[HIGHLIGHT=#ddd9c3]1- خلوت با شيطان
... روزي حضرت موسي ـ عليه السلام ـ نشسته بود، ابليس در حاليكه لباس رنگارنگي پوشيده بود وارد شد لباس رنگارنگ را از تن درآورد و كنار گذاشت
و نزد حضرت موسي ـ عليه السلام ـ آمد و به او سلام كرد.
حضرت موسي ـ عليه السلام ـ پرسيد: تو كيستي؟
گفت: من ابليس هستم.
حضرت موسي ـ عليه السلام ـ گفت: خدا مرگت دهد چرا اينجا آمدهاي؟
گفت: بخاطر مقام و منزلتي كه نزد خدا داري آمدهام تا سلامي بگويم.
حضرت موسي ـ عليه السلام ـ گفت: آن چه جامهاي بود بر تن داشتي؟
گفت: بوسيله آن قلب انسانها را متوجه خود ميكنم.
حضرت موسي ـ عليه السلام ـ فرمود: چه چيز است كه اگر در انسان باشد تو بر او مسلط ميشوي؟
گفت: اول اينكه خود برتربين باشد، تكبر داشته باشد.
دوم: اعمال خودش را زياد تصور كند.
سوم: اينكه گناهانش را فراموش كند.
سپس شيطان گفت: من تو را از سه چيز برحذر ميدارم:
اول آنكه با زن نامحرم در يكجا خلوت مكن كه من سومي بوده و هر دو را فريب ميدهم...![1]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . المحجه، ج 5، ص 177.
