1- ضعف ايمان
ضعف ايمان، علت اصلى ناديده گرفتن فرمانهاى الهى است.
اگر انسان،خدا راحاضر و ناظر بداند و دادگاه بزرگ الهى را در قيامت با چشمان قلب خويش مجسمنمايد،
هرگز حدود الهى را نمىشكند و از مرزها تجاوز نكرده و آلوده شهوات و مفاسداخلاقى نمىگردد.
اين همان برهان الهى است كه در بدترين شرايط زندگى حضرت يوسف عليه السلام به سراغش آمد و او را از آلودگى به فحشاء ـ كه تمام زمينههاى ارتكاب،
موجود وموانعش مفقود بود ـ حفظ كرد.
اگر ايمان ضعيف گشته و توجه به مبدا و معاد كم گردد، زمينه طغيان شهوات كاملا فراهم مىشود كه انسان در چنين شرايطى مثل حيوان درندهاى كه از قفس خارج شده باشد
و هيچ گونه مانعى در برابر خود نبيند، به همه جا حمله مىكند و اگر كسى دربرابرش ظاهر شود، مىدرد.
در اين رابطه در حديث علوى آمده است:
«من اشتاق الى الجنه سلا عن الشهوات،
كسى كه مشتاق به بهشت (و معتقد به آن) باشد، شهوات سركش را به فراموشى مىسپارد». [1]
گاهى نيز انسان براى بهرهگيرى از شهوات بدون قيد و شرط، سد ايمان را در هم مىشكند تا در شهوت پرستى آزاد باشد، قرآن مجيد مىفرمايد:
«بل يريد الانسانليفجر امامه ـ يسئل ايان يوم القيامه [2]،..
.بلكه انسان مىخواهد (آزاد باشد و بدون ترس ازدادگاه قيامت)در تمام عمر،گناه كند، (از اين رو)مىپرسد: قيامت كى خواهد بود؟(سؤالى كهنشانه انكار يا ترديد است).»
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . شرح فارسى غرر الحكم حديث 8591. نهجالبلاغه،كلمات قصار، حديث 31
[2] . قيامت/ 5 و 6.
