«واپسين لحظات»

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

«واپسين لحظات»

پست توسط مائده آسمانی »

     
  بسم الله الرحمن الرحیم  
     
  «واپسين لحظات»  


بسيارند كسانى كه پاى در راه حق مى‏گذارند. ولى آنچه شرط سعادت است به پايان رساندن اين راه است. كسانى كه جهاد در راه

خدا را برگزيده‏اند، آن گاه به مقصد سعادت مى‏رسند كه تا آخرين نفس دست از آرمان خود برندارند و تا پايان برايمان خود استوار بمانند.

عبدالله بن بديل، پس از آن كه در كارزار صفين دلاورانه جنگيد و بى آن كه ترسى از مرگ داشته باشد چندين بار به خيمه معاويه حمله

كرد، بر اثر سنگ باران سربازان معاويه نقش زمين شد و پيكر خونينش با خاك هماغوش گرديد در آن حال كه زخم، او را از پاى درآورده

بود، يكى از ياران حضرت امير بر بالين او حاضر شد و از او خواست كه وصيتى كند.

عبدالله بن بديل خوب مى‏دانست كه تا ديدار حضرت معبود چند قدمى بيش‏تر فاصله ندارد و به زودى جان از تنش جدا خواهد شد،

ولى با اين حال در انديشه پيروزى سپاه امير مؤمنان بود و هدف خود را از جهاد فراموش نكرده بود. بنابراين خطاب به همرزم خود، كه

در آن حال چشم بر دهان او دوخته بود، چنين وصيت كرد:

- تو را به پرهيزكارى و تقواى الهى سفارش مى‏كنم. دلسوز امير مؤمنان باش و در كنار او با تبهكاران بجنگ تا اين كه يا حق آشكار شود

و يا توبه خداوند بپيوندى، و سلام مرا به او برسان و به او بگو:

«آن قدر بجنگ كه ميدان جنگ را پشت سربگذارى، چرا كه هر كس روز بعد را در حالى آغاز كند كه ميدان جنگ پشت سر اوست،

پيروز خواهد شد».

سفارش به تقواى الهى و سفارش به حمايت و يارى اميرالمؤمنين (ع)، آن هم در چنان لحظاتى، حكايت از ثابت قدم بودن او در راه خدا

دارد. او در وصيت خود حتى جمله‏اى درباره مسائل مادى نگفت و هر چه سفارش كرد، براى تحقق اهداف بلند و برقرارى عدل و مصلحت

اسلام و مسلمانان بود. بزرگ‏ترين مؤيد اين مطلب كه او تا پاى جان بر آرمان خويش استوار ماند، جمله‏اى است كه حضرت على (ع)

پس از شنيدن پيغام او بر زبان آورد. هنگامى كه سخن او را به گوش آن حضرت رساندند، فرمود:

 - خداوند او را رحمت كند، تا زنده بود در كنار ما با دشمنانمان جنگيد و 
   
  هنگام مرگ نيز براى ما دلسوزى (و راهنمايى) كرد. 


[HR]
- شرح نهج‏البلاغه، ج 8، صص 92 - 93؛ تنقيح المقال، ج 2، ص .169
تصویر
ارسال پست

بازگشت به “داستان”