خاطرات حج من

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
New Member
New Member
پست: 4
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۸, ۱۰:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 1 بار

خاطرات حج من

پست توسط elahe oskui »

  خاطرات حج من  

[BLOCKQUOTE] 

[FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]دچار بهت شدیدی هستم .گاه خود را گنه کار و گاه بدلیل پذیرفته شدن به حج و در خدمت مادر بودن پاک می  
[FONT=2 Nazanin]. [FONT=2 Nazanin]حالت روحی عجیبی دارم.هر کس را که می بینم وازهرکس که خداحافظی می کنم

التماس دعا می  
 
 
[FONT=2 Nazanin]. [FONT=2 Nazanin]من در این سفر الهی باید همه را دعا کنم.انقدر التماس دعا زیاد است که فکر می کنم خداوند کسی را به نمایندگی از طرف عده ای می پذیرد.تا پیام التماس ان ها را به پروردگارشان برساند.   
 
[FONT=2 Nazanin]خدایا امده ام تا پاک شوم  [FONT=2 Nazanin]امده ام تا خسی شوم  [FONT=2 Nazanin]امده ام تا قیامت را ببینم  [FONT=2 Nazanin]امده ام تا خوشبختی و عاقبت به خیری فرزندانم را    
 
[FONT=2 Nazanin]. امده ام دانش اموزانم را دعا کنم. [FONT=2 Nazanin]آمده ام تا حاجات قلبی همکاران

خواسته های دوستان و ارزو های بچه ها

خواسته های اساتیدم  
 
 [FONT=2 Nazanin] خواسته هاي بستگان و نزديكان

رااز خدا بخواهم. 
[FONT=2 Nazanin]. 
 
 [FONT=2 Nazanin]خدایا-من کیستم!امده ام سلام تمام کسانی که نیازمند خدایشان هستندرا به صاحب کعبه برسانم.    
 
[FONT=2 Nazanin]  [FONT=2 Nazanin]اینجا دنیای دیگری است و من مفتخرم که تا ساعاتی چند به ااینجا

رهسپار می شوم. 
  

 [FONT=2 Nazanin]من دیگر خودم نیستم!دنیای من دنیای متفاوتی با چند روزدیگر است! [FONT=2 Nazanin]    
 
[FONT=2 Nazanin]احساس من احساس الهی است.  [FONT=2 Nazanin]روزهای جدیدی است که ساک و بساط   
 [FONT=2 Nazanin]بسته   
 [FONT=2 Nazanin]  [FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]یکشنبه 3 دی[FONT=2 Nazanin]امروز با کاروان راهی مسجد الحرام و دیدار کعبه وطواف شدیم-دیدن خانه ی کعبه بسیار شورانگیز است. [FONT=2 Nazanin]با دیدن خانه ی کعبه سجده ی شکر به جا آوردم الحمد الله...........خدایا شکرا........ 
[FONT=2 Nazanin].شکرت که مرا به حضور پذیرفتی-حتما لیاقتی در من دیدی-وگرنه!من درمانده و نالایق کجا؟؟ [FONT=2 Nazanin]اینجا سرزمین پاکان است! ومن برای رسیدن به اینجا سالها انتظار کشیدم. 
[FONT=2 Nazanin]از خانه و بچه و اهل تبار جدا شدم و با لاتراینکه خويشتن خويش  
[FONT=2 Nazanin]را به فراموشی  
 
[BLOCKQUOTE][BLOCKQUOTE] 
[FONT=2 Nazanin].اینجا یاد اور قیامت است 
 
[/BLOCKQUOTE][/BLOCKQUOTE] 
[FONT=2 Nazanin].هر کس شور و حال عجیبی دارد. 
[FONT=2 Nazanin]. [FONT=2 Nazanin]زن ومرد در اینجا مفهوم متفاوت ندارد.همه در کنار هم ودوشادوش هم طواف میکنند. 
 
 [FONT=2 Nazanin]خدایا! روزی که بندگانت بر انگیخته شوند همین حال را خواهند داشت.    
 
 [FONT=2 Nazanin]من بنده ی عبیدی بودم که عبادت هر چه گسترده تر باز ارضایم نمی کرد.   
 
[FONT=2 Nazanin]می خواستم به درون کعبه بروم با صدای بلند فریاد  [FONT=2 Nazanin] الله اکبر  
 [FONT=2 Nazanin]   
 [FONT=2 Nazanin] فریاد بزنم : [FONT=Times New Roman]

 
[FONT=2 Nazanin]خدایا من عاشق حسینم  [FONT=Times New Roman]– [FONT=2 Nazanin] من عاشق علی ام  [FONT=Times New Roman]– [FONT=2 Nazanin] خدایا مگر نه اینکه فرمان دادی مرا بخوانید! خوب ! خواندمت تا در اولین شب تنهایی اور ا به فریادم   
 
[FONT=2 Nazanin]. [FONT=2 Nazanin]برای نماز جماعت راهی مسجد الحرام شدیم. آنچه برایم بسیار جالب و ماندنی است. شرکت همه اعراب در نماز بعد از اذان است.  [FONT=2 Nazanin]با بلند شدن صدای ملکوتی اذان در ب همه مغازه ها به حالت تعطیل درآمد. رهگذران در جای خود در صفهای متعدد  
[FONT=2 Nazanin]. [FONT=2 Nazanin]نگاه که می کردی صف در صف انسانهای دست به سینه در حال نماز می دیدی.بعضی بر وی زمین و اکثرا بر روی سجاده ، آنقدر نظم در این مورد بین اعراب برقرار است که دیدن آن شعف بیننده را بر می انگیزد 
[FONT=2 Nazanin]. [FONT=2 Nazanin]قدری ایستادم  [FONT=Times New Roman]– [FONT=2 Nazanin] نگاه می کردم  [FONT=Times New Roman] [FONT=2 Nazanin] الله اکبر چه عظمتی خدایا کاش این همه مسلمین با هم اتحاد داشتند آنوقت اسرائیل و امریکا را چه کار !!! ؟؟ 
 
[FONT=2 Nazanin] 

بعداز نماز به هر صورت که شد با عشق واد مسجدالحرام شدیم از باب العلی خود را به بروی کعبه رساندیم   
 
 
 [FONT=2 Nazanin]وای  [FONT=2 Nazanin]خداوندا!! از دیدن کعبه بیکباره به خود می لرزیدم    
 
 [FONT=2 Nazanin]این جا سزمین وحی است سرزمین ابراهیم و بالاتر از هم سرزمین محمدر سول الله ....    
 
 [FONT=2 Nazanin]نماز مغرب را به جماعت با مسلمین خواندیم به ،چه منظره زیبا و جالبی صدای دلنشین اذان شورو شعف خاصی ایجاد می     
 
 [FONT=2 Nazanin]اما حیف و صد افسوس که در کنار خانه خدا روبروی درب زادگاه علی (ع) موذن نامی به شهادت از علی (ع) نمی برد.    
 
 [FONT=2 Nazanin]به امید آن روز که صدای اشهد ان علی ولی الله در تمام جهان طنین بیاندازد .      [FONT=2 Nazanin]روزبعد :    [FONT=2 Nazanin](جمع کردن سنگ  [FONT=Times New Roman]– [FONT=2 Nazanin] برای ر می جمرات (دفع شیطان) [FONT=2 Nazanin]امروز بعد از گذشت اندی هیجانم بیشتر می شود ارزو می کنم دل از همه تعلقات دنیا     
 
 [FONT=2 Nazanin]آرزو می کنم من باشم و روح الهی ؟       
 
 [FONT=2 Nazanin]خدایا کاش می شد همه فکر من و آمال من مکی میشد با خودم استغفار می کنم امروز برای رمی جمرات سنگ جمع کنیم امروز باید سبک شویم بی وزن شویم  [FONT=2 Nazanin]وضو گرفته ام زیر لب دعای توسل را زمزمه می کنم.    
 
 [FONT=2 Nazanin]گفته اند سنگ های کوچک غلتان

جمع کنیم 100 سنگ - 100 استغفار-

100 لعن به شیطان  
[FONT=Times New Roman] [FONT=2 Nazanin]    
 
 [FONT=2 Nazanin]امروز دیگر باید بالاترین توبه را کنم رمی جمرات یعنی پرتاب سنگ یعنی دور کردن شیطان از خویشتن خویش       [FONT=2 Nazanin]حدودا  [FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]باید 3 تا 27 تا به 3 ستون سنگ بزنیم      [FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]برایم درک این اعمال جالب است . آن زمان که ابرهیم خلیل الله برای اجرای فرمان خدا شیطان را با زدن سنگ از خود دور می کرد .  [FONT=2 Nazanin]روحم آرامش می گیرد معتقدم می توانم شیطان را از خود دور کنم معتقدم می شود اراده کرد و پاک بود و پاک ماند .  [FONT=2 Nazanin]قلبم ایمان پیدا کرده من باید پاک شوم و می توانم !!!      
[FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]به عقب برگشتم قدری مردم را نظاره کردم

تعداد اندکی از خود جدا بودند و ذکر می گفتند اکثرا در حال صحبتهای متفرقه با هم بودند  
  
[FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]بی اختیار دستهایم را بلند کردم

واز خدایم خواستم و خواستم !!!  
[FONT=2 Nazanin]برای فرزندانم مادر -خواهرانم -برادر برای دوستان دانش اموزان همکاران

،همه و همه دعا کردم  
  
[FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]خدایا ای صاحب کعبه من از طرف تعدای جوان آرزومند آمده ام


[FONT=2 Nazanin]

دستهایم را برنگردان،!

آبرویم را نریز ،! به همه ملتمسین دعا گفته ام : می آیم با دست پر ،!

 
[FONT=2 Nazanin]من پذیرش خدایم را به همراه می اورم[FONT=2 Nazanin]

 
  
[FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]آنقدر در می زنم تا صاحب کعبه نگاهی بیاندازد [FONT=2 Nazanin]

مگر نه اینکه فرمان ر سیده بخوانيد تا اجابت کنم مگر نه اینکه ما نیازمندیم وتو صمد !  
  
[FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]خدایا تو از آدم تا به حال کعبه را فرمان بنا داده ای

،! حتما میلی از پذیرش ما ادمیان در توست.  
  
  
[FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]خدایا ما از خاکیم و به درگاه پاکت به خاک می افتیم بالای کوه ایستادم خاک بودن بشر را مشاهده    
[FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]لحظات آفرینش انسان لحظات عصیان شیطان و آن لحظه ای که ادم و حوا گرفتار روح شیطانی شدند . [FONT=2 Nazanin]ویک دنیا    [FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]پشیمانی و عواقب    
[FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]با خود اندیشیدم اگر ادم به فرمان خدا بود و یک آن اسیر وسوسه شیطان نمی شد دیگرما خاکیان در خاک نبودیم  [FONT=2 Nazanin]ما آسمانی بودیم و دیگر ما را شیطان چه  [FONT=2 Nazanin]دیگر چاره ای نیست !  [FONT=2 Nazanin]باید مواظب شیطان باشیم      [FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]برانیمش برای تزکیه روح بسیار لازم است. وقتی که اراده می کنیم که از کوه بلا برویم سنگ جمع کنیم یعنی اراده کریدم و به خود قبولانده ایم که شیطان باید طرد شود که می شود !!!! [FONT=2 Nazanin]چون تو خواسته ای    
[FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]همه کاروانیان شور منی و عرفات را دارند

!منی جایی است که حضرت ابراهیم اسماعيل را دور از چشم هاجر جهت قربانی و ادای فرمان خدا برد. 
  
[FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]تاریخ می گوید : گاه ابراهیم (س )و گاه  [FONT=2 Nazanin]اسماعیل ( س )دچار وسوسه می شدند که نکند قربانی کردن دستور نیست و اشتباهی رخ دهد    [FONT=2 Nazanin]  

 [FONT=2 Nazanin]ابراهیم هر بار که وسوسه می شد برای دور کردن شیطان سنگی پرتاب می کرد همین سمبل عملی در حج در سرزمین منی ، رمی جمرات گردید .

 
[FONT=2 Nazanin]و اما عرفات عجب سرزمینی است عرفات !! [FONT=2 Nazanin]به معنی شناخت خدا به معنی کلمه عرفات جایی است که حضرت حوا و حضرت آدم بعد از اینکه از بهشت رانده وبه زمین امدند و توبه کردند

و به دنبال هم گشتند ،همدیگر را در عرفات پیدا کردند و به هم ملحق
شدند. 

[FONT=2 Nazanin]در روایت هست که همه در عرفات امرزیده می  [FONT=2 Nazanin]اینجا

(عرفات ) نمادی از صحرای محشر است چادر ها صف در صف در کنار هم بنا شده اند در هر چادر افراد کاروان مستقر شدند. 
[FONT=2 Nazanin]اینجا انسانها همه متفاوت ! عده ای عاشق مشغول دعا و عده ای

زوار نما
 

[FONT=2 Nazanin]! عده ای بی تفاوت ! من آرزو داشتم در گروه اول بودم .  [FONT=2 Nazanin]عرفات برایم تجلی حسین علیه السلام را دارد ان هنگام که حضرت مشغول انجام مناسک حج بودند خبر شهادت مسلم بن عقیل را می شنودند ناچارا حج را نیمه تمام می گذارند و به سوی کوفه هسپار می گردند. 
[FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]این جا منظر عجیبی را می دیدم کاروانیان فوج فوج برای عبادت به بالای کوه عرفات می روند

دلم برای جمعیت سیاه پوست می لرزد در بین سیاه پو ستان بچه های سیاه پوستی  
[FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]را می دیدیم که دستانشان از بازو قطع بود!!؟؟    

[FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]و مشغول تکدی گری بودند! . مردان علیل بسیاری را می دیدم دست و پانداشتند و با ضجه تکدی گری می کردند    [FONT=2 Nazanin]
 [FONT=2 Nazanin]می گفتند :  
   
 [FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]اینها همه دست آورد آزمایش های شیمیایی آزمایشگاه های مخوف آمریکا بر آنها است

!! 

[FONT=2 Nazanin]در این سفر شاهد فقر و بدبختی جامعه سیاه پوست بودم مگر نه اینکه باید در سفر حج به حال هم رسیدگی گنند و از حال هم با خبر شوند . [FONT=2 Nazanin]

 
[FONT=2 Nazanin]اما این چه حجی است ؟؟ کدام کمک ؟؟    
 [FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]     
 [FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]     
 [FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]1-محرم شدن  [FONT=2 Nazanin]

2-طواف خانه کعبه  
[FONT=Times New Roman]– 
[FONT=2 Nazanin]3- سعی صفا و مروه  
   
 [FONT=2 Nazanin] [FONT=2 Nazanin]

4-تقصییر ( کوتاه کردن مو و ناخن ) -


هر کدام لذت خاصی دارد روح را ارامش میبخشد
اطمینان و اعتماد به نفس می اورد خضوع و خشوع را در آدمی ایجاد می  [FONT=2 Nazanin][SIZE=150]به
  
[FONT=2 Nazanin][SIZE=150]امید اینکه همه بار ها و بارها این لذائذ را بچشیم 
[FONT=Times New Roman] 
[FONT=2 Nazanin].  
 
[SIZE=170][FONT=2 Nazanin] اسكوئي -  [FONT=2 Nazanin]. 
[FONT=Times New Roman] 
 
[FONT=Times New Roman] 

 
    [/BLOCKQUOTE]
ارسال پست

بازگشت به “دیگر گفتگو ها”