[COLOR=#4f81bd]مهدی بیا كه عید اعظم پیمبر است [COLOR=#4f81bd] این بعثت محمد و تبریك حیدر در اهتزار پرچم قرآن هل تا موسم ظهور بدستان رهبر است [COLOR=#4f81bd]
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
مبعوث نبی اکرم آمد به به که چه روزخرم آمد عیدی نبود چنین مبارک بس عید فرا رسید بی شک گیتی چو بهشت جاودان شد از بعثت او جهان جوان شد بر جمله مسلمین مبارک این عید به اهل دین مبارک آن ذات خجسته ی نکو را از غیب ندا رسید او را برخیز و به خلق رهبری کن کای ذات نکو پیمبری کن در کوه" حِری" پیمبری یافت چون قدر و مقام رهبری یافت شد خاتم انبیا"محمد(ص)" بشنید چو این ندا محمد(ص) با آمدنش محمدی شد هر روح که دوراز بدی شد آیین خدا پرستی آورد قانون حیات و هستی آورد بشکست اساس بت پرستی پیدا چو شد آن جمال هستی بتخانه به کعبه شد مبدل با بعثت آن نبی مرسل بر احمد و بر علی و آلش هر دم صلوات بر جمالش قرآن مقدسش کتابم صد شکر به دین آن جنابم در سایه دین و رحمت اوست خوشبخت کسی که امت اوست شد ختم پیمبری به نامش از عرش ملک دهد سلامش بر پاکی ذات تو گواهی ای داده زماه تا به ماهی لولاک لما خلقت الافلاک در شأن تو گفت ایزد پاک یک قصه توست شام معراج ای بر سر هر پیمبری تاج خوشبخت کسی کز امت توست قرآن کریم حجت توست اسلام نبود و حق پرستی گر زانکه تو بت نمی شکستی بتخانه و بت به باد دادی توحید به ما تو یاد دادی ای خواجه کائنات دریاب ای معنی ممکنات دریاب دریاب که هیچکس نداریم ما غیرتو دادرس نداریم فریادرس و گره گشائی ای آنکه تو یار بینوائی امید شفاعت از تو داریم دریاب که ما گناهکاریم غم از دل هر که هست بردار تنها نه منم به غم گرفتار "شهری" است غلام آستانت ای جان جهان فدای جانت عباس شهری
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
يک دعا به سوی حرا رهبری شدم کلام صد سخن دلبری يک اشاره جانب سينا سری زدم کليم شامل پيغمبری حق رسيد به پيغمبر درون القدس دميد و علی محوری هر طرف به بزم رسولان سری زدم سوی صراط علی رهبری معرفت به منسب اعلی رسيد گفت تا به پا محمدی و حيدری آن حريم که دريافتم ز ازل به دست علی کوثری که بر حقيقت مطلق رسيده از علی به بندگی حق رسيده
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
نه اين سرور، سرور ولايت است نه اين چراغ، چراغ هدايت چون ز شرق حرا پرتو افکند نه اين فروغ، فروغ رسالت عشق از فلق کوه بر دميد نور، نور کيست که کوهی ز هيبت خريد مزد رسالت بود بيا دل بهای مزد رسالت محبت کس به گونه ای شه مشغول تهنيت ما به صاحب نور نبوت علی است باعث تعظيم کائنات کائنات به معنای بيعت به نور پاک علی سجده می به سوی خاک علی سجده می
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
بنای فلسفه اش نصرت علی است دين معرفی دولت علی نه از مکارم اخلاق خويش گفت محمدی همه از طينت علی باسم ربک الاعلی به اسم کيست؟ علی، مقام علی، عصمت علی بی ولای علی کفر محض کتاب زندگی حضرت علی شيعيان فضائلتان را شماره نيست فضائل دل ما محنت علی به دختری که درخشنده نام او طينت مبارکه اش زينت علی ذکر از ازل همه جا گشته منجلی مصطفی محمد و يا مرتضی
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
ذوالجلال که خلاق مطلق است علی ز خلقت کونين اسبق علی که کنت مع الانبياء ، با علي، نه بلکه علی مع الحق مرسلی ولايت خود دارد از علی ولای او چو خداوند مطلق کس که ذکر قلب و زبانش علی علی است بر لب و دل او ذکر حق حق بدون نام علی زينتی نداشت که اسم او ز خداوند منشق هم که اوج سفرهای احمد است با حضور علی زير بيرق سر مخفی عيد الکبير چيست؟ بجز معرف يوم الغدير
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
دل هميشه ساکن ميخانهء علی و خراب و عاشق و ديوانهء علی قطره هر که عشق علی نوش جان وار عاشق و مستانه علی را ز عشق علی زير و رو کنم من نگاه طبيبانهء علی کنيد يک شبه زنجيری ام خطاب تمام وقت جنون خانهء علی دلم به اوج تولاست يا علی ببين که کاسهء پيمانهء علی در ازل نگاه تو بر طينتم فتاد سينه تا به حشر چو خم خانهء علی من فقير چه کس ميزبان توست من تو را اسير چه کس ميهمان
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛ مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما... دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد