استعاره و تمثیل می شود
قوت گرفت شایعه، می گفت بعد از این
هر صورتی به آینه تحمیل می شود
حتی خبر رسید که از سردی هوا
گلدسته چند ثانیه قندیل می شود
پرگار تا نود درجه رفت ناگهان
مژده: شعاع دایره تکمیل می شود
یک حوریه به قالب انسان حلول کرد
از این حلول هر چه که تشکیل می شود
در مصرعی خلاصه کنم حرف خویش را
زهرا به قلب فاطمه تنزیل می شود
از آن شبی که روی زمین کرده ای نزول
هر آیه با شئون تو تحلیل می شود
تو می شوی خدیجه و او با وجود تو
حس می کند به آمنه تبدیل می شود
وقتی شما شدی نخ تسبیح قطره ها
هم مشرب فرات، لب نیل می شود
وقتی تو ای الهه ی دریا غضب کنی
ماهی بالدار، ابابیل می شود
طفل تو مبدا همه ی اتفاق هاست
هر سال با حسین تو تحویل می شود
این شعر را ببخش اگر « تو» زیاد داشت
بانو! غزل، بدون «تو» تعطیل می شود
