ممنونم که وقت گذاشتید اما متاسفانه به هیچ کدام از سوالات بنده جواب قانع کننده ای نداید

شاید به این دلیل بود که مطرح کننده ، بد مطرح کرده است .
سعی می کنم با بیان دیگری دوباره بپرسم و تا جواب محکمی از شما نگیرم به ادامه بحث نمی پردازم !
قبل از بیان سوالات نقد دیگری بر فرمایش شما دارم .
احمد وارسته نوشته شده: صرف بحث و ارائه برهان و نقد در مورد وجود یا عدم خدا حاکی از این مطلب است که خداباوران نتوانستهاند وجود خداوند را به عینه نشان دهند اگر اینگونه نبود و وجود او مبرهن بود جایی برای برهان و استدلال باقی نمیماند.
این حاکی بودن را یک مغالطه بیشتر نمی دانم . لذا نمی توان به ان حکم کرد .
چرا که اگر شما تعریف خداباوران و یا به قول خودتان ، تعریف اکثر ادیان را در مورد خدایشان بپذیرید
هیچگاه اینگونه درخواست نشان دادن خدایشان به عینه را از ایشان نمی کنید .
چون در تعریف انها چنین وصفی به وجود او راه ندارد .
ثانیا همه آن براهین ، راهی است برای رسیدن به همان صندوق ، دقیقا مانند این راهی که شما در آن قدم گذاشته اید .
پس اگر صرف رفتن به سوی آن صندوق دارای ایراد باشد ، حرکت شما در این مسیر نیز دارای خدشه است .
[HR]
ـ سوال بنده از شما این است که چه نیرویی شما را برانگیخت تا به دنبال پاسخ این سوالات بروید ؟
بنده قبل از آنکه در رشته فلسفه و کلامی اسلامی تحصیل کنم چند نمونه از گزارههای دینی را مورد آزمایش تجربی قرار دادم و نتیجه ای را مشاهده نکردم از این رو مایل شدم وارد این گرایش بشوم تا در مورد برخی از پرسشهای اساسی زندگی پاسخی بیابم.
این سوال را اینگونه مطرح می کنم که چه نیروی انگیزاننده ای به شما این باور را داد که برای رسیدن به پاسخ سوالاتم باید به
دنبال راهی بروم ؟
آن نیرو را می خواهم بشناسیم و کشف کنیم ... یا به قول شما تجربه کنیم که این نیرو در چه جاهای دیگری از زندگی
شما را به پیش رانده است ؟ (قبلش هم بگم که اصلا منظورم از این نیرو خدا یا ماوراء الطبیعه نیست ؛ بلکه شاید در درون خود شماست)
لطفا دقیق فکر کنید پاسخ بدهید (عجله ای هم ندارم)
ـ از کجا باور کردید که قطعا راهی یقین آور وجود دارد؟
ـ همین یقینی که کردید را برای من اثبات کنید که از چه راهی به دست آوردید ؟
اصلا توضیح بدهید یقین چیست ؟ راه یقین آور را در کجا تجربه کرده اید که به این باور رسیده اید که در مسیر نفی یا اثبات
بالاحره احتمال وجود راهی یقین آور می رود !
در قاموس ذهنی شما ، عبارت یقین ، یا یقین آور چگونه شکل گرفته است ؟
ـ بعد از جواب های ما ، از کجا می دانید این حسی که در شما ایجاد شده یقین نام دارد و خصوصیات آن را چگونه درک کرده اید ؟
با عرایضی که در چند سطر قبل داشتم فکر میکنم پاسخ این دو سوال را داده باشم.
فرمایش شما اصلا ناظر به عرایض بنده نبود و لذا نیاز به دقت بیشتری هست و پاسخ محکم تر .
اصل بحث من اصلا این نیست که راجع به دلایل و راهها حرف بزنیم . فعلا در صفات آن دلایل متوقف هستیم .
یکی از شرایطی که شما برا آن راه ذکر کردید ، یقین آور بودن بود ؛ می گویم این یقینی که از آن نام می برید چیست
و چه خصوصیاتی دارد ، که بعد از پاسخ های ما ، بتوانید با آن معیار ، میزان یقین را بفهمید
و ببینید که چقدر به یقینی که مد نظر شما هست نردیک است ؟
سعی کردم خیلی ساده بگم امیدوارم که متوجه منظورم شده باشید .
[HR]
اما سوال دوم شما: ...
که فکر فکر می کنم به همان سوالات اولی بپردازیم بهتر است . برای اینکه ذهنتون منحرف نشه فعلا همین قبلی ها رو جواب بدید
ممنون میشم
موفق باشید





