لطفا جواب منو بدید ...

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط محمد علي »

بی نهایت سپاسگزارم ، چون روند پاسخ گویی ها داره دقیق تر و به نتیجه نزدیکتر میشه .

تا اینجا اینا رو فهمیدم و برام نشونه بود :


محدثه نوشته شده:در معنی « ماادریک » گفته شود : « چه چیزی آگاه کرد تو را ؟ »

یعنی جمله را یک جمله اسمیه در نظر بگیریم که با « مای استفهامی » شروع می شود و نه « مای نفی ماضی » و جمله فعلیه .




اولین گام خراب کردن پیش فرض ذهنی من بود ، یعنی ترجمه " تو چه میدانی که چیست ؟ "

خودم خیلی اشکالا براش پیدا کردم ، مثلا اگر بخواهد عظمت چیزی را نشان بدهد خوب میگفت القارعة و ماالقارعه (تا همینجا کافی بود)

اما بعدش اینکه بگه تو چه میدانی ... معنی عظمت نداره ، ضمنا وقتی ایات بعدش قارعه رو توضیح میده بازم معنی نداشت به پیامبر اینجوری خطاب کنه

*** البته در جوابی که شما دادید ، یک سوال کننده عامی مثل من خیلی گیج میشه . یعنی بین قسمت اول و دوم تفکیک نکردین

بالاخره یا باید عظمت رو نشون بده ، یا اینکه بصورت استفهامی بگه چه چیزی تو را آگاه ساخت ؟

نه اینکه از اولی توی دومی هم نتیجه گیری کنیم ، گیج شدم تصویر

اگر اولی باشه که اون اشکالا بهش بود ، اگرم دومی باشه ( که علاوه بر اینکه در ترجمه اش ارزشمندی تحقیق دیده میشه) اما پاسخ سوال چی خواهد بود ؟

یعنی بالاخره چه چیزی پیامبر را آگاه کرد ؟ اگر جواب خدا باشه باید میگفت چه کسی نه چه چیزی ... درسته ؟


در مورد اون خطاب هایی هم که فرمودید ممکنه ظاهرا پیامبر باشه ولی منظور چیز دیگه ای قبول دارم .

اما کماکان سوال من برقراره ، یعنی با این ترجمه دومی که گفتید ، سوال هنوز باقیه .

[HR]

نشونه دوم :

Sadegh S. نوشته شده:وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ؟ اگر مخاطب اين آيه شخص رسول اكرم «ص» باشد ظاهر اين است كه استفهام «ما ادراك» براى تعظيم و بزرگداشت، ليلة القدر است، زيرا كسى كه قرآن به قلبش نازل شده و روحش محل ليلة القدر بوده، نبايد حقيقت آن برايش مجهول باشد. و اگر مخاطب هر شخص قابل خطاب باشد، استفهام انكارى و مشعر بر مجهول بودن ليلة القدر براى مخاطبين است، زيرا حقيقت آن برتر از ادراك عموم ميباشد.


اینجا هم بحث بر سر خطاب هست و هنوز معنی دقیق جمله رو به من نگفتید .

اینجا معنی پیش فرض در سوال بنده رو پذیرفتید و به توضیحش پرداختید که البته توضیح خوبی بود .

اما این دو صحبت شما با هم متناقضه !

زيرا كسى كه قرآن به قلبش نازل شده و روحش محل ليلة القدر بوده، نبايد حقيقت آن برايش مجهول باشد.


اين تعبير نشان مى‏دهد كه عظمت اين شب به قدرى است كه حتى پيغمبر اكرم ص با آن علم وسيع و گسترده‏اش قبل از نزول اين آيات به آن واقف نبود.


یعنی پیامبر در سال های قبلی که فرشتگان و روح بر ایشون نازل میشد نمی فهمید عظمت شب قدر را و بعد از نزول آیه فهمید ؟

اصلا قبول ... که نمی دانستند ارزش شب قدر را ... سوال من حل نمی شود .

من کلا معنی " ما ادراک" را خواستم ، چه اینجا چه سوره های دیگه . (نه فقط سوره قدر)

مثلا توی یک سوره کاملا قیامت رو توضیح داده . بعدش توی سوره دیگه که سال بعد نازل شده گفته ما ادراک ... (مثلا احوال روز قیامت را)

نمیشه ادم سال قبل اگاه بشه بعد سال دیگه بهش بگن نمی دونی .


*** به هر حال این پاسخ برای من قانع کننده نبود ، خصوصا اینکه از تجربیات قبلی کمتر استفاده کردید .

لزومی نداره توی ترجمه گیر کنید و شروع به توجیه کنید .


[HR]

در هر صورت با این نشونه ها فهمیدم که شاید بشه ترجمه های دیگری از این جمله کرد . خصوصا با دقت در تجزیه و ترکیب جمله تصویر


نظر بقیه دوستان چیه ؟

چرا که من فقط به احتمال وجود اشتباه در ترجمه ای که از خیلی مترجمین دیده بودم پی بردم .

ولی سوالام هنوز سر جاش باقیه تصویر


بقیه رفقا تصویراز جواب دادن نترسید ، چون من واقعا دارم سوال می کنم و هیچی بلد نیستم ، قراره با هم دیگه چیز یاد بگیریم تصویر
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Junior Member
Junior Member
پست: 20
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷, ۱۲:۱۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 33 بار
سپاس‌های دریافتی: 45 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط Sadegh S. »

من دیگه نوانایی و آگاهیم نسبت به اینجور مسائل کم هستش (عربی و تجزیه ترکیب) یعنی کم که چی بگم. در حد صفر!! پس همین جا میکشم کنار. ممنون میشم اگر دوستان موقع توضیح دادن یکم ساده توضیح بدن تا برای منی که چیزی حالیم نیست قابل هضم باشه!!! (من فقط 18 سالمه ه ه ه ه :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: کی میشه منم بزرگ شم؟!!! :lol: :lol: :lol: خوش به حالتون :lol: :lol: :lol: )
 تصویر        ِنَّ الَّذِينَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ ﴿201 - الاعراف)         اهل تقوا را از شيطان وسوسه و خيالى به دل فرا رسد همان دم خدا را به ياد آرند و همان لحظه بصيرت و بينايى پيدا كنند

‏ 
Bronze
Bronze
پست: 275
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3603 بار
سپاس‌های دریافتی: 1144 بار

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط 110 »

 « بسم الله الرحمن الرحيم »  
با عرض سلام و ادب خدمت شما


محدثه نوشته شده:.

ــ از طرف دیگر شاید بتوان اینگونه به آیه نگاه کرد :

در معنی « ماادریک » گفته شود : « چه چیزی آگاه کرد تو را ؟ »

یعنی جمله را یک جمله اسمیه در نظر بگیریم که با « مای استفهامی » شروع می شود و نه « مای نفی ماضی » و جمله فعلیه .

که در این صورت شاید منظور این باشد که خداوند در حقیقت می خواهد این نکته را گوش زد کند که عظمت این روز بسیار زیاد است

و در حقیقت با سوال خواسته بیان کند که کسی هم که وصف این روز بزرگ را برای پیامبر بیان کرده ، تنها خداوند هست

که این با علم پیامبر هم تناقض ندارد . ( که البته این نکته در بحارالانوار ج4 آمده بود که « ماادریک » به معنی « ما اعلمک » هست )


.
.
محمد علي در پاسخ نوشته شده:

*** البته در جوابی که شما دادید ، یک سوال کننده عامی مثل من خیلی گیج میشه . یعنی بین قسمت اول و دوم تفکیک نکردین

بالاخره یا باید عظمت رو نشون بده ، یا اینکه بصورت استفهامی بگه چه چیزی تو را آگاه ساخت ؟

نه اینکه از اولی توی دومی هم نتیجه گیری کنیم ، گیج شدم تصویر



به نظر شما هردو مورد قابل جمع نيست ؟!

محمد علي نوشته شده:

اگر اولی باشه که اون اشکالا بهش بود ، اگرم دومی باشه ( که علاوه بر اینکه در ترجمه اش ارزشمندی تحقیق دیده میشه) اما پاسخ سوال چی خواهد بود ؟

یعنی بالاخره چه چیزی پیامبر را آگاه کرد ؟ اگر جواب خدا باشه باید میگفت چه کسی نه چه چیزی ... درسته ؟


.
اگر بنده از شما سوال کنم،
.
ما رايت ؟
.
و شما در پاسخ بفرماييد؟
.
رايت انسانا.
.
آيا اشکالي به بنده وارد است؟!
.
چه تفاوتي ميان اين پرسش و پاسخ و پرسش خدا از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله ميبينيد؟
.
البته بنده همانطور که فرموديد فقط در مقام بحث هستم نه نتيجه گيري.
 تصویر  .  .:: الإنسان هو شيعة علي بن أبي طالب عليه أفضل الصلاة و السلام إن عرفه حق معرفته ::.  .  تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط محدثه »

.

 « بسم الله الرحمن الرحیم » 



*** البته در جوابی که شما دادید ، یک سوال کننده عامی مثل من خیلی گیج میشه . یعنی بین قسمت اول و دوم تفکیک نکردین

بالاخره یا باید عظمت رو نشون بده ، یا اینکه بصورت استفهامی بگه چه چیزی تو را آگاه ساخت ؟


بله قبول دارم یه کم زیادی جواب ها رو پیچوندم . ولی در پست قبلی هدفم بیان دو تا برداشت متفاوتی بود که

می شد از آیه داشت که توی جمله بندی ها تا حدودی خلط شد .


البته مطالب این پست که در ادامه خواهد امد ، در راستای استدلالهای قبلی و برای تحکیم آنها نیست ،

بلکه سیری در معنا و مفهوم واژه « دری » در قران هست و توجه به اعراب آیات .




[HR]



در کتاب « التحقیق فی کلمات القرآن الکریم » تالیف علامه مصطفوی در مورد مفهوم کلمه « دری » مطالعه کردم ،

که به نظر من می تونه در فهم مفهوم و معنی « ماادراک » کمک بیشتری بکند . چون توی یک تحقیق تمام جوانب قضیه مدنظر قرار می گیره .

ایشان بعد از بیان نظرات لغت شناسان دیگر این طور نوشته بودند : ( متن عربی رو می نویسم چون تقریبا واضح بیان شده )




والتحقیق :


أنّ الاصل الواحد فی هذه المادّه : هو المعرفة من دون مقدمات معمولة ، بمعنی أنّه یستعمل فی الموارد لا یتحقّق بالتحصیل

و لا یوجد بتهیة المقدمات و لابدّ أن یحصل بطریق غیر عادیّ . و هذا هو الفارق بینهما و بین مادّة العلم و المعرفة و غیرهما .

و بهذا المعنی یظهر اللطف فی التعبیر بها فی موارد استعمالاتها .

...

و أمّا التعبیر بجملة _ و ما ادراک ، أو بجملة _ و ما یدریک : کل منهما مورد خاصّ کما فی المفردات ،( المفردات راغب اصفهانی)

فإنّ الجملة الاولی : یعبّر بها فی مقام یراد البیان و التوضیح لموضوع معیّن و یؤتی بها للتعظیم و أهمیّة الموضوع .

و أمّا الجملة الثانیة : فهی إخبار عن عدم تمکّن المخاطبین و قصورهم فی معرفة الموضوع و إن اجتهدوا .

( بعد از این مطالب در این کتاب برخی آیاتی را که در برگیرنده این دو مفهوم هستند بیان کرده و در ادامه این طور آورده : )


و لا یخفی أنّ هذه الموضوعات من مصادیق الغیب ، و لا یعلمها الا الله : « تلک من أنباء الغیب نوحیها الیک ، عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً » (72/26) . فلا یعرفها الا من علمها الله و یوحیها الیه .


[HR]

با توجه تنها به این مطلب که در این پست نوشتم ، نتیجه گرفتم که :

( بر طبق این گفته) « دری » برای مواقعی به کار برده شده در قران که انسان با استفاده از این مقدمات علمی معمولی

و راه تحصیل نمی تواند به اونها برسد و مفهوم این واژه در کاربرد با تعابیری مانند علم و معرفة فرق دارد .

شاید منظور این باشد که علم و معرفت را می توان با روشها و مقدمات علمی به دست اورد و لی در مورد چیزی که

پیش از ان « ما ادراک » به کار رفته شده ، این راه علمی ما را به شناخت ان مفاهیم نمی رساند .


شاید یک دلیل بیان این لفظ « ماادراک» پیش از بیان آن موارد خاص که از موارد غیب محسوب می شوند ،

تذکر این نکته باشد که بدون وحی خداوند و بدون خبر دادن خود خداوند از این موارد ، انسان نمی تواند به انها برسد .

در نهایت شاید این طور بشه جمع بندی کرد که منظور از « و ماادراک » خطاب به پیامبر این طور بوده که :

« من می خواهم تو را از مسائلی آگاه کنم که ذهن بشر با روش های معمولی نمی تونه از راه تحصیل و راه علمی به اونها دسترسی پیدا کنه . »

البته با این اوصاف اصلا منظور من این نیست که پیامبر از قبل آگاهی نداشتند و علم پیامبر زیر سوال برود ؛

شاید بشود این طور گفت که آوردن چنین ایاتی مانند « و ماادراک مالقارعة / ... » چنانچه در ذیل اعراب این قسمت از آیه

در تفسیر مجمع البیان آمده ، حالت جمله معترضه دارد .

در تفسیر مجمع البیان ، ج 10 ، ص 485 در ذیل اعراب این آیات چنین امده :

      القارعة () ماالقارعة () و ما ادریک ماالقارعة () یوم یکون الناس کالفراش المبثوث ()

      « « القارعة » مبتدا ، و « ما » مبتدا ثان ، و ما بعده خبره و کان حقه : القارعة ماهی ،
      لکنه سبحانه کرر تفخیما لشأنها و مثله قوله : « لا اقسم بهذا البلد و انت حل بهذا البلد » و الجملة خبر المبتدا الاول .
      و یجوز أن یکون قوله : « القارعة » مبتدا ، و « یکون النس » خبره ، بمعنی أن القارعة تحدث فی هذا الیوم ،
      فیکون قوله : « ما القارعة و ما ادراک القارعة » اعتراضاً ،
      و یجوز أن یکون التقدیر : هذا الامر یقع یوم یکون الناس کالفارش المبثوث . »




[HR]



نتیجه گیری از کل بحث این پست :

با توجه به معنای « دری » مواردی که بعد از این لفظ « ماادراک » بیان می شود ، از موارد بسیار مهم

و از علوم غیب است که تنها خداوند باید بشر را از انها آگاه کند .

برداشت من از این قسمت از آیات این هست ولی بیان همه این نکات در قالب یک ترجمه روان فارسی که مدنظر شماست یه کم مشکل هست .



هم باید این مفهوم را در ترجمه در نظر گرفت که منظور از بیان خداوند از این قسمت این نبوده که ای پیامبر تو نمی دانی

و هم این نکته که این شکل بیان خداوند برای نشان دادن این موضوع بوده که این موارد که در ادامه آیه ذکر می شود ،

همه جزء علوم غیبی هستند که بشر نمی تواند از راه علمی به ان برسد

و هم این نکته که چنانچه در توضیح واژه « دری » در کتاب علامه مصطفوی بیان شد ، خداوند باید انسان را از این امور اگاه کند
.

البته تمام این توضیحات تنها یک سری نظریاتی بودند که می توانستند به پیش برد یک تحقیق علمی کمک کنند .

موفق باشید

یا علی ( علیه السلام)


.
 
تصویر 
Iron
Iron
پست: 55
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۷, ۲:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 103 بار
سپاس‌های دریافتی: 194 بار

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط مطهره »

به نام خدا

ضمن عرض سلام و تشكر خدمت تمامي دوستان گرامي و پر تلاش اين مبحث تصویر ، با توجه به نكات بيان شده،‌مواردي را عرض مي كنم:


1- هدف را گم نكنيم،‌ما به دنبال معني عبارت " و ما ادريك " در سياق مخصوص برخي آيات هستيم مثل " و ما ادريك ما ليله القدر " . و اين نقد را به

ترجمه هاي متداول داريم كه چه گونه مي شود به پيامبر خاتم،‌گفته شود كه " تو چه مي داني كه ... چيست. "


2- در اين راستا تا كنون دو احتمال مطرح است:
الف)‌ اصولا ترجمه ي اين جمله به گونه ي ديگري ست و آن اين است كه " ما " را در مقام ماي استفهامي

بدانيم نه ماي نفي، البته ماي استفهامي انكاري. بدين ترتيب ترجمه بدين صورت تصحيح خواهد شد كه " و چه چيزي تو را مطلع ساخت؟ " كه در همين جا

لازم است به اين نكته توجه كنيم:

- ماي استفهامي در مورد غير ذوي العقول استفاده مي شود اما در تركيب جمله ي حاضر و مشابه آن منظور اين بوده است كه " هيچ چيزي به عنوان

ما سوي الله توان آگاه كردن تو نسبت به اين امر مهم را نداشته است."

و ظاهرا از اين جمله استفاده مي شود كه آن چه در مورد آن صحبت مي شود، پراهميت است و معرفت به آن به آساني به دست نمي آيد.


ب) معني " ما ادريك " يك معناي اصطلاحي ست كه با توجه به زحمات دوست عزيزمان " محدثه" ، و طبق

آن چه در كتاب التحقيق في كلمات القرآن الكريم آمده است، اين عبارت در " بيان و توضيح" يا " تعظيم و اهميت " موضوعي معين استفاده مي شود و آن چه

ذهن پرسشگر اصلي جناب " محمد علي " را مخدوش كرده بود در واقع چيزي ست كه از معني اصطلاحي " و ما يدريك "‌به دست مي آيد نه " و ما ادريك ".

زيرا بنا بر همان منبع، " و ما يدريك " زماني به كار مي آيد كه مخاطب از شناخت موضوع عاجز باشد چه تلاش كرده باشد و چه نكرده باشد.

پس ظاهرا در برخي ترجمه ها،‌ معني اصطلاحي دومي را براي اولي آورده اند.



ج) آن چه در برخي ترجمه هاي رايج آمده است اين ايراد را دارد كه مخاطب آيه را " تو " محسوب كرده اند

( و تو چه مي داني كه ... ) در حالي كه اصلا در آيه اين خطاب واقع نشده است. بل كه ضمير "كَ" به عنوان مفعول اول فعل قلب ادري آمده است.


اما اگر اين نظريه را بپذيريم كه " ما ادريك " در معناي اصطلاحي خود استفاده شده است،بايد ثابت كنيم كه اين عبارت در معناي اصلي خود به كار نرفته

چون اصل با معناي اصلي و لغوي كلام است. كه اگر "‌ما " را ماي استفهامي به شمار آوريم،‌ نمي توانيم اين عبارت را در معناي

اصطلاحي ترجمه كنيم چون صورت جديدي از جمله با استفاده از معناي لغوي به دست آمده است كه معناي آن نيز مشكلي ندارد كه در بالا گفته شد.

شايسته است كه در اين جا به اين نكته هم توجه داشته باشيم كه فعل " ادري" در باب افعال صرف شده است و متعدي مي باشد.

در لسان العرب در معناي " ما ادريك ما الحطمه " نوشته شده است :

ايُّ شيءٍ اَعلَمَكَ ما الحطمه .

ضمنا اگر به دليل اولوبت معناي لغوي صورت ديگر جمله را در نظر بگيريم و ماي نفي را در جمله وارد بدانيم، معني آن به اين گونه خواهد بود:

" و آگاه نكرد تو را كه ... چيست." و به نظر حقير چون معتقديم كه خداوند علم ما كان و ما يكون و ما سيكون را به پيامبر داده بودند،‌اين تعبير نمي تواند

درست باشد خصوصا كه با ادامه ي آيات كه معمولا معرفي آن چيز هستند نيز متناسب نخواهد بود.


3- جناب محمد علي گفته بودند كه چه ضرورتي دارد كه بعد از بياني مثل " القارعه * ماالقارعه " باز هم از باب بيان اهميت موضوع،‌كلامي آورده شود.

اگر ما فهميديم كه چه ضرورتي دارد كه اصلا اين سياق براي كلام انتخاب شود شايد بتوانيم به اين سوال هم پاسخ دهيم. ضرورت بيان به كار بردن كلمات

قرآن را صادر كننده ي آن مي داند. ممكن است اين سياق در زبان عرب متداول هم نبوده باشد اما در قرآن رواج داشته باشد.

هم چنين درست نيست كه بپنداريم براي بيان عظمت موضوع،‌اكتفا به عباراتي مانند " القارعه * ماالقارعه " لازم است و حتي مي توانيم بگوييم كه آوردن

عبارتي بر بيان عظمت و اهميت پس از چنين عبارتي كه خود بيانگر بزرگي امر است،‌ تأكيد فراوان بر اهميت را نشان مي دهد. ضمنا در برخي موارد از جمله

اولين جمله ي مورد پرسش (‌و ما ادريك ما ليله القدر)‌ تعابير ديگري براي بيان عظمت به كار نرفته است.

 

4- در مورد معناي اصطلاحي " ما ادريك " و بيانات جناب محدثه خوب است به اين نكته هم توجه كنيم كه وقتي گفته مي شود   

هو المعرفة من دون مقدمات معمولة ، بمعنی أنّه یستعمل فی الموارد لا یتحقّق بالتحصیل و لا یوجد بتهیة المقدمات و لابدّ أن یحصل بطریق غیرعادیّ،


منظور اين است كه اين علم با ساير علوم تفاوت دارد. اولا به ياد داشته باشيم كه  
 

" العلم نورٌ يقذفه الله في قلب من يشاء " : علم نوري ست كه خداوند در قلب هر كس كه اراده كند، قرار مي دهد.   

ثانيا اين علم به دو گونه است : اكتسابي ، و اين همان نوع است كه محتاج مقدماتي ست مثل كتاب، معلم و ... ، و نوع

ديگر، وَهبي است كه اين،‌همان گونه اي ست كه بي مقدمه به فرد اعطا مي شود و در اين جا منظور اين نوع است. يعني علم پيامبر بدون احتياج به اين

مقدمات و از نوع وهبي ست.  
 

ضمنا در پاسخ به اين سخن كه گفته شده بود كه شايد موضوع آن چنان خطير باشد كه از دايره ي علم پيامبر خاتم نيز بيرون باشد،

بايد بدانيم طبق تعليمات مذهب حقه ي جعفري،‌ تمام علم اين عالم و آن چه بشر تا پايان دنيا بدان محتاج است،‌به پيامبر و اوصياي ايشان داده شده

است و اين بخش كوچكي از علم وسيع الاهي ست. پس چيزي نيست كه در اين دنيا وجود داشته باشد و داخل در علم ايشان نباشد. توجه كنيم كه در اين

جا وجود داشتن را حتي در ذهن و فكر هم مورد نظر داريم.
 



[HR]
به اين ترتيب به نظر حقير بايد اين عبارت را بدين صورت تجزيه و معني كرد:

ما : اسم استفهام به معني چه چيزي ---- ادري: فعل مفرد مذكر غائب، فاعل آن ضمير مستتر هو كه به ما بر مي گردد و به معني آگاه كرد ------- كَ:‌ ضمير

متصل،‌مفعول اول ادري و به معني تو [را].

و اما منظور با توجه به سياق انكاري بود ما همان است كه هيچ چيزي جز خداوند كه شأني وراي مخلوقات دارد و علم حقيقي تنها از آن اوست،‌توان آگاه كردن

تو را از اين امر عظيم ندارد. كه معمولا پس از آن هم به اين آگاهي پرداخته شده و آن چه عظيم بوده معرفي گرديده است.

از طولاني شدن مطلب عذر مي خواهم.
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط محمد علي »

سلام

اول باید اعتراف کنم ، فراتر از حد انتظارم دوستان کمک کردند و خیلی چیزا یاد گرفتم تصویرتصویر

با اینکه معلوماتم در حدصفر هست ولی از عبارات می شد فهمید که دوستان با تمام توان تحقیق کردند .

تا اینجا به پاسخ سوال اصلیم رسیدم یعنی اینکه ترجمه "تو چه میدانی "...غلط است و ساحت مقدس پیامبر از این خطاب منزه است .

دوم اینکه ترجمه "تو نمیدانی .."هم به دلیل بالا غلط است .  همینکه فهمیدم چه چیزهایی نمی توانند ترجمه این آیه باشند کلی به حقیقت نزدیک شدم .  


اما سوال بعدیم اینه که خوب ترجمه اصلی ایه چی میشه ؟

دو احتمال فرمودند : 1- مای استفهامیه بگیریم : و چه(چیز) تو را آگاه کرد ؟

2- معنای استفهام را انکاری بدانیم : هیچ کس را جز خدا توان فهماندن این را به تو ندارد . (چه موجودی جز خدا می تواند چنین کند؟)

اما قبل از بررسی این احتمالات اول سری به دوستان عزیز بزنیم و جویای حال شویم .

[HR]

Sadegh S. نوشته شده:من دیگه نوانایی و آگاهیم نسبت به اینجور مسائل کم هستش (عربی و تجزیه ترکیب) یعنی کم که چی بگم. در حد صفر!! پس همین جا میکشم کنار. ممنون میشم اگر دوستان موقع توضیح دادن یکم ساده توضیح بدن تا برای منی که چیزی حالیم نیست قابل هضم باشه!!! (من فقط 18 سالمه ه ه ه ه :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: :lol: کی میشه منم بزرگ شم؟!!! :lol: :lol: :lol: خوش به حالتون :lol: :lol: :lol: )


سلام برادر عزیزم

بخاطر اهمیت فرمایش شما ، دوست دارم کامل پاسخ بدم برای همین اگر اجازه بدی بعد از تمام شدن پاسخ سوال اخیرم با هم صحبت می کنیم .

چرا که دوست دارم یه نتیجه گیری مختصر از این تاپیک تا اینجاش داشته باشیم با کمک شما و بقیه دوستان .

[HR]

110 نوشته شده:به نظر شما هردو مورد قابل جمع نيست ؟!


سلام و سپاس

راستش هنوز به هیچ نظر ثابتی نرسیدم ، و ابراز گیجی هم کردم .

چون به عنوان یک تازه وارد ، جواب اول رو خوندم نوشته بود ، توچه میدانی که چیست یعنی عظمتش زیاده (نه اینکه بگه تو چه میدانی)

توی دومی هم نوشته بود ، چه چیزی تو را آگاه کرد که چیست ؟

خوب ظاهرا نمیشه بین این دو جمع حاصل کرد . چون فعل جمله یک معنا که بیشتر نداره . (شاید بشه تو تفسیر همه چیو اضافه کرد) اما من گیرم توی ترجمه است فعلا .


110 نوشته شده:آيا اشکالي به بنده وارد است؟!
.
چه تفاوتي ميان اين پرسش و پاسخ و پرسش خدا از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله ميبينيد؟


هیچ اشکالی به شما وارد نیست ، چون بعد از سوال کردن من شما جواب بنده را داده اید (رایت انسانا)

اما جواب این سوال در آیه نیامده است . و لذا بدون قرینه هم نمی توان به راحتی از ظاهر عدول کرد .

بگوید : چه چیزی تو را از شب قدر آگاه کرد ؟ بعد بگوید شب قدر از هزاران شب برتر است .

(با این فرض) برقراری رابطه منطقی بین این دوجمله خیلی مشکل است !

البته بنده همانطور که فرموديد فقط در مقام بحث هستم نه نتيجه گيري.


بنده هم در مقام سوال هستم و فقط اشکالاتی که به ذهنم می رسد را بیان می کنم و از پاسخ های شما و سایرین بهره می برم .

لذتی بالاتر از یادگیری برایم نیست .تصویر

[HR]

مطالب محدثه خانم هم بسیار به بنده کمک کرد ، و همانطور که در پست های قبلی گفتم واقعا دارم سوال می کنم و با جوابای شما سروکله می زنم

شاید یجورایی می خوام فرهنگ خوب سوال کردن رو هم با هم تمرین کنیم .

یه سوال کننده فقط نباید سوال کنه و جواب بگیره ، بدون اینکه خودش هیچ حرکتی بکنه .

با هر جوابی که شما به بنده می دید پنجره جدیدی به ذهنم باز میشه و میرم دنبالش تا به حقیقتش برسم و هیچوقت از اون نشانه هایی که گفتم به راحتی رد نمیشم .

خودمم به عنوان یک سوال کننده سعی می کنم که در پیدا کردن جوابم کمک کنم .

برای همینم هست که اخر جوابا وقتی نتیجه گیری می کنم مخاطب فکر می کنه من جواب رو از قبل می دونستم ، حال اینکه من هم با خود شما پیش رفتم

ولی سعی کردم دقیق پیش برم تا به حقیقت نزدیک تر بشم .

[HR]

مطهره نوشته شده:
ماي استفهامي در مورد غير ذوي العقول استفاده مي شود اما در تركيب جمله ي حاضر و مشابه آن منظور اين بوده است كه" هيچ چيزي به عنوان

ما سوي الله توان آگاه كردن تو نسبت به اين امر مهم را نداشته است."

و ظاهرا از اين جمله استفاده مي شود كه آن چه در مورد آن صحبت مي شود، پراهميت است و معرفت به آن به آساني به دست نمي آيد.


ب) معني " ما ادريك " يك معناي اصطلاحي ست كه با توجه به زحمات دوست عزيزمان " محدثه" ، و طبق

آن چه در كتاب التحقيق في كلمات القرآن الكريم آمده است، اين عبارت در " بيان و توضيح" يا " تعظيم و اهميت " موضوعي معين استفاده مي شود و آن چه

ذهن پرسشگر اصلي جناب " محمد علي " را مخدوش كرده بود در واقع چيزي ست كه از معني اصطلاحي " و ما يدريك "‌به دست مي آيد نه " و ما ادريك ".

زيرا بنا بر همان منبع، " و ما يدريك " زماني به كار مي آيد كه مخاطب از شناخت موضوع عاجز باشد چه تلاش كرده باشد و چه نكرده باشد.

پس ظاهرا در برخي ترجمه ها،‌ معني اصطلاحي دومي را براي اولي آورده اند.

در لسان العرب در معناي " ما ادريك ما الحطمه " نوشته شده است :

ايُّ شيءٍ اَعلَمَكَ ما الحطمه .

3- جناب محمد علي گفته بودند كه چه ضرورتي دارد كه بعد از بياني مثل " القارعه * ماالقارعه " باز هم از باب بيان اهميت موضوع،‌كلامي آورده شود.



دوستان لطفا دقت بفرمایند که بنده عرضم این بود که آن کسانی که ترجمه "توچه میدانی " قائل اند ، بیان عظمت را توجیه می کنند .

گفتم چه لزومی دارد ترجمه غلط را با امری صحیح (عظمت) رنگ و لعاب ببخشیم .

پس بهتر نیست برای نشان دادن عظمت ، به دنبال اسلوب دیگری در زبان عربی باشیم ؟ تا هم عظمت را برساند و هم ترجمه را خراب نکند .

(لذا قصد تخریب عظمت را نداشتم و احتمالا جلوتر بررسی خواهیم کرد که اصلا این عظمت ، عظمت چه وجودی است ؟ و آیه در مقام بیان عظمت آن موضوعات است یا امر دیگری)


[HR]

مطهره نوشته شده:به اين ترتيب به نظر حقير بايد اين عبارت را بدين صورت تجزيه و معني كرد:

ما : اسم استفهام به معني چه چيزي ---- ادري: فعل مفرد مذكر غائب، فاعل آن ضمير مستتر هو كه به ما بر مي گردد و به معني آگاه كرد ------- كَ:‌ ضمير

متصل،‌مفعول اول ادري و به معني تو [را].

و اما منظور با توجه به سياق انكاري بود ما همان است كه هيچ چيزي جز خداوند كه شأني وراي مخلوقات دارد و علم حقيقي تنها از آن اوست،‌توان آگاه كردن

تو را از اين امر عظيم ندارد. كه معمولا پس از آن هم به اين آگاهي پرداخته شده و آن چه عظيم بوده معرفي گرديده است.

از طولاني شدن مطلب عذر مي خواهم.


[HR]

اگر یه نگاهی به اول پست بکنید می تونید نتایج رو مرور کنید :

1- مای استفهام : که بنده سوالم این بود اگر مثبت معنی کنیم ، چه جوابی میشه برای اینکه " چه تورا آگاه کرد" پیدا کنیم؟ (مطئنم این سوال جواب داره)

با توجه به توضیحی که در مورد "ما" گفته شد ، اگر پاسخ این سوال خدا هم باشد ، باز بی معنی نخواهد بود و با طرح گزینه بعد ، این گزینه رد نمی شود

و کماکان به قوت خود باقی است + اگر به گفته مرحوم طبرسی (آن را جمله معترضه بدانیم معنای زیباتری نیز خواهد یافت)


2- مای استفهام ، اما به معنی انکار ماسوی الله . (در واقع جواب سوالم از 110 عزیز بود که چرا پاسخ سوال ماادریک در آیه نیامده)

اما با این اسلوب انکاری شاید بتوان جواب را در تقدیر گرفت. (یا با جستجوی در سایر ایات جواب را یافت)



3- این احتمال بعد از کمک های شما و تحقیق بیشتر در ذهن بنده وارد شده ، و اونم اینکه چرا "ما" مای تعجبیه نباشه ؟ و "ما ادریک" اسلوب تعجبی داشته باشه !

فعلا ترجمه نمی خوام بکنم ، فقط می خوام ببینم نظر شما چی هست ؟تصویر
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط محدثه »

محمد علي نوشته شده:
3- این احتمال بعد از کمک های شما و تحقیق بیشتر در ذهن بنده وارد شده ، و اونم اینکه چرا "ما" مای تعجبیه نباشه ؟ و "ما ادریک" اسلوب تعجبی داشته باشه !

فعلا ترجمه نمی خوام بکنم ، فقط می خوام ببینم نظر شما چی هست ؟تصویر




اگر بخواهیم « ما ادراک » را به صورت صیغه تعجب در نظر بگیریم بنابر قواعد نحو عربی به این شکل اعراب می شود :


1- « ما » :

« ما » در صیغه تعجب ، مبتدا محسوب می شود و حتما از نظر نحوی نکره تامّه است ،

نکره تامه به نکره ای گفته می شود که برای اینکه مبتدا واقع شود ، احتیاج به تخصیص ندارد .

( چون کلمه ای که مبتدا واقع می شود حتما یا باید معرفه باشد و یا نکره مخصصه )


بهترین تقدیر معنایی که در کتب نحوی برای معنای صیغه تعجب در نظر گرفته شده به این صورت است :

ــ « ما » به معنای « شیءٌ » است و چون معنای تعجب دارد این چنین در تقدیر گرفته می شود : « شیءٌ عظیمٌ ( عجیبٌ ) »

به این دلیل صفت پس از آن قرار گرفت که چون در ابتدا گفتیم « ما» نکره تامه هست ، بنابراین باید صفتی بعد ازشیءٌ بیاید تا ان را تخصیص بزند .

بقیه جمله این طور اعراب می شود :

ــ « ادری » : فعل ماضی مبنی بر فتح ، فاعله : ضمیر مستتر هو .

ــ « ک » : مغعول به و محلا منصوب .

ـ کل جمله « ادریک » : خبر برای « ما » تلقی می شود .

بنابراین تا به اینجا این نتیجه حاصل شد که « ما ادریک » یک جمله اسمیه است .

[HR]

البته همون طور که در بالا گفتم بهترین معنایی که برای صیغه تعجب بیان شده در کتب نحو عربی ، به این شکل هست که :


« ما ادریک » = « شیءٌ عظیمٌ ( یا عجیبٌ ) جَعَلَکَ دِریَة »

یعنی :« یک امر بزرگی باعث شده که تو اینقدردانا و هوشیار باشی . »

( الدریة : فطنة = هوشیاری ، دانایی ، مهارت / مثال : فلان حسن الدریة ، کقولک حسن الفطنة )( معجم مقاییس اللغة ، ص 334 )


که با توجه به این تقدیر معنایی که در بعضی از کتب نحوی به عنوان بهترین تقدیر برای صیغه تعجب در نظر گرفته شده است ،

از طرفی بزرگی و عظمت خداوند را می رساند ( شاید منظور از « ما » در تقدیر « شیءٌ عظیم » به خداوند برگردد

و از طرفی درک و فهم و دانایی بالای پیامبر را می خواهد بیان کند .




[HR]

این ها مواردی بود که اگر « ماادریک » را اسلوب تعجب فرض کنیم ، به این شکل اعراب می شود .

البته این تنها نظریه در باره اسلوب تعجب نبود ، بلکه برخی از نحویان دیگر هم « ما » را « مای موصوله »

یا « مای استفهام » و ... در نظر می گیرند و یک نظر واحد که مورد توافق همه باشد مطرح نیست ،

ولی آنچه که در بالا آمد بهترین تقدیری است که برای صیغه تعجب در نظر گرفته می شود .


موفق باشید .


.
 
تصویر 
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط محمد علي »

سلام

محدثه نوشته شده:
« ما ادریک » = « شیءٌ عظیمٌ ( یا عجیبٌ ) جَعَلَکَ دِریَة »

یعنی :« یک امر بزرگی باعث شده که تو اینقدردانا و هوشیار باشی . »

( الدریة : فطنة = هوشیاری ، دانایی ، مهارت / مثال : فلان حسن الدریة ، کقولک حسن الفطنة )( معجم مقاییس اللغة ، ص 334 )




این نکته ای که فرمودید ترجمه نبست ، بلکه معنای تقدیری است که نباید ذهن شما را منحرف کند .

البته منم به همین دلیل ترجمه نکردم تا ببینم دوستان به چه نتیجه ای می رسند .


که با توجه به این تقدیر معنایی که در بعضی از کتب نحوی به عنوان بهترین تقدیر برای صیغه تعجب در نظر گرفته شده است ،

ولی آنچه که در بالا آمد بهترین تقدیری است که برای صیغه تعجب در نظر گرفته می شود .



همانطور که فرمودید تقدیر است نه ترجمه ، همچنین این قاعده در وقتی صادق است که بعد از ما افعل جمله دیگری نباشد .

به این نکته دقت نکرده اید که بعد از ما ادریک "مالقارعه" آمده که ترجمه را بسیار تغییر می دهد .

از طرفی بزرگی و عظمت خداوند را می رساند ( شاید منظور از « ما » در تقدیر « شیءٌ عظیم » به خداوند برگردد

و از طرفی درک و فهم و دانایی بالای پیامبر را می خواهد بیان کند .


نکته دوم را با بیانی بهتر باید در ترجمه ای بهتر جستجو کرد .

منتظر نظرات بقیه دوستان هستمتصویر
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Bronze
Bronze
پست: 275
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3603 بار
سپاس‌های دریافتی: 1144 بار

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط 110 »

 «  بسم الله الرحمن الرحيم    »   [COLOR=#eeece1].    [COLOR=#17365d]با عرض سلام و ادب مجدد خدمت شما دوستان .
    ................. ............. ......... ....... ....... ..... ....  [COLOR=#eeece1].
و باسناده   
 [FONT=Times New Roman (Arabic)]   أبى [FONT=Times New Roman (Arabic)]   عبد [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الله [FONT=Times New Roman (Arabic)]   عليه [FONT=Times New Roman (Arabic)]   السلام [FONT=Times New Roman (Arabic)]   قال [FONT=Times New Roman (Arabic)] :   كان [FONT=Times New Roman (Arabic)]   علي [FONT=Times New Roman (Arabic)]   بن [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الحسين [FONT=Times New Roman (Arabic)]   صلوات [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الله [FONT=Times New Roman (Arabic)]   عليه [FONT=Times New Roman (Arabic)]   يقول [FONT=Times New Roman (Arabic)] :     .  [FONT=Times New Roman (Arabic)]"   انا [FONT=Times New Roman (Arabic)]   أنزلناه [FONT=Times New Roman (Arabic)]   في [FONT=Times New Roman (Arabic)]   ليلة [FONT=Times New Roman (Arabic)]   القدر [FONT=Times New Roman (Arabic)] "   صدق [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الله [FONT=Times New Roman (Arabic)]   عز [FONT=Times New Roman (Arabic)]   وجل [FONT=Times New Roman (Arabic)]   أنزل [FONT=Times New Roman (Arabic)]   القرآن [FONT=Times New Roman (Arabic)]   في [FONT=Times New Roman (Arabic)]   ليلة [FONT=Times New Roman (Arabic)]  القدر.  .  [FONT=Times New Roman (Arabic)]"   و [FONT=Times New Roman (Arabic)]   ما [FONT=Times New Roman (Arabic)]   ادراك [FONT=Times New Roman (Arabic)]   ما [FONT=Times New Roman (Arabic)]   ليلة [FONT=Times New Roman (Arabic)]   القدر [FONT=Times New Roman (Arabic)] "   قال [FONT=Times New Roman (Arabic)]   رسول [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الله [FONT=Times New Roman (Arabic)]   صلى [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الله [FONT=Times New Roman (Arabic)]   عليه [FONT=Times New Roman (Arabic)]   وآله [FONT=Times New Roman (Arabic)] :   لا [FONT=Times New Roman (Arabic)]  أدرى.  .  قال[FONT=Times New Roman (Arabic)]   الله [FONT=Times New Roman (Arabic)]   عز [FONT=Times New Roman (Arabic)]   وجل [FONT=Times New Roman (Arabic)] : "   ليلة [FONT=Times New Roman (Arabic)]   القدر [FONT=Times New Roman (Arabic)]   خير [FONT=Times New Roman (Arabic)]   من [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الف [FONT=Times New Roman (Arabic)]   شهر [FONT=Times New Roman (Arabic)] "   ليس [FONT=Times New Roman (Arabic)]   فيها [FONT=Times New Roman (Arabic)]   ليلة [FONT=Times New Roman (Arabic)]   القدر.   .  [FONT=Times New Roman (Arabic)]  قال [FONT=Times New Roman (Arabic)]   لرسول [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الله [FONT=Times New Roman (Arabic)]   صلى [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الله [FONT=Times New Roman (Arabic)]   عليه [FONT=Times New Roman (Arabic)]   وآله [FONT=Times New Roman (Arabic)] :   وهل [FONT=Times New Roman (Arabic)]   تدرى [FONT=Times New Roman (Arabic)]   لم [FONT=Times New Roman (Arabic)]   هي [FONT=Times New Roman (Arabic)]   خير [FONT=Times New Roman (Arabic)]   من [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الف [FONT=Times New Roman (Arabic)]   شهر [FONT=Times New Roman (Arabic)]   ؟ [FONT=Times New Roman (Arabic)]    .   قال [FONT=Times New Roman (Arabic)]   لا، [FONT=Times New Roman (Arabic)]   قال [FONT=Times New Roman (Arabic)] :   لأنها [FONT=Times New Roman (Arabic)]   تنزل [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الملائكة [FONT=Times New Roman (Arabic)]   و الروح [FONT=Times New Roman (Arabic)]   فيها [FONT=Times New Roman (Arabic)]   بإذن [FONT=Times New Roman (Arabic)]   ربهم [FONT=Times New Roman (Arabic)]   من [FONT=Times New Roman (Arabic)]   كل [FONT=Times New Roman (Arabic)]   أمر [FONT=Times New Roman (Arabic)]   و إذا [FONT=Times New Roman (Arabic)]   اذن [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الله [FONT=Times New Roman (Arabic)]   عز [FONT=Times New Roman (Arabic)]   وجل [FONT=Times New Roman (Arabic)]   بشئ [FONT=Times New Roman (Arabic)]   فقد [FONT=Times New Roman (Arabic)]   رضيه.    .  ...........[COLOR=#366092]منابع..............   ..  [FONT=Times New Roman (Arabic)]-    نور [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الثقلين [FONT=Times New Roman (Arabic)] -   الشيخ [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الحويزي [FONT=Times New Roman (Arabic)] -   جلد [FONT=Times New Roman (Arabic)] 5 -   صفحه [FONT=Times New Roman (Arabic)] 635    ..     [FONT=Times New Roman (Arabic)]  توحيد [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الله [FONT=Times New Roman (Arabic)]   تعالى [FONT=Times New Roman (Arabic)] -   مركز [FONT=Times New Roman (Arabic)]   المصطفى [FONT=Times New Roman (Arabic)] (  ص [FONT=Times New Roman (Arabic)]) -   الكافي [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الشيخ [FONT=Times New Roman (Arabic)]   الكليني [FONT=Times New Roman (Arabic)]   جلد 1 [FONT=Times New Roman (Arabic)]   صفحه [FONT=Times New Roman (Arabic)] 247       [COLOR=#eeece1]..  ................... ............... .......... ........ ...... ..... ....   .  امثال اين روايات بر فرض صحت سند، ثابت خواهد کرد که [FONT=Times New Roman (Arabic)] ((   ما  [FONT=Times New Roman (Arabic)]))   جز ماي استفهاميه چيز ديگري نميتواند باشد. 
  .  و اگر جز اين بود نيازي به پاسخ [FONT=Times New Roman (Arabic)]((   لا ادري [FONT=Times New Roman (Arabic)] ))   پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله نبود  .    .  نظر شما چيه ؟
   [FONT=Arial (Arabic)]  
 تصویر  .  .:: الإنسان هو شيعة علي بن أبي طالب عليه أفضل الصلاة و السلام إن عرفه حق معرفته ::.  .  تصویر 
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط محمد علي »

با سلام و سپاس از پژوهش ارزشمند شما


ولی متاسفانه سند این روایت ضعیف است . (برای سهولت می توانید از نرم افزار درایة النور هم بهره بگیرید)


اما چون ما همیشه تاکید داشته ایم که سند تنها روش استحکام حدیث نیست ، و باید متن را هم مورد بررسی قرار داد .

فرضا اگر سند این حدیث هم صحیح بود ، متن آن را دچار مشکل نمی بینید ؟

کمی دقت کافی است ...

ما را استفهامیه فرض می کنیم .

آیا " لا ادری " پاسخ سوال " ما ادراک " است ؟ .... یا سوال " هل تدری " ؟

در پاسخ کدام یک از سوالات زیر می گویید نمی دانم :

1- اگر از شما بپرسند چه چیز تو را آگاه کرد ؟ می گویید لا ادری ؟

2- یا اگر بپرسند" آیا می دانی ؟" .... ( شما هم می گویید نمی دانم و سپس در ادامه به شما می گویند تا بدانی . )

پس جواب "ما ادری" در پاسخ "هل تدری" می آید نه شماره یک .


مهمتر اینکه اگر جواب شماره یک صحیح باشد ، خداوند در ادامه باید بگوید خوب اگر نمی دانی چه چیزی تو را آگاه کرد ، بدان که فلان چیز تو را آگاه کرد .

نه اینکه بگوید (حال که نمی دانی چه چیزی تو را آگاه کرد پس) شب قدر برتر از هزار ماه است !


پس دیدیم که این روایت از نظر متنی و دلالت نیز مورد خدشه است .

نکته مهم این بود که شما "ما"را استفهامیه فرض کردید اما معنی و ترکیب جمله را فراموش کردید .

ما نیز رد نکردیم که استفهامیه باشد ، اما گفتیم اگر اینگونه باشد "ک" مفعول به می شود و باید ببینیم چه چیزی پیامبر را آگاه کرد .

نه اینکه جمله را سوالی فرض کنیم و ترجمه کنیم "آیا تو میدانی چه چیزی تو را آگاه کرد ؟" او هم بگوید "نمی دانم" ، خدا هم در ادامه بفرماید شب قدر برتر از ....

ادامه جمله حالت موصولی دارد و ربط به جمله اول باید پیدا کند و در بالا هم گفتیم که این جمله معترضه است و سایر توضیحات ... ؛


لذا نمی توان به این حدیث استناد نمود ولی کماکان امیدوار به پاسخ های بعدی شما دوستان عزیزم هستم :razz:
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
ارسال پست

بازگشت به “پرسش و پاسخ”