علي (علیه السلام) تنهاست!
چه كسي تنها نيست؟؟
كسي كه با همه و در سطح همه است.
كسي كه رنگ زمان به خود مي گيرد.
احساس خلأ مربوط به روحي است كه آنچه در اين جامعه و زمان و در اين ابتذال روزمرگي وجود دارد نمي تواند سيرش كند.
و لذا آنهمه ياران، آن همه همرزمان، آنهمه نشست و برخاست با اصحاب پيامبر، هيچكدام براي علي (ع) تفاهمي بوجود نياورده است.
هيچكدام از آنها در سطح او نيستند.
مي خواهد دردش را بگويد،
حرفش را بزند،
گوشی نيست، دلي نيست، و فهمي نيست تا بفهمد.
رنج بزرگ يك انسان اين است كه عظمت او و شخصيت او در قالب فكرهاي كوتاه، در برابر نگاههاي پست و پليد،
و احساس او در روحهاي بسيار آلوده و اندك و تنگ قرار گيرد.
نيمه شب به طرف نخلستان مي رود ...
آنجا هيچكس نيست،
مردم راحت آرميده اند،
هيچ دردي آنها را در دل شب بيدار نگاه نداشته است،
و اين مرد تنها،
كه روي زمين خودش را تنها مي يابد،
با اين زمين و اين آسمان بيگانه است،
و فقط رسالت و وظيفه اش، او را با جامعه و اين شهر پيوند داده.
ولي وقتي به خودش بر مي گردد مي بيند كه تنهاست.
شبانه به نخلستان مي رود،
و باز براي اينكه ناله او بگوش هيچ فهم پليدي و هيچ نگاه آلوده اي نرسد،
سر در حلقوم چاه فرو می برد و مي گريد.
[align=left]ادامه دارد ...
