

زهد و ايثار و همدردى
يكى از فلسفههاى زهد «ايثار» است. ايثار يعنى ديگران را بر خويشتن مقدم داشتن و خود را براى آسايش ديگران به رنج افكندن.
زاهد ساده و با قناعت زندگى مىكند و بر خود تنگ مىگيرد تا ديگران را به آسايش برساند. او محروميت و گرسنگى و رنج و درد را از آن جهت تحمل مىكند كه ديگران بر خوردار و سير در آسايش زندگى كنند. ايثار از عالىترين اوصاف انسانى است كه تنها انسانهاى بسيار بزرگ به آن مرحله صعود مىكنند.
علىعليه السلام مىفرمايد:
«الايثار غاية الاحسان» (1)
[COLOR=#c00000](ايثار نهايت نيكوئى است و برترين همه نيكيهاست).
باز فرمود:
«الايثار شيمة الابرار» (2)
(ايثار خصلت نيكوكاران است).
باز فرمود:
«من شيم الابرار حمل النفوس على الاثار» (3)
(از خصلتهاى نيكوكاران است واداشتن نفسهاى خود بر ايثار، يعنى برگزيدن ديگران بر خود و دادن چيزى به ايشان با وجود حاجتخود به آن).
قرآن مجيد عاليترين نمونه ايثار را در سوره «هل اتى» در داستان ايثاار علىعليه السلام و خاندان گراميش به نمايش گذاشته است، علىعليه السلام و حضرت زهراعليهاالسلام و فرزندانشان آنچه از خوردنى در اختيار داشتند كه جز چند قرص نان نبود با كمال نيازى كه بدان داشتند تنها به خاطر رضاى خدا در سه روز متوالى به مسكين و يتيم و اسير بخشيدند، اين بود كه اين داستان كه پرشكوهترين مظاهر جمال و جلال انسانيت را بازگو مىكند، در آيات قرآن نازل گشت.
قرآن كريم گروه انصار را كه حتى در حال فقر و نيازمندى برادران مهاجر را بر خودشان مقدم داشتند، چنين توصيف كرده است:
و يؤثرون على انفسهم و لو كان بهم خصاصة (4)
(يعنى ديگران را بر خود مقدم مىدارند هرچند خود نيازمند و فقير باشند) .
مفسران در شان نزول اين آيه داستانهاى متعددى نقل كردهاند از جمله «ابن عباس» مىگويد: پيامبر گرامى اسلام روز پيروزى بر يهود بنىنضير به انصار فرمود:
«اگر مايل هستيد اموال و خانههايتان را با مهاجران تقسيم كنيد و در اين غنائم با آنها شريك شويد واگر مىخواهيد اموال و خانههايتان از آن شما باشد واز اين غنائم چيزى به شما داده نشود؟».
انصار گفتند: هم اموال و خانههايمان را با آنها تقسيم مىكنيم و هم چشمداشتى به غنائم نداريم و مهاجران را بر خود مقدم مىشمريم، آيه فوق نازل شد واين روحيه عالى آنها را ستود (5)
به هرحال، زهد براساس فلسفه ايثار هيچ ربطى با رهبانيت و گريز از اجتماع ندارد، بلكه زائيده علائق و عواطف اجتماعى است و جلوه عاليترين احساسات انسان دوستانه و موجب استحكام بيشتر پيوندهاى اجتماعى است و گوياى نقش مهم اخلاق در حل مشكلات اقتصادى مىباشد.
همدردى و شركت عملى در غم مستمندان و محرومان يكى ديگر از ريشهها و فلسفههاى زهد است.
در جامعهاى كه فقير و محروم وجود دارد، شخص زاهد در درجه اول تلاش مىكند كه وضع موجود را دگرگون سازد به تعبير مولاى متقيان علىعليه السلام خداوند از علما و دانايان (هرجامعه) اين پيمان را گرفته كه در برابر شكمخوارى ستمگران و گرسنگى ستمديدگان سكوت نكنند. (6)
و در درجه دوم با ايثار و تقسيم آنچه در دست دارد به رفع نياز نيازمندان قيام مىكند، اما همين كه مىبيند «كشته ازبس كه فزون است كفن نتوان كرد»، با اظهار همدردى و شركت عملى در غم نيازمندان، بر زخمهاى دل آنان مرهم مىگذارد.
