\\\منصبت بادا مبارک یا علـــــی(ع)///

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1668
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3099 بار
سپاس‌های دریافتی: 5474 بار

\\\منصبت بادا مبارک یا علـــــی(ع)///

پست توسط Labbaik »

 «به نام خدا» 
 موسم حج بود و مکه شور داشت
چون دو مهمان از تبار نور داشت

زان دو عطر رحمت استشمام شد
پایه ریزی مکتب اسلام شد

بود کعبه محرم احرامشان
بد علی و بد محمد نامشان

یک به یک اعمال حج انجام شد
روح پاک حاجیان اطعام شد

حاجیان از مرد و زن راهی شدند
سوی شهر خویشتن راهی شدند

کاروان حاجیان با آن دوتن
طی ره می کرد در دشت و دمن

روز هجده از مه ذی حجه گشت
بود ازحجاج پر پهنای دشت

جبرییل از امر خلاق مبین
گشت نازل بر پیمبر در زمین

بالها را بست و لب را باز کرد
با حبیب حق سخن آغاز کرد

گفت او را با سلام و احترام
کی رسول الله ای خیر الانام

همرهانت را حدیث دل بگو
آنچه از حق بر تو شد نازل بگو

گر نگویی با خلایق این پیام
تا ابد ماند رسالت ناتمام

در دل خود ره مده بیم و هراس
حق نگه دارد تو را از شر ناس

آنکه کرده بود با کعبه وداع
گفت باید کرد اینجا اجتماع

رفتگان از هر طرف باز آمدند
ماندگان حیران از این راز آمدند

آن زمان گردید زمر مصطفی
از جهاز اشتران منبر به پا

بر فراز منبر آمد با علی
در بر حجاج با صوت جلی

گفت هرکس را که من هستم ولی
زمر حق باشد ولیش این علی

بارالها یار او را باش یار
دوستدارش را خدایا دوست دار

هر که شد خصمش تو او را وا گذار
کن زبون و خوارش و تنها گذار

از سخن چون گشت پیغمبر خموش
چشمه های معرفت آمد به جوش

باد پیغام ورا دلشاد برد
در تمام عالم ایجاد برد

تا دیاری دور تا فرسنگها
خاکها و ریگها و سنگها

بحر ها و رود ها و نهر ها
خشت خشت خانه ها در شهر ها

در گلستان لاله ها یاسها آلاله ها
در بیابان خار ها و لاله ها

هر کجا آزاده ای نستوه بود
هر کجا گودال بود و کوه بود

هر خدا جویی مکان در قبر داشت
آسمان هر آنچه نجم و ابر داشت

زین پیام دلنشین شیدا شدند
لب گشوده یک به یک گویا شدند

یک صدا گفتند از دل با علی
تصویر منصبت بادا مبارک یا علیتصویر
 
زندگی بافتن یک قالی است

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده است

تو در این بین فقط میبافی

نقشه را خوب ببین !!!

نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند


 تصویر 
Iron
Iron
پست: 291
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۶, ۲:۰۴ ب.ظ
محل اقامت: همين نزديکي ها جنب دلهاي شما
سپاس‌های ارسالی: 139 بار
سپاس‌های دریافتی: 424 بار

Re: \\\منصبت بادا مبارک یا علـــــی(ع)///

پست توسط yeganeh »



شب عيد است (غدیرخم ) _ ژوليده نيشابورى
_______________________________


شب عيد است اى ساقى در ميخانه را وا كن

به جام مى گساران باده از خم طهورا كن


به من هم گوشه چشمى به عشق روى مولا كن

اگرچه قطره ام امشب مرا واصل به دريا كن


به يك پيمانه مى ساقى دل ديوانه شيدا كن

به حب مرتضى برگ عبور شيعه امضا كن


كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد

على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد


به روز هجده ذيحجه بر احمد ندا آمد

كه يا احمد تو را حكم خطيرى از خدا آمد


زمان گفتن راز مگوى هل اَتى آمد

گه بشكفتن گل بر لب اهل ولا آمد


تو را اين آيه در نعت على مرتضى آمد

به وجد از نعت او خلق تمام ماسوا آمد


كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد

على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد


به فرمان نبى حُجاج رفته باز برگشتند

براى گردهم آيى به يك جا مستقر گشتند


همه از اين خبر كاوشگر متن خبر گشتند

گروهى تشنه بودند و در آن جا تشنه تر گشتند


همه چشم انتظار حكم حىّ دادگر گشتند

همه در مكتب انديشه شان صاحب نظر گشتند


كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد

على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد


نبى را از جهاز اشتران شد منبرى پيدا

فراز آن نبى را شد بيان ديگرى پيدا


صدف بشكست و از آن شد فروزان گوهرى پيدا

كنار شمس هستى گشت ماه انورى پيدا


شد از بهر تماشا كردن از هر سو سرى پيدا

به روى دست احمد شد خدا را مظهرى پيدا


كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد

على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد


نبى فرمود اى مردم! به امر خالق يكتا

هر آن كس را منم مولا على اورا بود مولا


پس از من او بود رهبر به خلق كل مافيها

كه سر خط هدايت را منم مُهر و على امضا


از او شايسته تر نبود براى رهبرى اصلا

همانندش نمى گردد به كل ماسوا پيدا


كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد

على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد


پس از من از طفيل او به پا شد هستى عالم

به مهر او خدا را شد قبول توبه آدم


به عالم نام او رمز نجات نوح شد از يَم

از او آتش به ابراهيم شد ز امر خدا خرّم


از او شد در بر موسى سر فرعون جايى خم

چنان كه از دم گرمش مسيحا گشت صاحب دم


كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد

على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد


رسالت بىولاى او بود چون شاخه بى پر

عدالت بى على باشد بسان بحر بى گوهر


من و او هر دو يك روحيم باشد گر جدا پيكر

منم خط و على دفتر منم جود و على جوهر


منم فرش و على محور منم عرش على لنگر

منم حكم و على مجرى منم داد و على داور


كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد

على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد


منم بذر و على حاصل منم فضل و على فاضل

منم كل و على كامل منم بحر و على ساحل


منم عشق و على عاشق منم وصل و على واصل

منم نشر و على ناشر منم عدل و على عادل


منم دين و على دانش منم علم و على عامل

اطاعت بى على عاطل عبادت بى على باطل


كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد

على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد


به حكم حق حكيم است او براى من نديم است او

زعيم است او حليم است او صراط المستقيم است او


سليم است او سلام است او، رحيم است او كريم است او

قسيم نار و الجنه كه جنت را نعيم است او


براى شيعيان وجد و براى خصم بيم است او

من «ژوليده» مى گويم كه هستى را سهيم است او


كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد

على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد

ارسال پست

بازگشت به “شعر”