پست
توسط yeganeh »
شب عيد است (غدیرخم ) _ ژوليده نيشابورى
_______________________________
شب عيد است اى ساقى در ميخانه را وا كن
به جام مى گساران باده از خم طهورا كن
به من هم گوشه چشمى به عشق روى مولا كن
اگرچه قطره ام امشب مرا واصل به دريا كن
به يك پيمانه مى ساقى دل ديوانه شيدا كن
به حب مرتضى برگ عبور شيعه امضا كن
كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد
على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد
به روز هجده ذيحجه بر احمد ندا آمد
كه يا احمد تو را حكم خطيرى از خدا آمد
زمان گفتن راز مگوى هل اَتى آمد
گه بشكفتن گل بر لب اهل ولا آمد
تو را اين آيه در نعت على مرتضى آمد
به وجد از نعت او خلق تمام ماسوا آمد
كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد
على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد
به فرمان نبى حُجاج رفته باز برگشتند
براى گردهم آيى به يك جا مستقر گشتند
همه از اين خبر كاوشگر متن خبر گشتند
گروهى تشنه بودند و در آن جا تشنه تر گشتند
همه چشم انتظار حكم حىّ دادگر گشتند
همه در مكتب انديشه شان صاحب نظر گشتند
كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد
على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد
نبى را از جهاز اشتران شد منبرى پيدا
فراز آن نبى را شد بيان ديگرى پيدا
صدف بشكست و از آن شد فروزان گوهرى پيدا
كنار شمس هستى گشت ماه انورى پيدا
شد از بهر تماشا كردن از هر سو سرى پيدا
به روى دست احمد شد خدا را مظهرى پيدا
كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد
على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد
نبى فرمود اى مردم! به امر خالق يكتا
هر آن كس را منم مولا على اورا بود مولا
پس از من او بود رهبر به خلق كل مافيها
كه سر خط هدايت را منم مُهر و على امضا
از او شايسته تر نبود براى رهبرى اصلا
همانندش نمى گردد به كل ماسوا پيدا
كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد
على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد
پس از من از طفيل او به پا شد هستى عالم
به مهر او خدا را شد قبول توبه آدم
به عالم نام او رمز نجات نوح شد از يَم
از او آتش به ابراهيم شد ز امر خدا خرّم
از او شد در بر موسى سر فرعون جايى خم
چنان كه از دم گرمش مسيحا گشت صاحب دم
كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد
على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد
رسالت بىولاى او بود چون شاخه بى پر
عدالت بى على باشد بسان بحر بى گوهر
من و او هر دو يك روحيم باشد گر جدا پيكر
منم خط و على دفتر منم جود و على جوهر
منم فرش و على محور منم عرش على لنگر
منم حكم و على مجرى منم داد و على داور
كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد
على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد
منم بذر و على حاصل منم فضل و على فاضل
منم كل و على كامل منم بحر و على ساحل
منم عشق و على عاشق منم وصل و على واصل
منم نشر و على ناشر منم عدل و على عادل
منم دين و على دانش منم علم و على عامل
اطاعت بى على عاطل عبادت بى على باطل
كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد
على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد
به حكم حق حكيم است او براى من نديم است او
زعيم است او حليم است او صراط المستقيم است او
سليم است او سلام است او، رحيم است او كريم است او
قسيم نار و الجنه كه جنت را نعيم است او
براى شيعيان وجد و براى خصم بيم است او
من «ژوليده» مى گويم كه هستى را سهيم است او
كه دين احمدى كامل به امر حى سرمد شد
على بن ابى طالب(عليه السلام) وليعهد محمّد(صلى الله عليه وآله) شد