نقل است که حسن بصری می گفت :
از سخن مستی عجب داشتم . مستی را دیدم که در میان وَحَل (گل و لای) می رفت ، افتان و خیزان .
گفتم : قدم ثابت دار تا نیفتی !
گفت: تو قدم ثابت کرده ای یا شیخ با این همه دعوی ؟!؟
من اگر بیفتم ، مستی باشم به گل آلوده . برخیزم و بشویم . این، سهل است .
اما از افتادن خود بترس... که خلقی با تو بیفتند !
(تذکرة الاولیاء / فریدالدین عطار)
