الله الرحمن
مرغ دلم ز آشيان در اين وادي
كه هر كجا رود افتد به دام صيادي
به دانهاي دُّر يكدانه ميدهد بر باد
نه گوش هوش و نه چشم بصير نقّادي
چنان اسير هوا و هوس شدم كه نپرس
نه حال نغمه سرايي نه طبع وقّادي
دلا دل از همه بر گير و خلوتي بپذير
مدار از همه عالم اميد امدادي
مگر ز قبله حاجات و كعبه مقصود
ملاذ(1) حاضر و بادي(2) علي الهادي
محيط كون و مكان نقطه بصير وجود
مدار عالم امكان مجرّد و مادي
شَها تو شاهد ميقات «لِي مَعَ اللّهي»
تو شمع جمع شبستان مُلك ايجادي
صحيفه ملكوتي و نسخه لاهوت
ولي عرصه ناسوت بهر ارشادي
مقام باطن ذات تو قاب قوسين است
به ظاهر ار چه در اين خاكدان اجسادي
كشيدي از متوكل شدائدي كه به دهر
نديده ديده گردون ز هيچ شّدادي
گهي به بركه درندگان گهي زندان
گهي به بزم مِي و سازِ باغي عادي(3)
تو شاه يكّه سواران دشت توحيدي
اگر پياده روان در ركاب الحادي
ز سوز زهر و بلاهاي دهر جان تو سوخت
كه بر طريقه آباء و رسم اجدادي
شاعر : آیة الله کمپانی (ره)
[HR]
1- پناه
2- حاضر و غايب
3- دشمن، ستمگر
فتاده مرغ دلم ز آشيان در اين وادي
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 1668
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3099 بار
- سپاسهای دریافتی: 5474 بار
فتاده مرغ دلم ز آشيان در اين وادي
زندگی بافتن یک قالی است
نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی
نقشه را اوست که تعیین کرده است
تو در این بین فقط میبافی
نقشه را خوب ببین !!!
نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند
نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی
نقشه را اوست که تعیین کرده است
تو در این بین فقط میبافی
نقشه را خوب ببین !!!
نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند