[FONT=B Homa]هر جمعه به جاده آبی نگاه می کنم و در انتظار قاصدکی می نشینم که قرار است خبر گامهای تو را برای من بیاورد، گامهای استوار و دستهای سبزت را. اگر بیایی، چشمهایم را سنگفرش راهت خواهم کرد.
[FONT=B Homa]


کرده ای 

[FONT=B Tabassom]شاید برای آمدنت دیر کردهای
[FONT=B Tabassom]وقتی نگاه آینه را پیر کردهای
[FONT=B Tabassom]دیری است آسمان مرا شب گرفته است [FONT=B Tabassom]خورشید من برای چه تأخیر کردهای؟
[FONT=B Tabassom]این بارش بهاری من هم خلاصه شد [FONT=B Tabassom]در آن دو قطره اشک که تبخیر کردهای
[FONT=B Tabassom]قلب مرا شکستی و یادم نبود که [FONT=B Tabassom]با تکههاش عاطفه تکثیر کردهای
[FONT=B Tabassom] [FONT=B Tabassom]ا آتشی که داغ غم تو به دل [FONT=B Tabassom]من را در عشق منشأ تأثیر کردهای
[FONT=B Tabassom]وقتی که این همه ز غمت شکوه میکنم [FONT=B Tabassom]شاید برای آمدنت دیر کردهای
[FONT=B Tabassom] [COLOR=#a0a0a0][FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif] [FONT=B Kamran]
[FONT=B Kamran] [FONT=B Kamran] [FONT=B Kamran] [FONT=B Kamran] [FONT=B Kamran]اللّهم عجّل لولیّک الفرج [FONT=B Kamran] [FONT=B Kamran] [FONT=B Kamran] [FONT=B Kamran] [FONT=B Kamran] [FONT=B Kamran] 

