[font=Times New Roman]بسم الله الرحمن الرحیم
[font=Times New Roman]«سرانجامى مبارك»
مدتى بود كه مصعب از مكه به مدينه آمده بود و براى پيامبرى كه به تازگى در مكه ظهور كرده بود، تبليغ مىكرد. بسيارى از بزرگان مدينه با او سرناسازگارى داشتند.
سعد بن معاذ، بزرگ قبيله اوس نيز دل خوشى از او نداشت وحالا خبرى براى او آورده بودند كه تاب از كفش ربوده بود؛
- او با اسعد، پسر خاله سعد همراه شده است و اينك در كنار يكى از چاههاى محلهبنى عبدالاشهل نشستهاند و مردم را به آيين جديد فرا مىخوانند.
خشم از تمام وجود سعد لبريز بود. مصعب چگونه به خود اجازه مىداد به ميان محلهاى كه خويشان سعد آن جا بودند، بيايد و دينى ناشناخته را تبليغ كند؟
اما سعد چه مىتوانست بكند؟! اسعد پسر خاله سعد بود و ميزبان مصعب، او را ارج مىنهاد و اينك نيز او را با خود به اين محله آورده بود اگر سعد همراه
مصعب نبود، مىشد جلوى مصعب را گرفت و رو در روى او ايستاد. اما حرمت خويشاوندى بااسعد، مانع از آن بود كه سعد خودش به سراغ آنها برود پس
اسيد بن حضير را فراخواند و به او گفت:
خبردار شدهام كه اسعد همراه اين قريشى به محله ما آمده است و جوانان را فاسد مىكند به نزد آنان برو و آنها را از اين كار باز بدار اگر اسعد بن زراره
خويشاوند من نبود، خودم از آمدنشان به اين جا جلوگيرى مىكردم. ولى چه كنم؟ او پسر خاله من است .
اسيد نيزهاى برداشت و به سراغ آنها رفت، ولى طولى نكشيد كه با شنيدن سخنان مصعب مسلمان شد. مىدانست كه سعد نيز مردى حقيقت جو است
و اگر سخنانروحانى مصعب را بشنود، خواهد پذيرفت، ولى سعد آن قدر خشمگين بود كه اسيد نمىتوانست او را براى شنيدن حرفهاى مصعب راضى كند.
پس چارهاى انديشيد به خانه سعد بازگشت و به او گفت:
- با آنها صحبت كردم. به خدا سوگند خطرى براى ما ندارند. آنها را از آمدن به اين محله نهى كردم. پذيرفتند و گفتند:
«آنچه شما دوست داريد انجام مىدهيم.» ولى خبردار شدم كه بنى حارثه قصد كشتن اسعد را كردهاند و به سوى او مىروند آنها مىخواهند با كشتن
او تو را تحقير كنند چون مىدانند كه او پسر خاله توست .
سعد ازشنيدن اين سخن برآشفت نيزه خود را برداشت و به سرعت رفت تا از پسر خاله خود پاسدارى كند، ولى وقتى به آن جا رسيد، با شگفتى ديد كه همگى،
آرام گرد مصعب نشستهاند. دانست كه اسيد مىخواسته است او را به اين جا بكشاند. اسعد تا نگاهش به سعد افتاد، به مصعب گفت:
- كسى به سوى تو مىآيد كه بزرگ خاندان خويش است. اگر از تو پيروى كند، كسى از او سرپيچى نخواهد كرد.
سعد خشمگينانه بالاى سر آنها ايستاد و به اسعد گفت:
- اى ابوأمامه! اگر با ما خويشاوند نبودى، فكر چنين كارى هم به سرت نمىزد. در خانه ما كارى مىكنى كه براى ما ناخوشايند است؟!
مصعب به آرامى گفت:
- ميل ندارى بنشينى و به سخنان ما گوش فرا دهى تا اگر پسنديدى بپذيرى و اگر نپسنديدى ما از تو كناره بگيريم؟
آرامش و منطق كلام مصعب، آب سردى بود بر آتش خشم سعد. نيزهاش را در زمين فرو كرد. نشست و به مصعب گفت:
- انصاف دادى .
مصعب آياتى از قرآن را براى او خواند و اسلام را بر او عرضه داشت. سعد كه خشمگينانه آمده بود تا بساط مصعب، اين غريبه قريشى را برچيند و به خيال
خود شر او را از سر خود كم كند، اينك چنان مجذوب كلام خداوند و تعاليم اسلام شده بود كه در پوست خود نمىگنجيد و از شوق، چهراش برافروخته بود.
بى درنگ از مصعب پرسيد:
- براى تشرف به اسلام چه بايد كرد؟
------------پی نوشت-------------------
- ابوأمامه، كنيه اسعد بوده است .
- بحارالانوار، ج 19، صص 9 - 11 ؛ السيرة النبوية، زينى دحلان، ج 1، ص 151؛ سيره ابن هشام، ج 2، صص 78 - .80
«سرانجامى مبارك»
مدیر انجمن: شورای نظارت
ارسال پست
تعداد پست ها:1
• صفحه 1 از 1

-
- پست: 2503
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 7581 بار
- سپاسهای دریافتی: 6236 بار
- تماس:
ارسال پست
تعداد پست ها:1
• صفحه 1 از 1
پرش به
- بخش داخلی
- ↲ قوانين و اخبار سايت
- ↲ سوال ، پيشنهاد و انتقادها
- ↲ سرویس میزبانی وب - ETEGHADAT Web Hosting
- گنجینه ثـقلیـن
- ↲ قرآن مجید
- ↲ متن و ترجمه قرآن کریم
- ↲ تفسیر
- ↲ علوم قرآنی
- ↲ اهل بيت (عليهم السلام)
- ↲ پيامبر اکرم (صلّي الله علیه و آله و سلّم)
- ↲ اميرالمومنين علي (علیه السّلام)
- ↲ فاطمة الزهراء (سلام الله علیها)
- ↲ امام حسن مجتبی (علیه السّلام)
- ↲ امام حسین (علیه السّلام)
- ↲ امام زین العابدین (علیه السّلام)
- ↲ امام محمد باقر (علیه السّلام)
- ↲ امام جعفر صادق (علیه السّلام)
- ↲ امام موسي کاظم (علیه السّلام)
- ↲ امام رضا (علیه السّلام)
- ↲ امام جواد (علیه السّلام)
- ↲ امام هادی (علیه السّلام)
- ↲ امام حسن عسکری (علیه السّلام)
- ↲ صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)
- ↲ حديث
- ↲ نهج البلاغه
- ↲ صحیفه سجادیه
- ↲ خطابه غدیر
- ↲ ادعيه و زيارات
- ↲ علوم حدیث
- اصـول ديــن
- ↲ خدا شناسی
- ↲ عدل
- ↲ پیغمبر شناسی
- ↲ امام شناسی
- ↲ مهدویت (عج)
- ↲ معاد
- فـروع ديـن
- ↲ احکام عبادات
- ↲ نماز
- ↲ روزه
- ↲ حج
- ↲ احکام معاملات
- ↲ ساير احکام
- اديـان و مـذاهب
- ↲ اسلام
- ↲ ره یافتگان
- ↲ نقد سایر اندیشه ها
- ↲ وهابیت
- ↲ بهائیت
- ↲ مسیحیت
- ↲ یهودیت
- ↲ زرتشت
- ↲ شیطان پرستی
- ↲ صوفیه
- سایر مباحث تخصصی
- ↲ اخـلاق
- ↲ آداب
- ↲ مهارت های زندگی
- ↲ زن و خانواده
- ↲ ازدواج و زناشویی
- ↲ کودکان و نوجوانان
- ↲ جوانان
- ↲ تاريخ
- ↲ شخصيت ها
- ↲ اخیار
- ↲ اشرار
- ↲ کتابخانه
- ↲ کتاب مخصوص ویندوز
- ↲ کتاب مخصوص موبایل
- ↲ کتابشناسي
- ↲ بخش ادبي
- ↲ شعر
- ↲ داستان
- ↲ قطعه ادبي
- ↲ نکته ها و لطایف
- ↲ پرسش و پاسخ
- بخش عمومی
- ↲ مناسبت و یادواره
- ↲ ماه مبارک رمضان
- ↲ اخبار مذهبي
- ↲ فعالیتهای جمعی
- ↲ نمایشگاه اعتقادات
- ↲ دیگر گفتگو ها
- صوت
- ↲ تلاوت
- ↲ دعا و زیارت
- ↲ مداحی و روضه
- ↲ مناسبت ها
- ↲ مولودی و همخوانی
- ↲ جلسات سخنرانی
- ↲ قصه
- ↲ دیگر نواها
- ↲ معرفی و بررسی آثار صوتی تصویری
- تصویر
- ↲ فیلم
- ↲ فلش
- ↲ اماکن مذهبی
- ↲ دیگر تصاویر
- ↲ گرافیک مذهبی
- ↲ آموزش و سوالات
- ↲ پشت زمینه
- ↲ طرح و ایده
- چندرسانه ای
- ↲ همراه مذهبی
- ↲ نرم افزارهای اسلامی
- ↲ معرفی پايگاه ها