فرق محبّت و خشنودى خداوند با ثواب و عقاب او

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Member
Member
پست: 50
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۶, ۵:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 37 بار
تماس:

فرق محبّت و خشنودى خداوند با ثواب و عقاب او

پست توسط mortezaramazani »

[align=center]بسم الله الرحمان  
[فرق محبّت و خشنودى خداوند با ثواب و عقاب او
شايد در روايات و يا گفتار برخى مشاهده شود كه فرموده باشند: مقصود از محبّت خداوند - جلّ جلاله - نسبت به بنده مطيع و يا خشنودى اش از او، همان ثواب دادن خداست ؛ و منظور از خشم و غضب خداوند - جلّ جلاله - نسبت به بنده نافرمانش ، همان عذاب اوست .
ولى پرواضح است كه : تقليد از سخنان غير معصوم كه در اين باره گفته شده ، عقلاً جايز نيست . امّا روايت و منقول اگر از طعن و خرده گيرى سالم بوده و از معصوم صادر شده باشد؛ شايد آن را از باب تقيّه فرموده باشند، زيرا ايشان (عليهم السلام ) در تقيّه هولناكى بوده اند، و ما در مطلبى كه پيرامون اعتذار از مضمون كتاب كشّى ذكر نموديم - تقيّه ايشان را روشن ساختيم ، زيرا بسيارى از مخالفان ائمّه و اهل تسنّن قايل به اين هستند كه : محبّت و رضايت خدا همان ثواب او، و غضب خدا، همان عذاب اوست
يا شايد ائمّه (عليهم السلام ) آن را به خاطر آشنا كردن و تقريب اذهان پرسش كنندگان يا شنوندگان بيان فرموده اند، زيرا درك و فهم بسيارى از شنوندگان از درك اسرار صفات خداوندى كه پادشاه عالَميان است قاصر و ناتوان مى باشد، لذا شايد ائمّه (عليهم السلام ) بيم آن را داشته اند كه اگر به آنها بگويند كه : خداوند - جلّ جلاله - دوست مى دارد و خشنود مى شود و غضبناك و خشمگين مى گردد. زود به ذهن شنونده خطور كند كه خداوند - جلّ جلاله - مانند دوستى و خشنودى طبايع بشرى دوست مى دارد و خشنود مى گردد، يا همانند خشم و غضب دلهاى خاكى غضبناك و خشمگين مى گردد، لذا حضرات ائمّه (عليهم السلام ) به اندازه كشش عقل پرسش كنندگان و شنوندگان ، با آنان سخن گفته اند.
اگر به برخى از روايات مربوط به اين مطلب توجّه كنى ، مى بينى كه دوستى و خشنودى و غضب و خشمى را كه مزاجها به واسطه آنها تغيير مى كند، و جز درباره اجسام كه قابليّت آن را دارند، درست نيست ، نفى نموده اند، تا آنجا كه همين مطلب را بر بعضى از پرسش كنندگان تقريب نموده و (بدين مضمون ) فرموده اند كه : غضب و خشنودى خداوند - جلّ جلاله - اشاره است به غضب و خشنودى اوليا و ويژگان درگاه الهى . و اين در نزد عارفان صحيح است ؛ زيرا خواصّ درگاه الهى - جلّ جلاله - خشمگين و خشنود نمى گردند مگر بعد از غضب و خشنودى خداوند، زيرا ايشان (عليهم السلام ) تابع و پيرو خداوند - جلّ جلاله - هستند، و هرگز در گفتار از او پيشى نمى گيرند، و تنها به فرمان او عمل مى نمايند.
2 - وآنگهى عقلهاى سالم وجداناً و عياناً دريافت مى كنند كه معناى واژه حبّ و رضا، غير از معناى لفظ ثواب ، و همچنين معناى غضب غير از معناى عقاب است ، خواه درباره بندگان ، يا نسبت به رَبُّ الاَرْباب .
و اين مطلب را فرمايش خداوند - جلّ جلاله - نيز به ما مى آموزد آنجا كه مى فرمايد:
إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوّابينَ، وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ. (128)
- براستى كه خداوند بسيار توبه كنندگان و پاكيزگى پذيران را دوست مى دارد.
ونيز خداوند - جلّ جلاله - مى فرمايد:
إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلوُنَ فى سَبيلِهِ صَفّاًكَاءَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ. (129)
- همانا خداوند كسانى را كه در راه او با حالت صف كشيده مى جنگند به گونه اى كه گويى بنيان سُربين هستند، دوست مى دارد.
و همچنين خداوند - جلّ جلاله - درباره گروهى كه حقيقتاً و يقيناً خداوند را مى شناسند، مى فرمايد:
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ. (130)
- خداوند آنان را دوست مى دارد، و ايشان نيز خدا را دوست مى دارند.
و نسبت به خشم و غضب خود - جلّ جلاله - مى فرمايد:
فَلَمّا آسَفُونا، إِنْتَقَمْنامِنْهُمْ. (131)
- پس هنگامى كه بر ما خشم گرفتند، ما از آنان انتقام گرفتيم .
و گروهى از دانشمندان اهل لغت و مفسّران يادآور شده اند كه فرمايش ‍ خداوند - جلّ جلاله - يعنى آسَفُونا به معناى اءغْضَبُونا مى باشد. جوهرى در كتاب صحاح (132) درست به اين لفظ مى گويد: وَ اءَسَفَ عليْهِ اءَسَفاً، يعنى بر او غضب و خشم نمود، و آسَفَهُ، يعنى او را به خشم آورد.
و طبرسى (133) در تفسير قرآن گفته است كه :
فَلَمّا آسَفُونا يعنى ما را به خشم آوردند، و غضب و خشم او سبحانه ، اراده عقاب آنان است . و نگفته است كه : غضب خداوند همان عقاب آنان است .؛ بنابراين خداوند - جلّ جلاله - در اين آيه ، پيش ‍ از عقاب نمودن آنان ، بر آنان اءَسَف (كه همان غضب و خشم او - جلّ جلاله - است ) نموده ، و اين تعبير ديگر از انتقام است ، و اين مطلب واضح و آشكار است .
3 - علاوه چگونه مثل اين بر صاحبان فهم و دانش مخفى مى ماند، در حالى كه خداوند - جلّ جلاله - مى فرمايد:
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً، فَجَزآؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها، وَ غَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ اءَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً. (134)
- و هركس به عمد مؤمنى را بكشد، جزايش جهنّم جاودانى خواهد بود، و خداوند بر او خشم نموده و لعنت فرموده و از رحمتش دور مى گرداند، و عذاب و كيفر بزرگى براى او آماده خواهد نمود.
آيا نمى بينى كه خداوند - جلّ جلاله - در صريح قرآن ، و بر اساس فهم خردمندان ، غضب را بر عذاب و عقاب و بلكه بر اِعْداد و آماده نمودن عذاب جهنّم مقدّم داشته است ؟!
4 - احاديث و دعاهايى كه عبارت ذيل را (به اين مضمون و يا به اين لفظ) را به وضوح دربردارند، مطلب را بيشتر روشن مى كنند.
اءَلّلهُمَّ، إِنْ لَمْ تَرْضَ عَنّى ، فْاعْفُ عَنّى ، فَقَدْ يَعْفُو الْمَوْلى عَنْ عَبْدِهِ وَ هُوَ غَيْرُ راضٍ عَنْهُ.
- خداوندا، اگر از من ناخشنودى پس از من درگذر، زيرا گاهى مولى در حالى كه از عبد و بنده خود ناخرسند است ، او را عفو مى كند.
5 - ديگر اينكه : آيا نمى دانى كافرانى كه خداوند - جلّ جلاله - مى دانسته بر حال كفر جان خواهند سپرد، به حكم عدل [يا: عقل ] در حال حيات مستحقّ عقوبت هستند؟ و اگر مسلمان باشى ، مسلّماً اعتقاد دارى كه خداوند - جلّ جلاله - قطعاً در حال كفر آنان نسبت به ايشان خشمگين است ، پس خداوند - جلّ جلاله - از زود عقوبت كردن آنان درگذشته ، و عقابشان را به بعد از وفاتشان تاءخير انداخته ، با اينكه از هنگامى كه آنان كفر ورزيده اند و خداوند مى دانسته كه پيوسته بر كفر خويش خواهند بود، مورد غضب الهى بوده اند.
بنابراين ، اين مطلب روشن مى كند كه خشم خداوند - جلّ جلاله - پيش ‍ از عقوبت اوست ، زيرا خداوند - جلّ جلاله - در اين صورت با اينكه از بنده ناخشنود است از عقوبت بنده درگذشته و او را عذاب نمى كند، چنانكه در دعاها آمده است كه : خداوند، با اينكه از مؤمن خشنود است ، او را عفو مى فرمايد.؛ و نيز حال كافرانى كه با حالت كفر مى ميرند و عقوبتشان به تاءخير مى افتد، با اينكه خداوند بر آنان خشمگين است ، به صورتى كه بازگو نموديم نيز چنين است ، يعنى با اينكه خداوند - جلّ جلاله - از بنده خشمگين است ، از او عفو مى فرمايد.
زيرا اگر خداوند ناخشنود باشد مسلّماً خشمگين و غضبناك خواهد بود. و نمى شود خداوند در يك وقت و از يك جهت ، از مقام رضا و غضب خالى باشد، بنابراين اگر غضب همان عقاب باشد، محال است كه بنده اى را عفو فرمايد و در آن حال بر او خشمگين باشد، و نيز هنگامى كه بنده مسلمان يا كافر را پيش از وفاتش عفو مى فرمايد، بايد خشم و غضبش نسبت به آنان از بين برود. و اين بر خلاف مطلبى است كه از دين آيين اهل حقّ و صدق شناخته شده است .
معناى صحيح محبّت و خشنودى و خشم و غضب پروردگار
از آنجا كه نصّ صريح قرآن و روايات صحيح به محبّت يا رضايت خداوند - جلّ جلاله - و به غضب و خشم او و ثبوت اين دو صفت براى او - جلّ جلاله - تصريح نموده اند، بايد براى حُبّ يا رضايت ، و غضب يا خشم او سبحانه - جلّ جلاله - رويكردى معلوم و روشنى وجود داشته باشد، غير از آنچه كه ما از رضايت و محبّت و غضب و خشم جسمهاى خاكى مى شناسيم ، و غير از تفسير و معنايى كه ذكر شد كه : مقصود از محبّت و رضايت خداوند همان ثواب او، و منظور از خشم و غضبش همان عذاب و عقاب اوست
چنانكه معناى ساير صفات او - جلّ جلاله - غير از صفات اجسام مى باشد، مثلاً قادر و توانا بودن ما اقتضايش داشتن نيرو و قدرت زائد بر ذات و حالتى نو و جديد غير از عاجز و ناتوان بودن مان مى باشد، و همچنين اقتضاى دانا و زنده بودن و ساير صفاتمان ، مقتضىِ تجدّد حالات و دگرگونى ها براى ماست .
و اين معانى نسبت به خداوند - جلّ جلاله - محال است ، ليكن اين صفات درباره خداوند متعال به معنايى ديگر بايد باشد كه هم زيبنده ذات پاك او كه مثل و مانندى براى آن وجود ندارد بوده ، و هم شايسته صفات منزّهش باشد كه همانند و همگونى براى آن وجود ندارد. و تفسير و معناىِ محبّت و خشنودى و غضب و خشم نسبت به او - جلّ جلاله - نيز به اين صورت خواهد بود. و اين مطلب نيز آنچه را كه ما در آغاز سخن ادّعا نموديم براى ترديد كنندگان روشن ساخته و تعجّب آنان را زايل مى كند.
ناگفته نماند كه : دو سال بعد از نگاشتن از قسمت گذشته اين كتاب ، در جزء اوّل از تفسير قرآن طبرى (135) يافتم كه عدّه اى از مفسّران همين مطلبى را كه ما پيرامون غضب الهى ذكر نموده و برگزيديم ، ذكر كرده اند.

------------------------------------------------------------------
128. بقره 222.
129. صف 4.
130. مائده 54.
131. زخرف 55.
132. صحاح،ماده اسف،ج4،ص133.
133.مجمع البیان ،ج9،ص1330.
134.نسا 93.
135.جامع البیان،ج1،ص 80.

  فلاح السائل فصل  
ارسال پست

بازگشت به “خدا شناسی”