بررسی یک مصاحبه

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Bronze
Bronze
پست: 280
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶, ۳:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 303 بار
سپاس‌های دریافتی: 794 بار

بررسی یک مصاحبه

پست توسط amoonaser »

 بسم رب الحسین علیه السلام 

 سلام بر شما 

 چندی است با برخی از دوستان و برادران شیعه که از موافقان وحدت و برادری و تقریب با اهل خلاف هستند ، در مورد تقریب و .... صحبت می کنم . 

 بنده در سایت " خبرگزاری تقریب " مصاحبه ای دیدم که شاید مطالعه آن خالی از لطف نباشد . 

 این مصاحبه را در اینجا می گذارم و سپس از همه دوستان و اساتید خودم تقاضا دارم تا نظرات خود را در نقد یا قبول این مصاحبه بیان نمایند .... 


 لینک خبر : [External Link Removed for Guests] 



کد خبر: 9911 زمان مخابره: 20/11/1388 14:45
سرویس: فرهنگي
 تصویر 
امام شافعي و اهل بيت و اصحاب پيامبر(ص)

دکتر عادل ضيايي مدير گروه فقه و حقوق شافعي دانشگاه مذاهب اسلامي و عضو هيئت علمي دانشکده الهيات دانشگاه تهران در مصاحبه با خبرنگار تقريب به بررسي و تبيين جايگاه مذهب شافعي و مؤسس اين مذهب اسلامي پرداخته که در ويژه نامه اي که در آينده نزديک تحت عنوان معرفي مذاهب اسلامي منتشر خواهد شد، مشروح آن از نظر مخاطبان خواهد گذشت.


اين پژوهشگر برجسته کشورمان در مورد آرا و نظرات امام شافعي در مورد اهل بيت و اصحاب پيامبر گرامي اسلام(ص)، تأکيد دارد که براي هر دو احترام خاصي قائل بوده و آنها را اساس اسلام برمي شمارد.

وي در اين رابطه تاکيد مي کند:امام شافعي همچون ساير دانشمندان اهل سنت براي ياران وفادار پيامبرگرامي اسلام(ص) احترام خاصي قايل بود و به تأسي از قرآن آنها را نسل برتر مي دانست و با اطاعت از اوامر پيامبر(ص) خوض در بدگويي از آنان را جايز نمي شمرد.علاوه بر آن امام شافعي با الهام از قرآن اهل بيت رسول گرامي اسلام(ص) را تکريم مي کرد و با احترام از آنان ياد مي کرد.

ايشان در مورد خلفاي راشدين مي فرمايند:

شهدت بان الله لا شي ء غيره واشهد ان البعث حق و اخلص
و ان ابا بكر خليفه ربه و كان ابوحفص على الخير يحرص و اشهد ربى ان عثمان فاضل و ان على فضله متخصص

وي مي افزايد: امام شافعي، ربيع بن سليمان مولوي شاگرد باوفايش را به سه چيز توصيه مي کند که يکي از آنها پرهيز از ورود طعنه گويي نسبت به اصحاب پيامبر(ص) است.ايشان مي فرمايد:لا تخوضن في اصحاب رسول الله (ص) فان خصمک النبي(ص) غدا.

دکتر ضيايي در مورد محبت امام شافعي به اهل بيت اظهار مي کند:ايشان هنگامي که به محبت اهل بيت پيامبر(ص) تصريح کرد، برخي به او اتهاماتي زدند.او خود در اين باره مي فرمايد:

اذا نحن فضلنا عليا فاننا روافض بالتفضيل عند ذوي الجهل
وفضل ابي بکر اذا ما ذکرته رميت بنصب عند ذکري للفضل
فلازلت ذا رفض و نصب کلاهما بحبيهما حتي اوسد في الرمل


و اين بيت از او نقل شده است که فرمود:
يا آل بيت رسول الله حبکم فرض من الله في القرآن انزله

وبر اين عقيده خويش اصرار داشت، آنجا که فرمود:
لئن کان ذنبي حب آل محمد فذلک ذنب لست عنه اتوب



انتهای خبر / خبرگزاری تقریب/ کد خبر 9911







  نظرات اساتید و بزرگواران این سایت هستم . 

[SIZE=200]  علی  

 
جدا شده از خدا

جدا شده از رسول

جدا شده از کتاب

[COLOR=Blue]هر که ز حیدر جداست
 
Bronze
Bronze
پست: 280
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶, ۳:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 303 بار
سپاس‌های دریافتی: 794 بار

Re: بررسی یک مصاحبه

پست توسط amoonaser »

  رب الحسین علیه السلام

سلام بر شما

بد نیست قبل از بررسی مطالب این مصاحبه ، کمی در مورد برخی آراء و نظرات جناب شافعی ، صحبت کنیم ....

بنده در اینجا به برخی از فتاوای زیبای (!) جناب شافعی اشاره می کنم تا اول مشخص شود که ایشان چقدر به اهل بیت و کلا" به اصل اسلام ، نزدیک هستند !!!!!


[SIZE=150][HIGHLIGHT=#ffc000]ایشان معتقد بود که ازدواج با برخی محارم صحیح   .
...

  
 ما در اینجا به برخی از منابع اهل سنت دال بر صحت این فتوا اشاره می کنیم . 
 
 
   
 1 - شیخ الاسلام موفق الدین ابی محمد عبدالله بن احمد بن محمد بنقدامه ( ابن قدامه ) متوفی سنه 620 در کتاب معروف فقهی خود به نام "المغنی " ( که بسیار مورد عنایت وهابیون در مکه و مدینه می باشد ) در مجلد7 ص 91 چنین می نگارد :

" فصل ویحرم على الرجل نکاح ابنته من الزنا وأخته وبنت ابنه وبنت ابنته وبنت أخیه وأخته من الزنا وهو قول عامة الفقهاء وقال مالک والشافعی فی المشهور من مذهبه یجوز ذلک کله لأنها أجنبیة منه ولا تنسب إلیه شرعا ولا یجری التوارث بینهما ولا تعتق علیه إذاملکها ولا تلزمه نفقتها فلم تحرم علیه کسائر الأجانب "

همچنان که مشاهده می فرمایید ایشان می گوید که جنابمالک و شافعی ، آنچنان که در مذهبشان مشهور است ، می گویند که می توان بادختر حاصل از زنا و دختر دختر و دخترِ پسر و .... ازدواج کرد زیرا آناناجنبی هستند و از محارم نیستند .

دوستان می توانند مطلب ذیل را در لینک زیر مطالعه نمایند :

[External Link Removed for Guests]


حقیر هم مطلب بیان شده را از کتاب " المغنی " با مشخصات زیر بیان کردم :

"المغنی فی فقه الإمام أحمد بن حنبل الشیبانی ، اسم المؤلف: عبد الله بنأحمد بن قدامة المقدسی أبو محمد الوفاة: 620 ، دار النشر : دار الفکر -بیروت - 1405 ، الطبعة : الأولى "


**************************************************

2- فخر رازی ( عالم بلند آوازه شافعی مذهب ) در کتاب " م[COLOR=#c00000]ناقب الامام شافعی" ص 532 این فتوای جناب شافعی را مطرح کرده و مصرانه از آن دفاع می کند . 

**************************************************
   3 - جناب شافعی ( محمد بن ادریس ) در کتاب معروفش به نام " الام " ج 7 ص 155 چنین می گوید :  

 

" ( قال الشَّافِعِیُّ ) رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى وإذا زنا ( ( ( زنى ) ) ) الرَّجُلُ بِالْمَرْأَةِ فَلَا تَحْرُمُ علیه هِیَ إنْ أَرَادَ أَنْ یَنْکِحَهَا وَلَا أُمَّهَا وَلَا ابْنَتَهَا لِأَنَّ اللَّهَ عز وجل إنَّمَا حَرَّمَ بِالْحَلَالِ وَالْحَرَامُ ضِدُّ الْحَلَالِ "

ایشان به صراحت بیان می نماید که مرد می تواند با دختر حاصل از زنا ازدواج نماید .

مطلب فوق در لینک زیر موجود است :

[External Link Removed for Guests]


" [COLOR=#c00000]الأم ، اسم المؤلف: محمد بن إدریس الشافعی أبو عبد الله الوفاة: 204 ، دار النشر : دار المعرفة - بیروت - 1393 ، الطبعة : الثانیة   "


**************************************************

  4 - شمس الدین ابوبکر محمد بن ابی سهل سرخسی در کتاب " المبسوط " ج 4 ص 206 چنین می گوید :  

 
" ومن فروع هذه المسألة بنت الرجل من الزنى بأن زنی ببکر وأمسکها حتى ولدت بنتا حرم علیه تزوجها عندنا

  الشافعی رحمه الله تعالى لا یکون حراما   "

یعنی ازدواج با دختر حاصل از زنا ، در فقه حنفی حرام است ولی در فقه شافعی حرام نیست .


مطلب فوق در لینک زیر موجود است ( ابتدای صفحه ) :

[External Link Removed for Guests]


" المبسوط ، اسم المؤلف: شمس الدین السرخسی الوفاة: 483 ، دار النشر : دار المعرفة - بیروت "
 
 
 
 ******************************************************** 
 ۵ - زمخشری ( عالم و ادیب و مفسر بزرگ اهل سنت ) در مجلد آخر تفسیر خودبه نام " الکشاف عن حقائق التنزیل و عیون الاقاویل " در ضمن برخی اشعارخود ، به این فتوا و فتاوای شاذ دیگر از ائمه اربعه اشاره می کند .

إذا سألوا عن مذهبی لم أبح به * وأکتمه ، کتمانه لی أسلم
فإن حنفیا قلت قالوا بأننی * أبیح الطلا وهو الشراب المحرم
وإن مالکیا قلت قالوا بأننی * أبیح لهم أکل الکلاب وهم هم
وإن شافعیا قلت قالوا بأننی * أبیح نکاح البنت والبنت محرم
وإن حنبلیا قلت قالوا بأننی * ثقیل حلولی بغیض مجسم
 
 
 
 " الکشاف عن حقائق التنزیلوعیون الأقاویل فی وجوه التأویل ، اسم المؤلف: أبو القاسم محمود بن عمرالزمخشری الخوارزمی ، دار النشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت ، تحقیق : عبد الرزاق المهدی " 
 

******************************************************************************************************************************

[SIZE=150][HIGHLIGHT=#ffc000]وی قائل به این مطلب بود که می توان ذبیحه ای که بر آن نام خداوند خوانده نشده است را   !
!!

  
 ابو محمد عبدالقادر ابی الوفاء قرشی در " الجواهر المضیه فی طبقات الحنفیه " ج 1 ص 358 از قول صندلانی چنین می گوید : 
 
 
 وقال أبو المعالی یوما النکاح بغیر ولی . هذه المسألة خلاف بین أبی حنیفة وبین رسول الله صلى الله علیه واله وسلم  
 فإنه صلى الله علیه واله وسلم قال أیما امرأة نکحت بغیر أذن ولیها فنکاحها باطل . وقال أبو حنیفة بل نکاحها صحیح  
 فصارت هذه عن أبی المعالی فحضر مع الصندلی وسئل عن التسمیة على الذبیحة هل هی واجبة أم لا  
 فقال الصندلی هذه المسألةخلاف بین الشافعی وبین الله تعالى قال الله تعالى یقول ولا تأکلوا مما لمیذکر اسم الله علیه والشافعی قال وکلوا. 
   
 روزی ابوالمعالی گفت : ازدواج کردن بدون اذن ولی ، مساله ای اختلافی بین رسول الله ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و ابوحنیفه است .  
 [HIGHLIGHT=#ffff00]زیراپیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله وسلم ) می فرمایند : هر زنی که بدوناذن ولی خویش ازدواج نماید ، نکاحش باطل است . ولی ابوحنیفه می گوید :نکاح وی صحیح است .  
 [HIGHLIGHT=#ffff00]
 
 
 این کلام از ابوالمعالی وجودداشت تا اینکه در مجلسی با ابوالحسن صندلی همنشین شد .و از وی سوال کرد کهایا در ذبح کردن ، خواندن " بسم الله " ( یعنی بردن نام خداوند ) واجب استیا خیر ! 
 
 
 [HIGHLIGHT=#ffff00]صندلی پاسخ داد : این مساله ای است اختلافی بین شافعی و خداوند متعال . زیراخداوند می فرماید : هر چیزی که نام خداوند بر آن برده نشده است را نخورید؛ ولی شافعی می گوید : بخورید !  
   
 (( الجواهر المضیة فی طبقات الحنفیة ، اسم المؤلف: عبد القادر بن أبی الوفاء محمد بن أبی الوفاءالقرشی أبو محمد الوفاة: 775 ، دار النشر : میر محمد کتب خانه - کراتشی )) 
 
 
 
 
 ******************************************
 
 
 
 
 
 ابن قدامه در " المغنی " ج 11 ص 33 ( نشر دارالکتاب العربی - بیروت ) یا ج 9 ص 310 ( نشر دارالفکر - بیروت ) در باب خواندن نام خداوند در هنگام ذبح ( تسمیه ) چنین می گوید :
 
 
" وعن أحمد أنها مستحبة غير واجبة في عمد ولا سهو وبه قال الشافعي "

یعنی احمد حنبل و شافعی بر این عقیده اند که تسمیه مستحب است و واجب نیست ؛ چه عمدا ترک شود و چه سهوا !!!


******************************************

فخر رازی در کتاب " مناقب الامام الشافعی " ص 535 این فتوای شافعی را نقل کرده و با جدیت از آن دفاع می کند ....

******************************************

ابن حزم در " المحلی " نیز این فتوای شافعی را بیان کرده است ....



[SIZE=200]یا علی ع

 

 
جدا شده از خدا

جدا شده از رسول

جدا شده از کتاب

[COLOR=Blue]هر که ز حیدر جداست
 
Bronze
Bronze
پست: 280
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶, ۳:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 303 بار
سپاس‌های دریافتی: 794 بار

Re: بررسی یک مصاحبه

پست توسط amoonaser »

 بسم رب الحسین علیه السلام 

 سلام بر شما 

 در مقاله آمده است : 

 
اين پژوهشگر برجسته کشورمان در مورد آرا و نظرات امام شافعي در مورد اهلبيت و اصحاب پيامبر گرامي اسلام(ص)، تأکيد دارد که براي هر دو احترام خاصيقائل بوده و آنها را اساس اسلام برمي شمارد.
 

 یکی از معضلات اعتقادی اهل خلاف و متاسفانه برخی از شیعیان این است که هنوز نمی دانند که محبت دو ذات مخالف در یک جا جمع نمی شود .... 

 اهل خلاف معتقدند که می توان هم پیامبر را دوست داشت و هم محبت همه صحابه ( یعنی همان صحابه ای که در آنها منافق و غیر مومن وجود داشتند ) 

 البته از باب اطلاع عرض می کنم که اعتقاد شیعه بر این است که در میان اصحاب پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله وسلم ) برخی از اصحاب بودند که منافق بوده و به ظاهر اسلام داشتند و این حقیقتی است که خداوند متعال در قران کریم ، بارها اشاره نموده است ... و از طرف دیگر صحابه ای در کنار پیامبر بودند که دارای ایمانی واقعی و متقن بوده و همواره یار و یاور ایشان بودند و بعد از شهادت پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) به وصیت ایشان عمل نموده و در کنار وصی حقیقی پیامبر ماندند و انجام امر می نمودند . 


 در مورد صحابه در نزد اهل خلاف و اینکه آنها معتقد به عدالت همه آنها هستند ولو اینکه یک صحابی پیامبر را در یک لحظه دیده باشد ؛ امری است که برای شیعه اصلا مقبول نیست و اصلا چنین تعریفی در قاموس شیعیان جایی ندارد ....  


 اینکه فردی بیاید و داعیه محبت به همه صحابه را داشته باشد ( اعم از صحابه منافق و فاسق و ظالم و ... ) و از طرف دیگر داعیه محبت پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) را داشته باشد ، یعنی دوست داشتن دو ذات مخالف !!! 

 زیرا برخی از همین صحابه اعمالی انجام دادند که دقیقا مخالف کلام الله و کلام پیامبر بود و لذا نمی شود که دو چیز مخالف را دوست داشت !!! 


   [SIZE=150]شرب خمر در میان صحابه
: 

 * مسلم در صحیح خود ج 5 ص 41 و احمد بن حنبل در مسند خود ج 1 ص 25 ( مسند عمر بن خطاب ) و دارمی در سنن خود ج 2 ص 115 و دیگر ارباب حدیث اهل خلاف می گویند که سمره بن جندب مشروب خریداری کرد و عمر بن خطاب در مورد گفت : [HIGHLIGHT=#ffff00]قاتل الله سمره ( خداوند سمره را بکشد )  ....  

 جالب است که بخاری برای دفاع از مقام صحابه ، این روایت را تحریف کرده و نام " سمره بن جندب " را حذف نموده و گفته است : [HIGHLIGHT=#00b050]بلغ عمر أن فلانا باع خمرا فقال قاتل الله فلانا !!!  

 آیا می توان یک صحابی شرابخوار را عادل دانست و تمام کلام وی را قبول کرد ؟؟؟  


 * جریان مشروب خواری برای انس بن مالک و عمر بن خطاب و بعض دیگر صحابه نیز بیان شده است . 



   [HIGHLIGHT=#ffff00]در کتب اهل سنت امده است که جناب " انس بن مالک " که از صحابه مورد وثوق اهل سنت هستند ، شراب می نوشند !!!!!!! 


  تصویر



تصویر


 *********************************************************************************************** 


 [HIGHLIGHT=#ffff00]این بار جناب عمر مشروب می خورند !!!!!  


 از نوشيدنيهاي حرام در شريعت اسلامي شراب است که انواع گوناگوني نيز داردمانند آنچه که از انگور و يا خرما و غير آندو گرفته مي شود وسکر آور و مستکننده است . 

  در قرآن کريم وکلام الهي از خبائث و پليديها و ازدامهاي شيطان معرفي شده است. علاوه بر قرآن ازرسول خدا(ص) و ائمهبزرگواردين در مذمت آن سخن فروان نقل و ثبت شده است. 


 اکنون اعتراف نويسندگان و مدافعان سر سخت خلافت سقيفه اي را که در بارهخليفه ديندار و متعصب مسلمان جناب عمر بن خطاب است ببينيد وبخوانيد که چهمي گويند. 


 1- در يکي از سفرها نبيذ (عصاره انگور و خرما که مسکر است) برايش آوردند آنرا نوشيد وگفت: از نبيذ طايف نمي توان گذشت. 


 2 - پس از مجروح شدن عمر بوسيله قاتلش پزشک از وي سؤال کرد: کدام نوشيدني را دوست داري؟ گفت: نبيذ، برايش آوردند و نوشيد. 


 3 - مردي مست را براي اجراي حد آوردند ؛ فرياد زد اي عمر من همان چيزي را خوردم که تو نوشيدي. !!!!! 


 4- جناب عمر هم فرمایش کردند که اگر می خواهید شراب شما را نگیرد ( سیاه مست نشوید ) آن را با آب قاطی کنید . 


تصویر




تصویر



 ******************************************************************************* 


تصویر


تصویر




 ****************************************************************************** 



 [HIGHLIGHT=#ffc000]این هم مطلبی در مورد شرابخواری برخی از صحابه :  


 
   ابوبکر و عمر شراب ميخورند (1)  

  يک روز ابوبکر و عمر وديگر رفقا! در سال هشتم (سال فتح مکه و بعد از تحريم و نزول آيه حرمتشراب) در منزل ابوطلحه زيد بن سهل جمع شدند و مشروب خوردند و مجلس عيشيتشکيل دادند. ابوبکر پس از خوردن شراب و مست شدن بر کشته هاي مشرکين جنگبدر افسوس خورد و با اشعار کفر آميز زير برايشان نوحه نمود   !!! : 
 احيي ام بکر بالسلام...........وهل لک بعد قومک من سل 
 يحدثنا الرسول بان سحتا...........و کيف حياه اصل او هشام  
  و ود بنو المغيره لو فدوه..................بالف من رجال او سوام  
  کاني بالطوي طوي بدر..............من الشيزي يکلل بالسنام  
  کاني بالطوي طوي بدر .............من الفتيان و الحلل الکرام  

  عمر نيز در آن مجلس مشروب خورد و مست کرد و همانند همکارش کفريات زير را بر کشته هاي جنگ بدر نوحه سرايي نمود  :

  و کائن بالقلب قليب بدر............من الفتيان و العرب الکرام  
  ايوعدني ابن کبشه ان سنحيي.....و کيف حياه اصداء وهام  
  ايعجز ان يرد الموت عني.........و ينشرني اذا بليت عظامي  
  الا من مبلغ الرحمن عني.............باني تارک شهر الصيام  
  فقل لله يمنعني شرابي..............و قل لله يمنعني طعامي  

  وقتي خبر به پيامبر رسيدحضرت پيامبر صلي الله عليه و اله رسيد حضرت بسيار خشمگين شد و در حال غضبو ناراحتي در حالي که رداي مبارکش روي زمين کشيده ميشد بدانجا تشريف برد وچيزي در دست داشت آن را بلند کرد که بر سر حضار مجلس زند آنها متفرق شدندو عمر گفت ديگر نميخورم. (2)  

  مجموع حضار در آن مجلس يازده نفر بودند و ابن حجر ده نفر آنها را نام مي برد به ترتيب زير  :

1-
  ابوبکربن ابي قحافه در سن پنجاه و هشت سالگي   
2 -
  عمربن الخطاب در سن چهل و پنج سالگي  
3-
  ابوعبيده جراح (گورکن مدينه) در سن چهل و هشت سالگي   
4
  ـ ابو طلحه زيد بن سهل ميزبان مجلس در سن چهل و چهار سالگي  
5-
  سهل بن بيضاء   
6-
  ابي بن کعب  
7-
  ابودجانه سماک بن خرشه  
8-
  ابو ايوب انصاري  
9-
  ابوبکر بن شغوب   
10-
  انس بن مالک ساقي قوم ! در سن هيجده سالگي (از همه کوچکتر ! ) (3)  
11-
  معاذ بن جبل (ابن حجر او را از قلم انداخته و در آن هنگام بيست و سه سال داشت   (4).

  آلوسي ميگويد (5): بزرگانصحابه بعد از نزول آيه حرمت شراب در سوره بقره باز هم مي آشاميدند و دستبردار نبودند و بسياري از حفاظ و مفسرين نزول ايات حرمت شراب را در اوايلهجرت ميدانند و ايه سوره مائده جهت تشديد و تاکيد حرمت بود.   (6) 
 
  به هر حال در نزد همه مسلماست که اين دو خليفه شراب ميخوردند و عجيب تر آنکه عمر نه فقط پس از تحريمشراب از آن دست بردار نبود بلکه تا ساعت آخر مرگش شراب انگور را ميخورد.عمروبن ميمون گفت  :   ساعتيکه عمر ضربت کارد به شکمش خورد برايش شراب انگور تند آوردند و آن راآشاميد. (7) ونيز آمده است (8) که عمر شراب تند را خيلي دوست ميداشت. اوميگفت: براي رفع حرمت شراب در آن آب مي ريزيم !!! و نيز ميگفت: براي هضمگوشت شتر تنها شراب آنگور مفيد است   !!!
  آري اين است خليفه مسلمين. (9)  
  و نيز آمده است: يک روزعمر يک عربي را که مشروب خورده و غش کرده بود با تازيانه حد شراب زد و ايناجراي حد بر او به جهت مستي او بوده و نه شراب خوردن يعني خوردن مشروب تامستي نياورده مانعي ندارد!. (10)  

  جصاص داستان جالبي دراينرابطه از عمر نقل ميکند. ميگويد: يک روز عربي که شراب خورده بود. عمرخواست او را با تازيانه حد بزند عرب گفت: من همان شرابي را خوردم که خودتميخوري!!! عمر شراب خود را خواست و آن را با آب مخلوط نمود و گفت: هر کسدر اين موضوع شک کرد آب را داخل شراب نمايد مانعي ندارد آنگاه پس از اينکهعرب را حد شراب زد خودش شراب را نوشيد ! (11) و از اين قبيل داستانها زياداست (12) و در همه آنها آمده که عمر مي گفت: آب را داخل شراب کنيد وبخوريد مانعي ندارد! در حالي که شراب با آب مخلوط شود باز هم شراب است وپيامبر اکرم صلي الله عليه و اله فرمود: هر چه را که زيادي آن مستي آوردکمي آن نيز حرام ميباشد خواه مستي بياورد يا نياورد  . (13)

  و نيز آورده اند يک وقتيمردم شام از سرما و سنگيني آب و بدي محصول زمين نزد عمر شکايت بردند. عمربه آنها اجازه داد که شراب را بجوشانند وقتي دو ثلث آن کم شد يک سومباقيمانده را بياشامند. (14)  

  اين درحاليستکه جانشين بهحق رسول الله صلي الله عليه و اله يعني اسدالله الغالب اميرالمومنين عليهالسلام در عظمت حرمت شراب ميفرمايد: اگر قطره اي شراب در قناتي ريخته شودو به وسيله آن قنات علفهاي دشت را آبياري کنند. و گوسفندها آن علفها رابخورند. من از گوشت اين گوسفندها نميخورم   !!!

  اسناد  :  
(1)
  کشف الغمه امام شعراني ج2 ص 154- احکام القران ابوبکر جصاص رازي حنفي ج1 ص 388- رسائل الجاحظ ص 34- شرح ابن ابي الحديد ج3 ص 264  .
(2)
  البتهعمر در اين گفتار خود دروغ گفت و چنانکه ديديدم از شراب دست برنداشت و تاساعت مرگش زماني که ضربت خورد شراب مي آشاميد (نوادر الاصول حکيم ترمذي ص   66-   الاصابهج4 ص22- مجمع الزوائد هيثمي ج5 ص51- فتح الباري ج10ص 30- صحيح بخاري کتابالتفسير سوره مائده ايه حرمت شراب- صحيح مسلم کتاب الاشربه باب حرمت شراب-تفسير الدر المنثور سيوطي ج2ص321- مسند احمد ج3 ص 181و 227  -   سننکبري بيهقي ج8 ص286و 290- تفسير ابن کثير ج2ص93و 94) و در تفسير طبري ج2 ص203 و ج7ص 24 به جاي نام ابوبکر "مردي" اورده و ان را تحريف و خيانت نمودهاست و درباره عمر نيز آقاي طبري به جاي عمر کلمه "مردي آورده که به مصداقمثل معروف محبت آدمي را کر و کور ميکند گويا شرم داشته از اينکه نام خلفايخود را که ديگران او را به نام آورده اند به قلم بياورد  . (3)   فتح الباري ابن حجر ج10 ص 30  
(4)
  تفسير ابن جرير ج7ص24- مجمع الزوائد هيثمي ج5ص52- عمده القاري عيني ج8 ص 598  -   تفسر الدر المنثور ج2 ص 321- شرح نووي در حاشيه ارشاد قسطلاني ج 8 ص 232  
(5)
  تفسير روح المعاني آلوسي ج2 ص 115  
(6)
  احکام القران جصاص ج 1 ص 380- تفسير قرطبي ج 3 ص 60- تفسير فخر رازي ج 2 ص 229 و   231-   الامتاع مقريزي 193- فتح الباري ج10 ص24- عمده القاري ج10 ص 82   -   سيره ابن هشام ج2ص192- تفسير شوکاني ج2ص71- عيون الاثر ابن سيد الناس ج2ص48  
(7)
  تاريخ بغداد خطيب بغدادي ج6 ص 156  
(8)
  جامع مسانيد ابوحنيفه ج2 ص 192  
(9)
  به کتابهاي اهل سنت مراجعه شود از جمله: السنن الکبري بيهقي ج8ص 299  -   محاضرات راغب ج1ص319- کنز العمال ج2ص109- جامع مسانيد ابوحنيفه ج2ص190و   215.
(10)
  العقد الفريد ج3 ص 416  
(11)
  احکام القران ج2 ص 565  
(12)
  به کتابهاي زير مراجعه شود: حاشيه سنن کبري بيهقي ابن ترکماني ج8ص306  -   کنز العمال ج3ص 110- سنن نسائي ج8 ص 326- کتاب الاثار قاضي ابويوسف ص 226  -   جامع مسانيد ابوحنيفه ج2ص 192  
(13)
  سنندارمي ج2 ص 113- سنن نسائي ج8 ص 301 - سنن بيهقي ج8 ص 296- مصابيح السنهج2 ص 67- تاريخ خطيب بغدادي ج3 ص 327- صحيح ترمذي ج 1ص342  -
(14)
  سنن بيهقي ج8 ص 300 و 301- سنن نسائي ج8 ص 329- کنز العمال هندي ج 3ص 109و   101-   تيسير الوصول ج   2ص 178- جامع مسانيد ابوحنيفه ج2ص 191 

 برگرفته از سايت شناخت دشمنان اهل بيت عليهم السلام  
 


 **************************************************************************************************** 



[SIZE=150] حال به نظر شما می توان مشتی شرابخوار را دوست داشت و در عین حال ادعا کرد که پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) را دوست داریم ؟؟؟!!!!!! 




 یا علی ع 
 
جدا شده از خدا

جدا شده از رسول

جدا شده از کتاب

[COLOR=Blue]هر که ز حیدر جداست
 
ارسال پست

بازگشت به “دیگر گفتگو ها”