(( محراب خون ))

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
New Member
New Member
پست: 17
تاریخ عضویت: جمعه ۶ شهریور ۱۳۸۸, ۴:۴۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 11 بار
سپاس‌های دریافتی: 56 بار

(( محراب خون ))

پست توسط دل افروز »

  مدار مهر او گردد زمين ديوانه وار ........ در سماع آيد زجام عشق او ليل و نهار
او كه از نامش دل آشفتگان يابد سكون ........ ............ ناجي دارالغرار و شافع دارالقرار

كيست او؟ مير عرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

او كه با شمشير برهان، سركشان را بنده كرد ......... او كه در بستر بخفت و مرگ را شرمنده كرد
او كه جسم نيمه جان دين حق، احيا نمود ......... وز سبوي معرفت، پر ساغر آينده كرد

كيست او؟ مير عرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

او كه پيمان اخوت با نبوت بسته است ........... او بحق پيوسته و از غير حق بگسسته است
سر نهاده بي تعلق بر ره معشوق خويش ......... ... رقعه آزادگي با مهر خون آرسته است

كيست او؟ مير عرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

آن توئي قران ناطق، در شب قدر آمدي .......... در شب تاريك اذهان چون مه بدر آمدي
اي كه برجمع جهالت پيشه بي اعتبار........... بس صبوري كردي و با وسعت صدر آمدي

كيست او؟ مير عرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

قائد پرهيزگاران، مقتداي مؤمنان ............ پيشواي زاهدان و عابدان و عارفان
بر زبان عرشيان و فرشيان ذكر عليست ........... نام عليايش تسلي بخش اهل آسمان

كيست او؟ مير عرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

پينه بسته كتف شب از كيسه نان و رطب ............ ديده ها در انتظار طلعت محبوب شب
آن نسيم مهرباني، مي نوازد كوچه ها .......... مي برد از دل صفاي روي او رنج و تعب

كيست او؟ مير عرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

بغض سنگيني، نهان در سينه داري، چاه زار ............ اي كه بعد از فاطمه گشتي علي را غمگسار
در دلت بنهفته اي درهاي غلتان چون صدف ........... چون بگنجد در كفي، امواج بحر بيقرار؟

كيست او؟ مير عرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

او كه امشب برده تيغ كينه كابوسش بخواب ........... شد صلاه و در صفش، ابليس ، صورت در نقاب
كام محراب از جبينش خورده و سيراب شد ........... رسته از دنياي دون و شد دعايش مستجاب

كيست او؟ مير عرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

زينب محزون بيا شد لحظه هاي واپسين ............ مرگ مادر ديده اي، جان كندن بابت ببين
روزگار بي مروت با دل زارت چه كرد ............ زهر جانسوز حسن، راس حسينت بعد ازاين

كيست او؟ مير عرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار

سوگ مولايم علي شد، كو گذرگاه نجف؟ ........... تا كنم بر ديده سرمه، خاك درگاه نجف
همنوايم با بقيع و كربلا و كاظمين ........ همچو سامرا و مشهد در غم شاه نجف

كيست او؟ مير عرب شاهنشه با اقتدار
لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار






 
ارسال پست

بازگشت به “شعر”