شما فرمودید:
ابو حريره ملعون حديثي را نقل ميکند. او دروغگوييست که هر دو فرقه به دروغگو بودنش اذعان دارند.
به نظر شما ممکن است که يک دروغگو تمام حرفهايش دروغ باشد؟
ممکن است تمام احاديثي که او نقل کرده است دروغ باشد؟
اگر اينگونه بود که هفته اول همه ميفهميدند او دروغگوست؟ شرط اينکه يک دروغگو به هدفش برسد اين است که مثلا 2 تا راست بگويد يک دروغ. برای اینکه تابلو نشود.
بنابراين ابوحريره حديث راست هم گفته است.
و بنابراين کسي حق ندارد به حديثي که نقل کرده است بي احترامي کند. چون ممکن است با هر درصدي که شما بگوييد کلام کعصوم باشد باشد.
و همينطور در مورد ثقه ها هم ممکن است دروغ هم گفته باشند. اصلا ممکن است نجاشي عليه الرحمه اشتباه کرده باشد. يا ممکن است اشتباه در کپي برداري اتفاق افتاده باشد.
دقت کنيد؛ اين موشکافي ها براي کسي که ميخواهد به حديثي معتقد شود که از 1400 سال پيش به اين زمان آمده، لازم است.
حتي به اين راحتي به نجاشي و از اين قبيل افراد هم نبايد اعتماد کند.
حتي جوابي براي اينکه اين احاديث ممکن است تحريف شده باشد هم ندارد.
عنايت بفرماييد؛ شما ميخواهيد بفهميد اين حديث صحيح است؟ يعني حضرت اين حديث را فرموده اند؟ خوب مشخص است که راستگويي ممکن است اين حديث را دروغ گفته باشد (به هر دليلي). و يا دروغگويي اين حديث را راست گفته باشد.
دروغگويي که خود را راستگو نشان ندهد که خيلي بايد کم عقل باشد! مگر اين که امام معصوم عليه السلام فرموده باشد که او دروغگوست.
پس نميشه به واسطه ثقه بودن راوی مطمئن شد، که فلان کلام از زبان مبارک امام معصوم عليه السلام حادث شده باشد.
ببینید آقا حامد بنده حرفم اینه که فقط باید به چیزی عمل کنیم که یقینی باشه
خبر واحد یقینی نیست
پس اصل اولی در خبر واحد اینه که نباید به اون عمل یشه
اما اصولیان بر خلاف اخباریون دلیل قطعی دارند بر حجیت اخبار احاد
یعنی به خبر واحد میشه عمل کرد
فکر می کنم این بحث رو در پست های قبلی گفتم
ما چند گونه حدیث داریم
1- متواتر : یعنی قطعی الصدور (یعنی حتما از معصوم صادر شده چون بقدری راویان آن حدیث را نقل کرده اند که احتمال تبانی آنها برای رساندن خبر دورغ به ما میشود صفر)
2- واحد: خبر خود چند گونه است:
الف) محفوف به قرینه یعنی ما دلیلی از خارج داریم که این روایت درست است
ب) غیر محفوف به قرینه یعنی قرینه بر صحت نداریم.
تمام بحث های رجال در قسمت غیر محفوف به قرینه است
اما چرا به علم رجال مراجعه می کنیم؟
چون دلیل بر حجیت خبر واحد جایی را شامل است که راوی خبر عادل یا همان ثقه و راستگو باشد.
پس اگر نبود نمی توان به آن خبر عمل کرد
چون دلیلی بر حجیت چنین خبری نداریم.
دوست عزیز تمام حرف بنده این بود.
شما نفرمودید آیا لازم است به امور ظن آور عمل کرد یا خیر حتی به ظنون هم می توان عمل نمود؟
جواب خودم این است شما جوابتان را حتما ذکر کنید.
نمی توان به غیر از یقینیات عمل نمود زیرا قرآن ما را از عمل به این امور نهی کرده است: ان الظن لایغنی من الحق شیئا.
چیز هایی که یقین آور است:
1- دلیل عقل که مقدم بر تمامی ادله است (چون اگر عقل نبود و نمی توانستیم به آن عمل کنیم اصل وجود خدا، پیامبر، قرآن و ... ثابت نمیشد.) فقط عقل را با نظرات شخصی مخلوط نکنید .
2- کلام الله (قرآن) البته نصوص آن
3- سنت نبوی و ائمه
این دو مورد در زمانی که یا متواتر باشند یا قرینه ای همراه آنها باشد که یقین آور باشد
اما اگر قرینه نبود ظن آور و گما آور خواهد بود و نمی توان به آن عمل نمود مگر اینکه دلیلی بر حجیت داشته باشیم.
اصولیان ادله ای بر حجیت خبر واحد اقامه کرده اند مثل آیه نباء (یا ایها الذین آمنوا ان جاءکم فاسق بنبأ فتبینوا)
وجه استدلال:
آیه می فرماید: اگر فاسق و گنهکاری (کسی که به او نمی توان اطمینان کرد) خبری برای شما آورد تبین و تفحص تحقیق کنید .
مفهوم آیه این است که اگر عادل خبر آورد تبین لازم نیست و خبر او را بپذیرید.
پس اینکه فرمودید:
عنايت بفرماييد؛ شما ميخواهيد بفهميد اين حديث صحيح است؟ يعني حضرت اين حديث را فرموده اند؟ خوب مشخص است که راستگويي ممکن است اين حديث را دروغ گفته باشد (به هر دليلي). و يا دروغگويي اين حديث را راست گفته باشد.
دروغگويي که خود را راستگو نشان ندهد که خيلي بايد کم عقل باشد! مگر اين که امام معصوم عليه السلام فرموده باشد که او دروغگوست.
پس نميشه به واسطه ثقه بودن راوی مطمئن شد، که فلان کلام از زبان مبارک امام معصوم عليه السلام حادث شده باشد.
کلام صحیحی نیست.
یعنی اگر ما نمیدانیم که او راست گفته یا نه اما انسان راستگویی است باید خبر او را بپذیرم لو اینکه در عالم واقع معصوم چنین حرفی را نزده باشد
علت عمل به چنین حدیثی همین آیه نبا است نه اضطرار به حجیت خبر واحد چون هیچ اضطراری نیست.
و در مورد این حرف شما:
ابو حريره ملعون حديثي را نقل ميکند. او دروغگوييست که هر دو فرقه به دروغگو بودنش اذعان دارند.
به نظر شما ممکن است که يک دروغگو تمام حرفهايش دروغ باشد؟
ممکن است تمام احاديثي که او نقل کرده است دروغ باشد؟
اگر اينگونه بود که هفته اول همه ميفهميدند او دروغگوست؟ شرط اينکه يک دروغگو به هدفش برسد اين است که مثلا 2 تا راست بگويد يک دروغ. برای اینکه تابلو نشود.
اگر کسی دورغ گو بود باید دید این حدیث از کدام موارد است
متواتر است؟
واحد محفوف به قرینه است
که در این دو مورد مهم نیست که دروغ گو است زیرا ما یقین به صحت داریم
اما اگر خبر واحد محفوف به قرینه نبود نمی توانیم به این حدیث عمل کنیم چون دلیلی برای عمل نداریم و لو اینکه در عالم واقع خبر صحیح باشد.
ابو حريره ملعون حديثي را نقل ميکند. او دروغگوييست که هر دو فرقه به دروغگو بودنش اذعان دارند.
داخل پرانتز خدمتون عرض می کنم، اهل سنت ابوهریره را صحابی می دانند و عادل و حتی کتاب های فراوانی برای تایید سخنان او آورده اند، و انگشت شماری از اهل سنت او را رد کرده اند.
پس نميشه به واسطه ثقه بودن راوی مطمئن شد، که فلان کلام از زبان مبارک امام معصوم عليه السلام حادث شده باشد.
طبق پاسخ داده شده می شود به واسطه ثقه بودن روای به حدیث عمل کرد.
در تمام سخنان بنده حرفی از اطمینان نیست بلکه عمل به خبر واحد است چون بسیار تکرار کردم که خبر واحد ظن و گمان آور است نه اطمینان.
يهدي من يشاء الي صراط مستقيم
اگر لطف کنید و وجه استدلال به این آیه را توضیح دهید ممنون میشم چون هیچ ربطی بین آیه و عمل به تمام احادیث نمی بینم.
الکافی کافا لشیعتنا
سندش رو بیان کنید
شما حتماَ فرق حدیث دروغ را از حدیثی که از زبان معصوم نقل شده است را میدانید.
خیلی ما بین این دو فرق است.
شیخ کلینی اگر شک داشت که حدیثی دروغ است که آن را در کتابش نمیآورد!
و امام عصر علیه السلام هم اگر تمام احادیث این کتاب شریف را آسمانی نمیدیدند هم آن را تأیید نمیکردند! (الکافی کافا لشیعتنا)
مثل این میماند که دکتری یک مشت قرص به شما بدهد و بگوید بخور و بداند یکی از آنها آغشته به سمّ است!
خوب ممکن است من آن قرص سمّی را بخورم!
ضمن اینکه شما که به بزرگان اعتماد میکنید. بزرگان تفکر شما این کتاب شریف را تأیید کرده اند.
فکر می کنم شما اصلا متوجه حرف قبلی من نشدید
زیرا چیزی که مهم است اینست که شاید این روایت ها برای مرحوم کلینی محفوف به قرینه بوده و آن قرینه برای کلینی یقین می آورده است.
و اگر همان قرینه به دست ما میرسید اصلا یقین آور نبود چون یقین امر شخصی است
و مطلبی که خدمت شما عرض شد این بود که اگر کلینی می فرمود هر کس که من از او رایت کرده ام ثقه است ما مپذیرفتیم اما نفرموده
به این معنا که ما ییم و این روایات که قرینه ای ندارد و متواتر هم نیست.
تنها دلیل ما برای عمل به آنها امثال آیه نبا است که حجیت خبر ثقه را ثابت می کند نه هر خبری را
پس باید دلیل بر توثیق راویان داشته باشیم که نداریم
پس حق عمل کردن نداریم
لطف کنید و با دقت کافی مطالب نوشته شده رو مطالعه کنید و یک به یک پاسخ دهید.
با تشکر




