[COLOR=#c00000] عفاف يامركز تصميم گيري
نهاد خانواده و سازندگي هاى ازدواج محدثى
نهاد خانواده
انسانها, گرچـه واحدهاى جـدا از هم اند, اما عوامل مختـلفى از اين آحاد, (( )) پديد مىآورد و آنان را بـه شكلهاى
مختلفى ((با هم)) و مرتبط با يكديگر مى سازد.
((خـانواده)) , يكى از اين گونه مجـموعه هاسـت و از مقدس تـرين نهادهاى اجتماعى و پيونددهنده افراد به شمار مىآيد.
آنچـه افراد را وادار مى سازد كه بـا هم زندگى مشتـرك و جـمعى داشتـه بـاشند و در واقع, زيرساخـت پـديد آمدن اين
گونه نهادها ((نياز متـقابـل)) آنان اسـت, چـه در مسـايل فكرى و حـل مشـكلات اجـتـماعى خـود, چـه در مسايل و
زمينه هاى اقتـصادى و اشتـغال و معيشت, و چه از نظر روحى و عاطفى و غريزى.
بنيان نهادن ((نهاد خانواده)) , هم تاءمين كننده نيازهاى روحى و عاطفى انسانهاست, هم روحيه تـعاون و ايثـار را زنده و
تـقويت مى كند و زمينه ساز بـروز اسـتـعدادهاى انسـان مى گردد. رمز و راز تاءكيد شديد اسلام بر ((ازدواج)) نيز در
همين نكتـه نهفتـه است, زيرا با اين برنامه, انسانها حياتـى فطرىتـر و رو بـه كمال تـرى مى يابند. در بـيان نـورانـى
حـضـرت رسـول(ص)ازدواج بـه عـنـوان محبوب ترين بنياد نزد خداوند به شمار آمده است:
((ما بـنى فى الاسلام احب الى الله عز و جـل من التـزويج)) . (1)
در حـديث ديگرى از آن حـضـرت, ازدواج بـه عـنوان (( آبـادى يك خـانواده)) , و در مقـابـل آن, طلاق بـه عـنوان ((ويران
شـدن يك خانه)) بـا جدايى بـيان گشته است. در اين حديث, رسول خدا(ص)ضمن تـاءكيد و تـشويق بـر ازدواج و عهده
دارى زندگى و مخـارج يك زن, مى فرمايد: در اسلام, هيچ چيز نزد خداوند محبـوب تـر از خانه اى كه با ازدواج, آباد
مى شود, نيست. در مقابل, هيچ چيز نزد پروردگار, نكوهيده تر از آن نيست كه خـانه اى در اسـلام, بـه وسـيله جـدايى,
ويران گردد:
((ما من شـيى احـب الى الله عز و جـل من بـيت يعمر فى الاسـلام بـالنكاح, و ما من شـيى ابـغض الى الله
عز و جـل من بـيت يخـرب فى الاسلام بالفرقه يعنى الطلاق.)) (2)
البـته مهمتر از اصل اين نهاد و تشكيل خانواده, انگيزه اى است كه دو انسان را در سايه ازدواج, بـه هم پـيوند مى دهد و
(( مشتـرك)) آغاز مى شود. نهاد خـانواده بـا آنكه مقدس و معنى بـخـش زندگى و آرامش بـخـش روح و سـالم
كـننده اخـلاق و نگهدارنده دين و تـاءمين كننده خـلا روحـى اسـت, اما اگر غفلت شود, يا انگيزه هاى ناسالم و غير
متعالى در آغاز كار وجود داشته بـاشد, يا ((تـوان مديريت)) نسبـت بـه اين نهاد, ضعيف بـاشد, يا بـنا بـر تفاهم و همدلى
دو روح و دو فرد و گذشتن از برخى خودخواهيها نباشد, ممكن است اين كانون يا از هم بپاشد و اين بـنا دچار زلزله
اختلافات و تـنشهاى ويرانگر شود, يا پـيوسـتـه بـحـرانى و رنج آفرين بـاشد.
پىنوشتها:
1ـ وسائل الشيعه, ج14, ص3.
2ـ همان, ص5.

