« ياد ياران »

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

« ياد ياران »

پست توسط مائده آسمانی »

  بسم الله الرحمن الرحیم  
     
  « ياد ياران »   



آنچه آدمى براى خداوند و در راه او مى‏دهد، از دست رفته نيست كه در حقيقت معامله‏اى است پرسود با حضرت حق،

و جانبازان در اين معامله، بالاترين بها را مى‏پرازند.

علقمة بن قيس، از قاريان قرآن و ياران حضرت امير (ع) بود كه در پيكار صفين شركت كرد و در كشاكش نبرد يك پاى او قطع شد؛

پيشكشى تقديم به دوست. علقمه پاى خود را تقديم كرد، ولى برادرش و چند تن از عموزادگان و دوستانش جان خود را تقديم كردند و

به شهادت رسيدند.

علقمه پاى قطع شده خود را سند بندگى خود مى‏دانست و هرگز از رنجى كه مى‏كشيد گلايه‏اى نمى‏كرد، بلكه با خرسندى حالت

درون خود را چنين باز مى‏گفت:

- خشنود نمى‏بودم اگر پايم سالم مى‏ماند، زيرا اينك كه پايم قطع شده است، در برابر آن از درگاه پروردگارم انتظار ثواب دارم.

او با بيان اين جمله نشان مى‏داد كه از جانبازى در راه خدا نه تنها پشيمان نيست كه جز آن را نيز آرزو نمى‏كند.

علقمه شهيدى زنده بود كه دوست داشت بداند برادران همرزمش، كه نه يك دست يا پا كه تمام هستى خود را در در راه خداوند

تقديم كرده‏اند، در چه حالى به سر مى‏برند و جايگاه آن‏ها نزد خداوند چيست.

علقمه خود گفته است :

- دوست داشتم برادرم و برخى ديگر از برادران (دينى‏ام) را در خواب ببينم تا اين كه برادرم را در خواب ديدم و از او پرسيدم:

«برادر! چه ديديد و با چه وضعى روبه رو شديد؟»

او پاسخ داد:

«ما با اين قوم (دشمنان) روبه رو شديم و در پيشگاه خدا با آنان احتجاج و مناظره كرديم و آن‏ها را محكوم كرديم.»

علقمه از چنين رؤياى شيرينى سرخوش بود و مى‏گفت:

- از آن زمان كه خود را شناخته‏ام، به خاطر هيچ چيز به اندازه اين رؤيا خوشحال نشده‏ام.

------------- پی نوشت ---------------

- تاريخ طبرى، ج 4، ص 3؛ الكامل فى التاريخ،ج 3، ص 307؛ وقعة صفين، ص 286؛ الفتوح، ج 3، ص 34؛ الطبقات الكبرى، ج 6، ص 87؛

بحارالانوار، ج 32، ص 578؛ قاموس الرجال، ج 7، ص .254
تصویر
ارسال پست

بازگشت به “داستان”