاشي عليه الرحمه اشتباه کرده باشد. يا ممکن است اشتباه در کپي برداري اتفاق افتاده باشد.

دقت کنيد؛ اين موشکافي ها براي کسي که ميخواهد به حديثي معتقد شود که از 1400 سال پيش به اين زمان آمده، لازم است.
حتي به اين راحتي به نجاشي و از اين قبيل افراد هم نبايد اعتماد کند.
حتي جوابي براي اينکه اين احاديث ممکن است تحريف شده باشد هم ندارد.

عنايت بفرماييد؛ شما ميخواهيد بفهميد اين حديث صحيح است؟ يعني حضرت اين حديث را فرموده اند؟ خوب مشخص است که راستگويي ممکن است اين حديث را دروغ گفته باشد (به هر دليلي). و يا دروغگويي اين حديث را راست گفته باشد.
دروغگويي که خود را راستگو نشان ندهد که خيلي بايد کم عقل باشد! مگر اين که امام معصوم عليه السلام فرموده باشد که او دروغگوست.

پس نميشه به واسطه ثقه بودن راوی مطمئن شد، که فلان کلام از زبان مبارک امام معصوم عليه السلام حادث شده باشد.




ببینید آقا حامد بنده حرفم اینه که فقط باید به چیزی عمل کنیم که یقینی باشه
خبر واحد یقینی نیست
پس اصل اولی در خبر واحد اینه که نباید به اون عمل یشه
اما اصولیان بر خلاف اخباریون دلیل قطعی دارند بر حجیت اخبار احاد
یعنی به خبر واحد میشه عمل کرد

فکر می کنم این بحث رو در پست های قبلی گفتم
ما چند گونه حدیث داریم
1- متواتر : یعنی قطعی الصدور (یعنی حتما از معصوم صادر شده چون بقدری راویان آن حدیث را نقل کرده اند که احتمال تبانی آنها برای رساندن خبر دورغ به ما میشود صفر)
2- واحد: خبر خود چند گونه است:
الف) محفوف به قرینه یعنی ما دلیلی از خارج داریم که این روایت درست است
ب) غیر محفوف به قرینه یعنی قرینه بر صحت نداریم.

تمام بحث های رجال در قسمت غیر محفوف به قرینه است

اما چرا به علم رجال مراجعه می کنیم؟
چون دلیل بر حجیت خبر واحد جایی را شامل است که راوی خبر عادل یا همان ثقه و راستگو باشد.
پس اگر نبود نمی توان به آن خبر عمل کرد
چون دلیلی بر حجیت چنین خبری نداریم.

دوست عزیز تمام حرف بنده این بود.
شما نفرمودید آیا لازم است به امور ظن آور عمل کرد یا خیر حتی به ظنون هم می توان عمل نمود؟

جواب خودم این است شما جوابتان را حتما ذکر کنید.

نمی توان به غیر از یقینیات عمل نمود زیرا قرآن ما را از عمل به این امور نهی کرده است: ان الظن لایغنی من الحق شیئا.
چیز هایی که یقین آور است:
1- دلیل عقل که مقدم بر تمامی ادله است (چون اگر عقل نبود و نمی توانستیم به آن عمل کنیم اصل وجود خدا، پیامبر، قرآن و ... ثابت نمیشد.) فقط عقل را با نظرات شخصی مخلوط نکنید .

2- کلام الله (قرآن) البته نصوص آن

3- سنت نبوی و ائمه

این دو مورد در زمانی که یا متواتر باشند یا قرینه ای همراه آنها باشد که یقین آور باشد

اما اگر قرینه نبود ظن آور و گما آور خواهد بود و نمی توان به آن عمل نمود مگر اینکه دلیلی بر حجیت داشته باشیم.
اصولیان ادله ای بر حجیت خبر واحد اقامه کرده اند مثل آیه نباء (یا ایها الذین آمنوا ان جاءکم فاسق بنبأ فتبینوا)
وجه استدلال:
آیه می فرماید: اگر فاسق و گنهکاری (کسی که به او نمی توان اطمینان کرد) خبری برای شما آورد تبین و تفحص تحقیق کنید .
مفهوم آیه این است که اگر عادل خبر آورد تبین لازم نیست و خبر او را بپذیرید.


پس اینکه فرمودید:
عنايت بفرماييد؛ شما ميخواهيد بفهميد اين حديث صحيح است؟ يعني حضرت اين حديث را فرموده اند؟ خوب مشخص است که راستگويي ممکن است اين حديث را دروغ گفته باشد (به هر دليلي). و يا دروغگويي اين حديث را راست گفته باشد.
دروغگويي که خود را راستگو نشان ندهد که خيلي بايد کم عقل باشد! مگر اين که امام معصوم عليه السلام فرموده باشد که او دروغگوست.

پس نميشه به واسطه ثقه بودن راوی مطمئن شد، که فلان کلام از زبان مبارک امام معصوم عليه السلام حادث شده باشد.


کلام صحیحی نیست.
یعنی اگر ما نمیدانیم که او راست گفته یا نه اما انسان راستگویی است باید خبر او را بپذیرم لو اینکه در عالم واقع معصوم چنین حرفی را نزده باشد
علت عمل به چنین حدیثی همین آیه نبا است نه اضطرار به حجیت خبر واحد چون هیچ اضطراری نیست.

و در مورد این حرف شما:
ابو حريره ملعون حديثي را نقل ميکند. او دروغگوييست که هر دو فرقه به دروغگو بودنش اذعان دارند.
به نظر شما ممکن است که يک دروغگو تمام حرفهايش دروغ باشد؟
ممکن است تمام احاديثي که او نقل کرده است دروغ باشد؟
اگر اينگونه بود که هفته اول همه ميفهميدند او دروغگوست؟ شرط اينکه يک دروغگو به هدفش برسد اين است که مثلا 2 تا راست بگويد يک دروغ. برای اینکه تابلو نشود.


اگر کسی دورغ گو بود باید دید این حدیث از کدام موارد است
متواتر است؟
واحد محفوف به قرینه است
که در این دو مورد مهم نیست که دروغ گو است زیرا ما یقین به صحت داریم
اما اگر خبر واحد محفوف به قرینه نبود نمی توانیم به این حدیث عمل کنیم چون دلیلی برای عمل نداریم و لو اینکه در عالم واقع خبر صحیح باشد.


ابو حريره ملعون حديثي را نقل ميکند. او دروغگوييست که هر دو فرقه به دروغگو بودنش اذعان دارند.


داخل پرانتز خدمتون عرض می کنم، اهل سنت ابوهریره را صحابی می دانند و عادل و حتی کتاب های فراوانی برای تایید سخنان او آورده اند، و انگشت شماری از اهل سنت او را رد کرده اند.


پس نميشه به واسطه ثقه بودن راوی مطمئن شد، که فلان کلام از زبان مبارک امام معصوم عليه السلام حادث شده باشد.


طبق پاسخ داده شده می شود به واسطه ثقه بودن روای به حدیث عمل کرد.

در تمام سخنان بنده حرفی از اطمینان نیست بلکه عمل به خبر واحد است چون بسیار تکرار کردم که خبر واحد ظن و گمان آور است نه اطمینان.

يهدي من يشاء الي صراط مستقيم


اگر لطف کنید و وجه استدلال به این آیه را توضیح دهید ممنون میشم چون هیچ ربطی بین آیه و عمل به تمام احادیث نمی بینم.

الکافی کافا لشیعتنا

سندش رو بیان کنید

شما حتماَ فرق حدیث دروغ را از حدیثی که از زبان معصوم نقل شده است را میدانید.
خیلی ما بین این دو فرق است.
شیخ کلینی اگر شک داشت که حدیثی دروغ است که آن را در کتابش نمیآورد!
و امام عصر علیه السلام هم اگر تمام احادیث این کتاب شریف را آسمانی نمیدیدند هم آن را تأیید نمیکردند! (الکافی کافا لشیعتنا)

مثل این میماند که دکتری یک مشت قرص به شما بدهد و بگوید بخور و بداند یکی از آنها آغشته به سمّ است!
خوب ممکن است من آن قرص سمّی را بخورم!

ضمن اینکه شما که به بزرگان اعتماد میکنید. بزرگان تفکر شما این کتاب شریف را تأیید کرده اند.



فکر می کنم شما اصلا متوجه حرف قبلی من نشدید
زیرا چیزی که مهم است اینست که شاید این روایت ها برای مرحوم کلینی محفوف به قرینه بوده و آن قرینه برای کلینی یقین می آورده است.
و اگر همان قرینه به دست ما میرسید اصلا یقین آور نبود چون یقین امر شخصی است

و مطلبی که خدمت شما عرض شد این بود که اگر کلینی می فرمود هر کس که من از او رایت کرده ام ثقه است ما مپذیرفتیم اما نفرموده
به این معنا که ما ییم و این روایات که قرینه ای ندارد و متواتر هم نیست.
تنها دلیل ما برای عمل به آنها امثال آیه نبا است که حجیت خبر ثقه را ثابت می کند نه هر خبری را
پس باید دلیل بر توثیق راویان داشته باشیم که نداریم
پس حق عمل کردن نداریم


لطف کنید و با دقت کافی مطالب نوشته شده رو مطالعه کنید و یک به یک پاسخ دهید.
با تشکر
Junior Member
Junior Member
پست: 20
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۶:۵۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 31 بار
سپاس‌های دریافتی: 17 بار

Re: اصولیون یا اخبارین؟

پست توسط hamed123 »

hamid1636 و reza141414 عزیز، سلام.
اگر لطف کنید و اجازه بفرمایید بعد از کمی تحقیق بحث را ادامه میدهم.

متشکرم. تصویر
Member
Member
پست: 81
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۷, ۱:۰۲ ب.ظ
محل اقامت: مشهد
سپاس‌های ارسالی: 22 بار
سپاس‌های دریافتی: 101 بار

Re: اصولیون یا اخبارین؟

پست توسط hamid1635 »

هر جور مایلید
اگربحث رو بعد از تحقیق خواستید ادامه بدید به من ایمیل بزنید
نام کاربری من در سایت ات یاهو
Junior Member
Junior Member
پست: 20
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۶:۵۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 31 بار
سپاس‌های دریافتی: 17 بار

Re: اصولیون یا اخبارین؟

پست توسط hamed123 »

ممنون البته ان شاء الله خیلی طول نمی کشه.
Senior Member
Senior Member
پست: 114
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۳:۱۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 41 بار
سپاس‌های دریافتی: 72 بار

Re: اصولیون یا اخبارین؟

پست توسط سارا/سینا »

ببخشید وسط بحث واردشدم
این مبا حثه خوندم سوالات زیادی ایجاد می کنه
مثلا اصولیون دلیلشون برای عمل به ظن > ظنیه یا قطعی
اکر ظنی باشه که ..................... مشکل درست می شه
ظهور ایه هم که ظنیه

و سوالات دیکر
Junior Member
Junior Member
پست: 20
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۶:۵۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 31 بار
سپاس‌های دریافتی: 17 بار

Re: اصولیون یا اخبارین؟

پست توسط hamed123 »

سلام عرض میکنم؛

تحقیقی کوتاهی که انجام دادم در مورد اهمیت توثیق راوی و فسقش بود که حداقل با این تحقیق کم به این نتیجه رسیدم که بله وثوق راوی مهم است.
همانطور که دوست عزیزم hamid1635 به درستی به آن اشاره کردند.

اما در مورد پاسخ به سؤالات:
آقا رضا سلام، ممنونم؛ طاعات شما هم قبول. ان شاء الله
reza141414 نوشته شده:چند اشکال به بحث شما وارده:
1. اگر حکم استفاده از اینترنت معلوم نباشد یعنی به دست ما نرسیده باشد آیا امام زمان از اینکه ما از اینترنت استفاده کنیم راضی خواهند بود یا خیر!!!
آیا در اینصورت حکم لایعلمون را ما نخواهیم نداشت! حکم لا یطیقون را نخواهیم داشت!!
2.خوب اکنون که حکم معلوم نیست وظیفه ما وقوف عند الشبه است؟ وقوف در این مورد استفاده کردن است یا استفاده نکردن؟
3.آیا امام معصوم آنان را که در اصلاب رجال هستند در احکام رها میکنند!!!
4.پس مصداق کل شی لک حلال چه میشود!!! کل شی لک مطلق چه میشود!!
آری درست است اگر امام زمان امر به حرام بودن بفرمایند آنگاه دیگر از حیطه کل شی خارج مشود اما تا زمانی که حضرات نهیی نفرموده اند میتوان آن را حرام دانست؟

فرمایشات شما کاملاَ درسته.
امّا؛
بحث بنده در مورد اینترنت اشاره به دو بحث داشت.
1. این حکمی است که باید امام عصر علیه السلام بدهند! بالاخره عدم ظهور حضرت برای ما باید یک فرقی در احکام ایجاد کند؟ یا نه؟ و حالا بگذریم که اگر از نظر حدیثی وارد تک تک احکام شویم، چه اختلافاتی که پیش نمیآید! همانطور که هست.
2. فقهای اصولی دو حکم مختلف در مورد آن داده اند!!؟ که میخواستم به عدم مجوز ورود عقل اشاره کنم! و در نتیجه فتوا!

reza141414 نوشته شده:البته این کلام نقض فرمایش خود شما در مورد گرد آورندگان احادیث هم هست...

در مورد گردآورندگان احادیث به آنها اعتماد میکنیم، ولی نه از این رو که مطمئن ترین کار است. از روی ناچاری.
همانطور که بی امام معصوم زندگی میکنیم چون ناچاریم!

reza141414 نوشته شده:آیا حدیثی داریم که مولا این کلام شما را فرموده اند؟ یعنی فرموده اند با آمدن حضرت مشکلات فقهی حل خواهد شد!!!
مشکلات فقهی و اختلاف در زمان مولا امام صادق علیه اسلام نبود؟
آیا امام عصر خود روات احادیث را حجت بر ما قرار نداده اند!!!


با اینکه احادیث زیادی این موضوع را تأیید میکند؛
من فقط از شما یک سؤال میپرسم؛ پس چه فرقی بین ظهور و غیبت آن حضرت است؟
نه خیر هیچ کس بر ما حجت نیست! و این راویان احادیث قطعا نمی توانند جای امام معصوم را پر کنند! و هیچ کس نمی تواند.

reza141414 نوشته شده:مهم اینه که هر شخص استدلاهای هر دو طرف رو بشنوه و ببینه حق با کدوم طرفه...(ببینه حق با کدوم طرفه= کدوم شخص بیشتر به احادیث و آیات در کلامش استناد میکنه...)

این حرف شما دقیقا حرف اخباریونه.
این یعنی دیگه از عقل برای حکم خدا استفاده نکردن! که در موردش بیشتر صحبت خواهم کرد. ان شاءالله

حمید عزیز سلام عرض میکنم، می بخشید که بین صحبت ها وقفه افتاد.
چون شما فرمودید، یک به یک پاسخ می دهم.

در مورد اعتماد به راویان ثقه که بخش زیادی از سوالات شما را در بر میگرفت، قبول میکنم که اشتباه کردم.
یعنی قبول دارم که اگر راویه ثقه ای حدیث را نقل کرد آن را می پذیریم و شک و شبهه وارد نمیکنیم. البته به اینکه تمام این کار ها از روی ناچاری و از این روست که امام زمان علیه السلام را نمی بینیم، اذعان می کنیم.

در مورد خبر واحد غیر محفوف به قرینه:
اگر این اخبار از کتب شریف کافی یا بحار الانوار و از این قبیل کتب به دست ما رسیده باشد که صاحبان آنها هم ثقه بودند، آنها را قبول میکنیم. و این اعتماد دقیقا از جنس اعتماد به راوی است.
نه اینکه اکثر احادیث مربوط به کتاب الحجه را حذف کنیم و بگوییم صحیح کافی!!!!!

سوال من این بود که چرا به صاحب کتاب کافی اعتماد نمی کنید؟
شما فرمودید:
hamid1635 نوشته شده:فکر می کنم شما اصلا متوجه حرف قبلی من نشدید
زیرا چیزی که مهم است اینست که شاید این روایت ها برای مرحوم کلینی محفوف به قرینه بوده و آن قرینه برای کلینی یقین می آورده است.
و اگر همان قرینه به دست ما میرسید اصلا یقین آور نبود چون یقین امر شخصی است

و مطلبی که خدمت شما عرض شد این بود که اگر کلینی می فرمود هر کس که من از او رایت کرده ام ثقه است ما مپذیرفتیم اما نفرموده
به این معنا که ما ییم و این روایات که قرینه ای ندارد و متواتر هم نیست.
تنها دلیل ما برای عمل به آنها امثال آیه نبا است که حجیت خبر ثقه را ثابت می کند نه هر خبری را
پس باید دلیل بر توثیق راویان داشته باشیم که نداریم
پس حق عمل کردن نداریم


حمید جان؛
پس من هم می توانم همین حرفها را در مورد نجاشی بزنم!؟
چون نجاشی هم بر اساس یک سری نظرات شخصی یک نفر را تأیید یا رد میکند! چون اگر موشکافانه حرفهایش را بررسی کنیم اشتباه پیدا میکنیم! چون یقین امری شخصی است!

به اینجا که رسیدیم یقین شخصی شد؟

معنی اعتماد این نیست.
اعتماد به یک نفر یعنی، یقین او یقین من است. او قبول کرده است پس من قبول دارم.

بنده این حرف را در مورد بحارالانوار هم میزنم! صاحبش آن را در مقدمه تأیید کرده و خوب میداند حدیث با غیر حدیث چه فاصله زیادی دارد.
و ما او را ثقه می دانیم.

آیه ای که عرض شد رو با اجازه ازش میگذرم.
و الکافی کافا لشیعتنا سندی در موردش پیدا نکردم ولی نبودنش خیلی چیزی رو تغییر نمیده.

فکر کنم همه چیز رو گفتم.
اگه چیزی از قلم افتاد عذر خواهی میکنم.

اما یک سؤال:
چرا اصولیون عقل و اجماع رو در کنار کتاب و سنة قرار میدن؟ برای این موضوع سند حدیثی دارند؟

چرا حضرت فرمودند:
انی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا ؟

پس عقل و اجماع در این حدیث کجا رفته است؟
Member
Member
پست: 81
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۷, ۱:۰۲ ب.ظ
محل اقامت: مشهد
سپاس‌های ارسالی: 22 بار
سپاس‌های دریافتی: 101 بار

Re: اصولیون یا اخبارین؟

پست توسط hamid1635 »

با سلام و عرض احترام به دوست گرامی حامد عزیز

از اینکه دوباره بحث شروع شد خوشحالم

قبل لز پاسخ شما به سوال دیگه ای که پرسیده شده جواب میدم بعد به سخنان شما
این مبا حثه خوندم سوالات زیادی ایجاد می کنه
مثلا اصولیون دلیلشون برای عمل به ظن > ظنیه یا قطعی
اکر ظنی باشه که ..................... مشکل درست می شه
ظهور ایه هم که ظنیه



دلیل بر عمل به ظنیات کاملا قطعی است و الا دور لازم میاد و دور هم باطله
عموم اصولیان هر گونه ظنی را حجت نمی دانند بلکه ظنون خاصی را حجت می دانند مثلا خبر واحد غیر محفوف به قرینه که دلیلش رو هم به صورت بسیار مختصر بیان کردم.


reza141414 نوشته است:
مهم اینه که هر شخص استدلاهای هر دو طرف رو بشنوه و ببینه حق با کدوم طرفه...(ببینه حق با کدوم طرفه= کدوم شخص بیشتر به احادیث و آیات در کلامش استناد میکنه...)


با این حرف کاملا مخالفم
چون اگر ما قدرت تشخیص این مطالب رو داشتیم که اصلا نیازی به تقلید نبود

پس من هم می توانم همین حرفها را در مورد نجاشی بزنم!؟
چون نجاشی هم بر اساس یک سری نظرات شخصی یک نفر را تأیید یا رد میکند! چون اگر موشکافانه حرفهایش را بررسی کنیم اشتباه پیدا میکنیم! چون یقین امری شخصی است!

به اینجا که رسیدیم یقین شخصی شد؟


یک نکته در کلام رجالیون هست که در کلمات سایرین نیست
در رجال بحثی مفصل داریم که باید توثیق و تضعیف یک راوی عن حس باشد نه عن حدس
یعنی اگر برای توثیق یا تضعیف از روی حدس عمل کرد نه از روی حس دیگر قول او کافی نیست
به همین دلیل اگر از رجالیون متاخرین حکم به توثیق یا تضعیف کنند مورد پذیرش نیست.
پس معلوم میشود نظر شخصی در کار نیست بلکه یکسری ضوابط معین وجود دارد
به عنوان مثال:

نجاشی در جایی می گوید:
ضعيف يقال إن في مذهبه ارتفاعا . ج1ص24
علت ضعف را بیان می کند
و شاید در بسیاری از موارد هم علت را بیان نکند اما علت ها و اسباب توثیق و تضعیف مشخص است.
به همین دلیل است که مثلا به تضعیفات ابن غضائری زیاد اعتنا نمی شود و دلیل آن هم این است که ایشان هر کسی که معجزه از ائمه نقل می کرده او را متهم به غلو می کرده و ضعیف می شمرده است.
البته این مطالبی که در اینجا گفته می شود خلاصه و چکیده از مباحث علم رجال است که اگر نیاز بیشتر داشتید به کتب مفصل مراجعه کنید
به عنوان مثال کتاب دانش رجال الحدیث از استاد ربانی بیرجندی کتاب مفیدی است.
ایشان استاد بنده بوده و متبحر در علم رجال هستند.

پس خلاصه این شد که امثال نجاشی هیچگاه طبق نظر شخصی عمل نکرده اند بلکه ضوابطی مشخص برای توثیق و تضعیف بیان شده است.


چرا اصولیون عقل و اجماع رو در کنار کتاب و سنة قرار میدن؟ برای این موضوع سند حدیثی دارند؟


در مورد اجماع:
اجماعی که در شیعه مطرح می شود با اجماعی که اهل سنت مطرح می کنند بسیار متفاوت است
اجماع اهل سنت به این معنا است که اگر امت اسلامی همگی بر مطلبی اتفاق نظر داشته باشند آن حکم مورد تایید خداوند است (برای اختصار یک تعریف بیان شد)
اما در نزد شیعه اصلا جمعیت و تعداد مهم نیست
بلکه تنها چیزی که مهم است به دست آوردن قول معصوم است. اگر قول معصوم به دست آمد حجت است و الا خیر و در حقیقت رجوع به سنت می کند و چیز اضافی نیست.
اجماع در جایی است که حدیثی در بین نباشد و علما همگی یک سخن را گفته باشند به نظر می رسد معصوم هم با آن موافق است
اصولیان چند نوع اجماع دارند:
اجماع دخولی
اجماع حدسی
اجماع لطفی

در اجماع این نکته بسیار مهم است که اگر قول معصوم بدست آمد حجت است و الا خیر .

اما دلیل عقل:
به این روایت دقت کنید:

يَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ ع وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُول‏ کافی ج1 ص 16

ای هشام همانا خداوند دو حجت برای مردم قرار داده است یک حجت ظاهری است و یک حجت باطنی است اما حجت ظاهری پیامبران و ائمه علیهم السلام هستند و اما باطنی عقل ها.

در این روایت در کنار احادیث عقل قرار داده شده است
عقول جمع عقل است یعنی عقول مردم .

اگر عقل برای هر کسی حجت نباشد دیگر حتی خدا را نمی توان اثبات کرد پس دلیلی که اصل شریعت را ثابت میکند به وسیله خود شریعت امکان دارد که نفی شود؟!!


اما اینکه هر حکمی که عقل درک نکرد باید کنار گذاشت؟
عقل در کجا حجت است؟

سوالاتی است که بعد از این مطرح می شود.
در احکام عقل حجت است به این معنا که اگر عقل درک می کند که فلان چیز خوب است یا خوب نیست مثلا عدل خوب است و ظلم بد است
همین مقدار حکم عقل است.
استفتائی از مرحوم آیت الله العظمی خوئی شده است و از ایشان پرسیده اند که شما در فتاوای خود چقدر از دلیل عقل استفاده کرده اید؟
ایشان فرموده اند هیچ.
چون بقدری روایات فراوان است که نوبت به حکم عقل نمی رسد.

فکر می کنم بحث تا حدی روشن شد
اگر سوالی بود بفرمایید
Junior Member
Junior Member
پست: 20
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۹, ۶:۵۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 31 بار
سپاس‌های دریافتی: 17 بار

Re: اصولیون یا اخبارین؟

پست توسط hamed123 »

حمید عزیز ممنونم؛
اگه لطف کنی و در مورد اخبار واحدی که ناقل آنها معتمد هستند (مثل اصول کافی) هم کمی توضیح بدی، من هم بحث را ادامه میدهم.
ضمنا از اطلاعاتی که در اختیارم قرار دادی متشکرم. :razz:
Member
Member
پست: 81
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۷, ۱:۰۲ ب.ظ
محل اقامت: مشهد
سپاس‌های ارسالی: 22 بار
سپاس‌های دریافتی: 101 بار

Re: اصولیون یا اخبارین؟

پست توسط hamid1635 »

با سلام
از اینکه چند وقتی نبودم عذر خواهی می کنم
درس های من شروع شده و خیلی سرم شلوغه

اما در مورد سوال شما آقا حامد عزیز:
اگه لطف کنی و در مورد اخبار واحدی که ناقل آنها معتمد هستند (مثل اصول کافی) هم کمی توضیح بدی، من هم بحث را ادامه میدهم.



اخبار بر چند دسته هستند:
1- متواتر
2- وحد (در مقابل متواتر)

متواتر آنست که بقدری یک روایت را افراد متعدد نقل کنند که احتمال تبانی همه آنها بر دروغ گفتن از بین برود و ما یقین به آن حدیث پیدا کنیم.
این نوع حدیث تقسیم بر سه نوع دیگر می شود
الف) تواتر لفظی یعنی یک لفظ در احادیث زیاد تکرار شود مثل حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه
ب) تواتر معنوی: یعنی یک مفهوم و معنا در احادیث مختلف تکرار شود.
ج) تواتر اجمالی: یعنی بدانیم از این مثلا 50 روایت حداقل یکی از آنها صحیح است.

اما واحد خود بر دو قسم است:
الف) خبر واحد: یعنی یک خبر رسیده باشد
ب) مستفیض: یعنی یک مضمون در چند روایت ذکر شود به حدی که به تواتر نرسد

هر دوی این حدیث ها خود بر دو قسم هستند
یا قرینه بر صحت آنها هست
یا قرینه بر صحت نیست

تمام بحث علم رجال در حدیث واحد (در مقابل متواتر)ی است که قرینه ای بر صحت نداریم.
در اینجاست که مراجعه می کنیم به متخصصین رجال که آیا این افراد ثقه هستند یا خیر.
این نکته هم قابل تامل است که باید در رجال هم تخصص داشت و الا بازهم نمی توان به احادیث به راحتی عمل نمود مگر احادیثی که از نظر همه معتبر است را مد نظر خود قرار دهیم.
چون بحث اصولیون با اخباریون در مورد احادیث فقهی است نه اخلاقی.
اجتهاد در رجال هم به این معناست که : بتوانیم با دلیل مبنای رجالی خود را مشخص کنیم
مثلا اگر در رجال به این نتیجه رسیدم که مشایخ تقات باعث توثیق می شود
کثر روایت باعث توثیق است
توثیق عام مورد پذیرش است
و .....
در این صورت احادیثی که ما می پذیریم بسیار بیشتر از چیزی است که اگر این مبانی را نپذیریم.


اما در مورد احادیث کافی:
باید دید که احادیث کافی از کدامیک این موارد هستند
اگر آنها را محفوف به قرینه (دارای قرینه بر صحت) دانستیم پس اصلا نوبت به بحث رجالی نمی رسد
اما اگر گفتیم قرینه ای بر صحت ندارد طبق مبنایی که انتخاب می کنیم به سراغ روایات آن می رویم
یعنی بحثی کاملا تخصصی در پیش داریم
اینجاست که معنای این جمله مشخص می شود: اگر کسی در مورد احادیث کافی اشکال کند کار افراد ضعیف را انجام داده است.
زیرا طبق مبنای ایشان احادیث کافی صحیح است چون از جهات مختلف می توان دلیل صحت را بیان نمود
مثلا کثرت روایت
مشایخ ثقات
اصحاب اجماع
توثیق عام
و ....

اما اگر این مبانی را نپذیریم می توانیم بحث سندی کنیم و به محض تضعیف رجالیون حکم به عدم حجیت (نه عدم صحت) روایت کنیم.


ان شاء الله که تونسته باشم جواب شما رو داده باشم

یک خواهش هم از شما دارم
اگر لطف کنید و هر موقع در بحث شرکت کردید یک ایمیل به من بزنید
hamid1635[@]yahoo.com
Member
Member
پست: 51
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۸, ۱:۴۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 134 بار
سپاس‌های دریافتی: 32 بار

Re: اصولیون یا اخبارین؟

پست توسط mohhammad$adeq »

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام



]
این مبا حثه خوندم سوالات زیادی ایجاد می کنه
مثلا اصولیون دلیلشون برای عمل به ظن > ظنیه یا قطعی
اکر ظنی باشه که ..................... مشکل درست می شه
ظهور ایه هم که ظنیه [/quote]


دلیل بر عمل به ظنیات کاملا قطعی است و الا دور لازم میاد و دور هم باطله
عموم اصولیان هر گونه ظنی را حجت نمی دانند بلکه ظنون خاصی را حجت می دانند مثلا خبر واحد غیر محفوف به قرینه که دلیلش رو هم به صورت بسیار مختصر بیان کردم.


reza141414 نوشته است:
مهم اینه که هر شخص استدلاهای هر دو طرف رو بشنوه و ببینه حق با کدوم طرفه...(ببینه حق با کدوم طرفه= کدوم شخص بیشتر به احادیث و آیات در کلامش استناد میکنه...)


با این حرف کاملا مخالفم((چرا چون صرفا محدثین میگن شما رد میکنی؟)(شما که راه اصولیین را انتخاب کردید که ظاهر قرآن حجت میدونید باید طبق آیه ی فبشر عباد... قبلا قایل به این قول میشدید)
چون اگر ما قدرت تشخیص این مطالب رو داشتیم که اصلا نیازی به تقلید نبود(یعنی چی ؟قدرت تشخیص مهمه یا موضوعیت داشتن طریق (یعنی تبعیت از ایمه ...)مثل مشروعیت بلافصل تقییه

پس من هم می توانم همین حرفها را در مورد نجاشی بزنم!؟
چون نجاشی هم بر اساس یک سری نظرات شخصی یک نفر را تأیید یا رد میکند! چون اگر موشکافانه حرفهایش را بررسی کنیم اشتباه پیدا میکنیم! چون یقین امری شخصی است!

به اینجا که رسیدیم یقین شخصی شد؟


یک نکته در کلام رجالیون هست که در کلمات سایرین نیست
در رجال بحثی مفصل داریم که باید توثیق و تضعیف یک راوی عن حس باشد نه عن حدس
یعنی اگر برای توثیق یا تضعیف از روی حدس عمل کرد نه از روی حس دیگر قول او کافی نیست
به همین دلیل اگر از رجالیون متاخرین حکم به توثیق یا تضعیف کنند مورد پذیرش نیست.
پس معلوم میشود نظر شخصی در کار نیست بلکه یکسری ضوابط معین وجود دارد_(و لو که کتب شیعه به تایید معصوم رسیده باشه؟)رجوع:مقدمه 123الحدایق الناضره)
به عنوان مثال:

نجاشی در جایی می گوید:
ضعيف يقال إن في مذهبه ارتفاعا . ج1ص24
علت ضعف را بیان می کند
و شاید در بسیاری از موارد هم علت را بیان نکند اما علت ها و اسباب توثیق و تضعیف مشخص است.
به همین دلیل است که مثلا به تضعیفات ابن غضائری زیاد اعتنا نمی شود و دلیل آن هم این است که ایشان هر کسی که معجزه از ائمه نقل می کرده او را متهم به غلو می کرده و ضعیف می شمرده است.
البته این مطالبی که در اینجا گفته می شود خلاصه و چکیده از مباحث علم رجال است که اگر نیاز بیشتر داشتید به کتب مفصل مراجعه کنید
به عنوان مثال کتاب دانش رجال الحدیث از استاد ربانی بیرجندی کتاب مفیدی است.
ایشان استاد بنده بوده و متبحر در علم رجال هستند.

پس خلاصه این شد که امثال نجاشی هیچگاه طبق نظر شخصی عمل نکرده اند بلکه ضوابطی مشخص برای توثیق و تضعیف بیان شده است.


چرا اصولیون عقل و اجماع رو در کنار کتاب و سنة قرار میدن؟ برای این موضوع سند حدیثی دارند؟


در مورد اجماع:(قبل از اینکه اجماع رو تقسیم کنی اول اثبات کن بعد ...)
اجماعی که در شیعه مطرح می شود با اجماعی که اهل سنت مطرح می کنند بسیار متفاوت است
اجماع اهل سنت به این معنا است که اگر امت اسلامی همگی بر مطلبی اتفاق نظر داشته باشند آن حکم مورد تایید خداوند است (برای اختصار یک تعریف بیان شد)
اما در نزد شیعه اصلا جمعیت و تعداد مهم نیست
بلکه تنها چیزی که مهم است به دست آوردن قول معصوم است. اگر قول معصوم به دست آمد حجت است و الا خیر و در حقیقت رجوع به سنت می کند و چیز اضافی نیست.
اجماع در جایی است که حدیثی در بین نباشد و علما همگی یک سخن را گفته باشند به نظر می رسد معصوم هم با آن موافق است
اصولیان چند نوع اجماع دارند:
اجماع دخولی(این تقسیم بندی ها رو از کجا آوردن؟)
اجماع حدسی
اجماع لطفی

در اجماع این نکته بسیار مهم است که اگر قول معصوم بدست آمد حجت است و الا خیر .

اما دلیل عقل:
به این روایت دقت کنید:

يَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ ع وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُول‏ کافی ج1 ص 16

ای هشام همانا خداوند دو حجت برای مردم قرار داده است یک حجت ظاهری است و یک حجت باطنی است اما حجت ظاهری پیامبران و ائمه علیهم السلام هستند و اما باطنی عقل ها.

در این روایت در کنار احادیث عقل قرار داده شده است(نظر من اینه که حتی این عقولی هم که معصوم میفرمایند تفکر در اقوال الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ   )چرا ؟
چون العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان*1
بنا عبد الله...*2

  جمع عقل است یعنی عقول مردم .

اگر عقل برای هر کسی حجت نباشد دیگر حتی خدا را نمی توان اثبات کرد پس دلیلی که اصل شریعت را ثابت میکند به وسیله خود شریعت امکان دارد که نفی شود؟!!


اما اینکه هر حکمی که عقل درک نکرد باید کنار گذاشت؟
عقل در کجا حجت است؟

سوالاتی است که بعد از این مطرح می شود.
در احکام عقل حجت است به این معنا که اگر عقل درک می کند که فلان چیز خوب است یا خوب نیست مثلا عدل خوب است و ظلم بد است
همین مقدار حکم عقل است.
استفتائی از مرحوم آیت الله العظمی خوئی شده است و از ایشان پرسیده اند که شما در فتاوای خود چقدر از دلیل عقل استفاده کرده اید؟
ایشان فرموده اند هیچ.
چون بقدری روایات فراوان است که نوبت به حکم عقل نمی رسد.

فکر می کنم بحث تا حدی روشن شد
اگر سوالی بود بفرمایید[/quote]
*1کافی 1.11
2 *کافی 1.145
[COLOR=#92d050][COLOR=#0c0c0c]عن ابی عبد الله (ع): من سره ان یستکمل الایمان کله فلیقل القول منی فی جمیع الاحوال قوا آل محمد فیما اسروا و ما اعلنوا و فیما بلغنی عنهم و ما لم یبلغنی    1.391
در نتیجه [COLOR=#92d050]   منی فی جمیع الاحوال قوا آل محمد فیما اسروا و ما اعلنوا و فیما بلغنی عنهم و ما لم یبلغنی.  
قفل شده

بازگشت به “پرسش و پاسخ”