مكتب محبت

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Bronze
Bronze
پست: 1139
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 458 بار
سپاس‌های دریافتی: 1612 بار

مكتب محبت

پست توسط طهورا »

 [External Link Removed for Guests]تصویر[External Link Removed for Guests] 


مکتب محبت و معرفت


مکتب دیگری در مورد انسان کامل وجود دارد که آن را ، هم می‏توان مکتب‏ محبت نامید و هم مکتب معرفت به معنای " معرفةالنفس " .

از چند هزار سال پیش در شرق آسیا افکار و اندیشه‏های بسیار بلندی وجود داشته که الان هم کتابهای بسیار قدیمی هندی که به فارسی هم ترجمه شده وجود دارد ، مثل " او پانیشادها " که کتبی فوق‏العاده عالی است .

استاد بزرگوار ما علامه طباطبائی - سلمه الله تعالی - وقتی در چندین سال پیش برای اولین بار " اوپانیشادها " را خوانده بودند ، خیلی‏ اعجاب داشتند و می‏گفتند که مطالب بسیار بسیار بلندی در این کتابها هست‏ که کمتر مورد توجه است .
در این مکتب ، محور همه کمالات انسان ، خودشناسی است . این مکتب‏ می‏گوید : " خودت را بشناس " .


البته " خودت را بشناس " را سقراط هم گفته است و همه پیغمبران هم گفته‏اند ، پیغمبر اسلام هم فرموده است که‏ :


" « من عرف نفسه عرف ربه » "


، ولی در این مکتب فقط روی همین نکته‏ تکیه شده است که خودت را بشناس .
کتابی ترجمه شده است که حاوی تعدادی از مقالات و نامه‏های گاندی است‏ به نام " این است مذهب من " که به نظر من کتاب خوبی است . گاندی در این کتاب می‏گوید :


من از مطالعه " اوپانیشادها " به سه اصل پی‏ بردم که این سه اصل برای من ، یک عمر دستورالعمل زندگی بود .


اولین اصلی‏ که گاندی ذکر می‏کند ، این است :
تنها یک حقیقت در عالم وجود دارد و آن‏ شناختن نفس است ، " خودت " را بشناس ! گاندی براساس همین‏ مطلب ، به قدری زیبا به دنیای فرنگ حمله می‏کند ، آنجا که می‏گوید :
" فرنگی ، دنیا را شناخته و خودش را نشناخته و چون خودش را نشناخته ، هم خودش را بدبخت کرده است و هم دنیا را " و عجیب در اینجا داد سخن‏ می‏دهد و سخنش فوق‏العاده عالی است .


اصل دوم : هر که خود را شناخت ، خدا را هم می‏شناسد و دیگران را هم‏ می‏شناسد .


اصل سوم : فقط یک نیرو و یک آزادی و یک عدالت وجود دارد و آن ، نیروی " تسلط بر خویشتن " است . هر کس بر خویشتن مسلط شد ، بر اشیاء دیگر مسلط می‏شود و درست هم مسلط می‏شود ، و تنها در دنیا یک نیکی‏ وجود دارد و آن ، دوست داشتن دیگران مانند دوست داشتن خویش است و به‏ عبارت دیگر ، دیگران را باید مانند خود انگاریم .


اینها مقصودشان از معرفت همان معرفةالنفس ( شناختن خود ) است .
می‏دانید در فلسفه هندی ، مسأله " مراقبه " مطرح است ، مسأله در خود فرو رفتن مطرح است . ( البته حالا به صورت ریاضتهای شاقه و کارهای‏ جوکیها درآمده و چیزهای دیگری در آن پیدا شده است ، من اینها را نمی‏گویم‏ ) .
اساس فلسفه هندی بر شناختن نفس و مراقبه و طرد خاطرات و کشف‏ حقیقت " خود " است و از شناختن خود ، محبت پیدا می‏شود .

پس انسان کامل در این مکتب ، یعنی انسانی که خود را بشناسد که اگر خود را شناخت ، بر خود مسلط می‏شود و بعد که بر خود مسلط شد ، نسبت به‏ دیگران محبت پیدا می‏کند . حال می‏خواهید اسم این مکتب را " مکتب‏ معرفت " بگذارید و یا " مکتب محبت " ، اسمش را هر چه می‏خواهید بگذارید


منبع :انسان کامل
شهید مطهری

 تصویر 
تصویر
كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد
حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
دريغ ودرد كه اين را اجل نمي فهمد
ارسال پست

بازگشت به “اخـلاق”