تاريخ زندگى فاطمهى زهرا عليهاالسلام نشان مىدهد كه او زن خانهنشين و پردهنشين نبود، بلكه به دستور و مضمون آيات و روايات زيادى، وى صله ارحام مىكرد و به ديدار خويشاوندان مىشتافت و با آنان نشست و برخاست داشت و پس از مرگ آنان، فراموششان نمىكرد و بر مزار آنان مىرفت و از خداوند متعال برايشان استرحام مىنمود.
در حديث صحيح السند از امام صادق عليهالسلام نقل شده:
عاشت فاطمه بعد محمد صلى اللَّه عليه و آله خسمة و سبعين يوماً، لم تركاشرة و لاضاحكة تأتى قبور الشهداء فى كل جمعة مرة بين الاثنين والخميس فتقول هاهنا كان رسولاللَّه، و هاهنا كان المشركون(1)
فاطمه عليهاالسلام بعد از پيامبر خدا هفتاد و پنج روز زندگى كرد، در حالى كه خوشحال و خندان ديده نشد. او هفتهاى دوبار در روزهاى دوشنبه و پنجشنبه به زيارت شهداى احد مىرفت و آنها را زيارت مىكرد و محل جنگ رسول خدا با مشركين را دقيقاً نشان مىداد.
اين حديث كه به سند صحيح از كافى نقل شده، مىرساند كه فاطمه عليهاالسلام علاوه بر زيارت اهل قبور، آمدنش به مزار شهدا، شخصاً در جنگ احد نيز حضور داشت و محل را با چشمان مباركش ديده بود...
و ابن ابىالحديد كه يكى از دانشمندان بسيار بزرگ و محقق اهل سنت است، در اين باره از واقدى نقل مىكند:
كانت فاطمه بنت رسولاللَّه صلى اللَّه عليه و آله تأتيهم بين اليومين والثلاثة فتبكى عندهم و تدعو. (2)
فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله هر دو سه روز يكبار به كنار قبور شهداى احد مىآمد و در آنجا گريه مىكرد و براى مردگان و شهدا دعا مىنمود.
و حضرت امام صادق عليهالسلام مىفرمايند:
ان فاطمة كانت تأتى قبور الشهداء فى كل غداة سبت فتأتى قبر حمزة و تترحم عليه و تستغفر له. (3)
فاطمه عليهاالسلام هر هفته صبحهاى روز شنبه به احد مىآمد و قبور شهدا را زيارت مىكرد و در كنار قبر حمزه مىايستاد و براى وى دعا مىكرد و استرحام مىنمود(4)
از اين حديثها استفاده مىشود كه فاطمه عليهاالسلام به زيارت قبور شهدا مىرفت و برايشان استرحام مىنمود و از فداكاريهاى آنان در جنگ احد ياد مىكرد و به يادشان اشك مىريخت.
ممكن است برخيها از تعبيرهاى «دوبار و يكبار در هفته» كه در روايات آمده است دچار مشكل شوند و نوعى اشكال در صحت روايات تلقى كنند، ولى بايد گفت: زيارت فاطمه عليهاالسلام هفتهاى دو يا يك بار ممكن است به تفاوت زمان باشد، كه در يك مقطع، هفتهاى دوبار مىرفت و بعدها هفتهاى يكبار...
پی نوشت :
1ـ عوالم، ج 11، ص 447، جلاءالعيون شبعر، ج 1، ص 183.
2ـ شرح نهجالبلاغه، ج 15، ص 40 از بيست جلدىها.
3ـ عوالم، ج 11، ص 222- بحارالانوار، ج 43، ص 90،ح 13- جلاءالعيون شبر، ج 1، ص 154.
4ـ اين حديث به سند معتبر از تهذيب شيخ گرفته شده
فاطمه زهرا (عليهاالسلام) در فتح مكه نيز حضور داشت. «امهانى» خواهر على (عليهالسلام) گويد: در روز فتح مكه دو تن از خويشان مشرك شوهرم را پناه دادم و در حالى كه آنها هنوز در خانهام بودند ناگهان برادرم على (ع) در حالى كه سواره و زره پوش بود پيدا شد و به طرف آن دو تن شمشير كشيد ميان او و ايشان ايستادم و گفتم اگر بخواهى آن دو را بكشى بايد مرا هم پيش آنها بكشى! على (عليهالسلام) بيرون رفت در حالى كه چيزى نمانده بود آنها را بكشد.
من خود را به محل خيمه رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) در بطحا رساندم و آن حضرت را پيدا نكردم ولى فاطمه (عليه السلام) را ديدم و ماجرا را برايش گفتم، ديدم فاطمه (عليهاالسلام) از همسر خود قاطعتر است؛ با تعجب گفت تو هم بايد مشركان را پناه دهى؟ در اين هنگام رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) رسيد و از حضرتش براى آن دو نفر امان طلبيدم. پيامبر (ص) به آنان امان داد.
سپس پيامبر (ص) به فاطمه (ع) فرمود كه براى او آب فراهم كند و شستشو نمود. (1)
هنگامى هم كه هند و ديگر زنان مشركين براى اعلام پذيرش اسلام و بيعت به حضور پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) رسيدند فاطمه (عليهاالسلام)، همسر پيامبر (ص) و گروهى از زنان عبدالمطلب حضور داشتند.(2)
احتمالاً حضور فاطمه (عليهاالسلام) و برخى ديگر از زنانى كه با پيامبر محرم بودند براى حفاظت از جان رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) بود چه زنان منافق و خطرناكى همچون هند جگرخوار بظاهر براى اعلام پذيرش اسلام نزد پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) مىآمدند.
در طول 10 سال حكومت پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) در مدينه 75 نبرد يا مانور نظامى (27 غزوه و 48 سريه) به وقوع پيوست. على (عليهالسلام) به عنوان فرماندهى دلاور در تمامى غزوات(1) و بسيارى از سرايا شركت جست.
گاه برخى از اين ماموريتهاى رزمى پياپى به خاطر فاصله زياد جبههها از مدينه تا حدود دو يا سه ماه بطول مىانجاميد. (2)
به تحقيق مىتوان گفت، على (عليهالسلام) بخش زيادى از زندگى 9 ساله مشتركش با فاطمه (عليهاالسلام) را در ميدانهاى جهاد و يا ماموريتهاى تبليغى گذراند. و به دور از خانه و كاشانه خود بود.
در غياب آن حضرت، همسرش فاطمه (عليهاالسلام) به تنهايى وظيفه سنگين ادارهى خانه و تربيت فرزندان را به عهده داشت، و در اين راستا به نحو شايستهاى عمل مىكرد تا شوى پيكارگرش با خاطرى آسوده وظيفه مقدس الهى خود را به انجام رساند.
فاطمه (عليهاالسلام) خود نيز با تمام توان براى يارى سپاه اسلام مىكوشيد.
در كارهاى خدماتى و امدادى شركت مىجست. به يارى خانوادههاى رزمندگان و شهداء مىشتافت، و با خانواده شهدا همدردى مىكرد.
او در نبردها به تهيه باند و مرهم براى مجروحين جنگ مىپرداخت.
و گاه همراه زنان امدادگر به جبهه مىرفت تا در پشت خطوط مقدم عمليات، ضمن تشويق زنان امدادگر و آشنا ساختن آنان به وظائف خطيرشان به مداواى جراحت محارم خويش (پدر و شوهرش) بپردازد.
پی نوشت :
1ـ به غزوه تبوك كه على (عليهالسلام) به فرمان پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) براى اداره و حراست از مدينه در شهر ماند.
2ـ براى نمونه غزوه دومة الجندل حدود 50 روز و ماموريت على (عليهالسلام) به يمن سه ماه طول كشيد.
چنانچه در حديث صحيحى از امام صادق عليهالسلام نقل شد، فاطمهى زهرا عليهاالسلام هنگام شتافتن به زيارت قبور شهدا در احد (محل جنگ بين سپاه اسلام و مشركين) را دقيقاً نشان مىداد و اين مىرساند كه آن حضرت در اين جنگ حضور داشته، هرچند آمدن او بعد از مجروح شدن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله صورت گرفته باشد.
ابن ابىالحديد از واقدى نقل مىكند كه:
خرجت فاطمه عليهاالسلام فى نساء، و قد رأيت الذى بوجه ابيها صلى اللَّه عليه و آله فاعتنقته، و جعلت تمسع الدم عن وجهه...(1)
فاطمه عليهاالسلام با گروهى از زنان مدينه از خانه خارج شد و چون چهرهى مجروح پدرش را ديد، او را در آغوش گرفته و خون از صورت مباركش پاك مىكرد. سپس آبى فراهم نمود و خونهاى چهره رسول خدا را شست و شمشير او را پاك كرد و آبى به دست آن حضرت داد كه بياشامد، ولى ممكن نشد.
در اين تاريخ آمده است: زنانى كه از مدينه آمده بودند چهارده نفر بودند، كه فاطمه عليهاالسلام يكى از آنان بود، آنان نان و آب با خود حمل مىكردند و در كنار رزمندگان به آنها آب و نان مىدادند و جراحاتشان را پانسمان مىنمودند. (2)
خوانندگان عزيز ملاحظه مىكنند كه فاطمه عليهاالسلام تنها در چهارچوبهى خانه زندگى ننموده، بلكه او ضمن حفظ قداست و تقوا، در هنگام لزوم به اجتماع قدم گذاشته و يارىرسان رزمندگان اسلام بوده است.
پی نوشت :
1ـ شرح نهجالبلاغه، ج 15، ص 35- 36.
2ـ وكن اربع عشره امرأة، قد جئن من المدينة يتلقعين الناس، منهن فاطمة عليهاالسلام يحملن الطعام والشراب على ظهورهن و يسقين الجرحى و يداوينهم.