ماتمی كه چشم ملایك ز خون،
عزای صادق آل
رب چه روی داده، كزین سوگ
پریش خاطر و، دلها پر
ُلك و مَلك به ناله و افغان و اشك و
داغدار، حضرت موسی بن
می رود ز فرط غم از چشم
كه قلب عالم امكان
، شاد گشت ز قتل خدیو
به خُلد، غمزده زهرای
گرچه كشت خسرو دین را ولی به
به ننگ تا به ابد ثبت
در نداد بر ستم و، این كلام
پیروان حق و عدالت مقررست:
مرد، تن به زبونی نمی
از حیات در نظر مرد
نه اشكبار چشم
صفا
زین عزا
شیعیان همه از غم
على سهرابى تویسرکانى «صفا»
