بشارت بهشت بر شيعيان حضرت فاطمه زهرا (سلام علیها )

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

بشارت بهشت بر شيعيان حضرت فاطمه زهرا (سلام علیها )

پست توسط HRG »

 چنانكهرسول اكرم به شيعيان اميرالمؤمنين و فرزندان معصومش بشارت بهشت را دادهاست و در منقبت و عظمت مقام آنان مطالبى بيان داشته‏اند، نسبت به شيعيانزهرا عليهاالسلام نيز عينا با ذكر همان مناقب مژده‏ى بهشت داده‏اند. شيعهيعنى تابع و پيرو و اقتداكننده. شيعه‏ى على كسى است كه از على عليه‏السلامهدايت مى‏يابد و همراه او و متمسك و دست به دامان اوست. شيعه‏ى فاطمهعليهاالسلام در اخبار عينا در رديف شيعيان على است. گاه پيامبر اكرم درمدح شيعيان اميرالمؤمنين سخن مى‏گويد، و گاه در منقبت شيعيان فاطمهسلام‏اللَّه‏عليها و همين روش رسول خدا نشانگر اين است كه حضرت زهراعليهاالسلام خود استقلال دارد و داراى كرامات و مقام والا و صاحب ولايتكبرى مى‏باشد.
اينك حديثى از پيامبر اكرم در شان آن حضرت:
«عنجابر بن عبداللَّه مرفوعالا اذا كان يوم القيامة تقبل ابنتى فاطمة علىناقة من نوق الجنة...، خطامها من لولو رطب، قوائمها من الزمرد الاخضر،ذنبها من المسك الاذفر، عيناها ياقوتتان حمراوان، عليها قبة من نور، يرىظاهرها من باطنها، و باطنها من ظاهرها، داخلها عفو اللَّه، خارجهارحمةاللَّه، على راسها تاج من نور، للتاج سبعون ركنا، كل ركن مرصع بالدر والياقوت. يضى‏ء كما يضى‏ء الكوكب الدرى فى افق السماء على يمينها سبعونالف ملك، و عن شمالها سبعون الف ملك، و جبرئيل آخذ بخطام الناقة، ينادىباعلى صوته: غضوا ابصاركم حتى تجوز فاطمه‏بنت محمد؛ فلا يبقى يومئذ نبى ولا رسول و لا صديق و لا شهيد الا غضوا ابصارهم حتى تجوز فاطمة فتسير حتىتحاذى عرش ربها جل جلاله...، فاذا النداء من قبل اللَّه جل جلاله: ياحبيبتى و ابنة حبيبى، سلينى تعطى، واشفعى تشفعى.... فتقول: الهى و سيدىذريتى و شيعتى، و شيعة ذريتى و محبى، و محبى ذريتى. فاذا النداء من قبلاللَّه جل جلاله: اين ذرية فاطمة و شيعتها و محبوها و محبو ذريتها،فيقبلون و قد احاط بهم ملائكة الرحمة، فتقدمهم فاطمة، حتى تدخلهم الجنة».(1) جابر بن عبداللَّه از رسول خدا روايت مى‏كند كه فرمود: «هنگامى كه روزقيامت فرارسد، دخترم فاطمه سوار بر ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشتى وارد عرصهمحشر مى‏شود، كه مهار آن ناقه از مرواريد درخشان و چهارپاى آن از زمردسبز، دنباله‏اش از مشك بهشتى، چشمانش از ياقوت سرخ، و بر فراز آن، قبه‏اى(خيمه‏اى) از نور، كه بيرون آن از درونش و درون آن از بيرونش نمايان است.فضاى داخل آن قبه، انوار عفو الهى و خارج آن خيمه، پرتو رحمت خدايى است. وبر فرازش تاجى از نور كه داراى هفتاد پايه است از در و ياقوت كه همانندستارگان درخشان در افق آسمان نورافشانند. از جانب راست آن مركب هفتاد هزارملك، و از طرف چپ آن هفتاد هزار فرشته است- و جبرئيل در حالى كه مهار ناقهرا گرفته است- با صداى بلندى ندا مى‏كند: نگاه خود را فراسوى خويش گيريد،و نظرها به پايين افكنيد، اين فاطمه دختر محمد است كه عبور مى‏كند. در آنهنگام، حتى انبيا و صديقين و شهدا همگى از ادب، ديده فرومى‏گيرند؛ تااينكه فاطمه عبور مى‏كند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مى‏گيرد، آنگاه ازجانب خدا جل جلاله ندا مى‏شود: اى محبوبه‏ى من، و اى دختر حبيب من، بخواهاز من آنچه مى‏خواهى؛ تا عطايت كنم و شفاعت كن هر كه را مايلى تا قبولفرمايم. در جواب عرضه مى‏دارد: اى خداى من، و اى مولاى من، درياب ذريه‏ىمرا، شيعيان مرا، پيروان مرا، و دوستان ذريه‏ى مرا. بار ديگر از جانب حقخطاب مى‏رسد: كجا هستند ذريه فاطمه و پيروان او؟ كجايند دوستدارانش، ودوستداران ذريه‏ى او؟ در آن هنگام جماعتى به پيش مى‏آيند و فرشتگان رحمتآنان را از هر سوى در ميان مى‏گيرند. و فاطمه عليهاالسلام در حالى كهپيشگام آنهاست همگى را همراه خود به بهشت وارد مى‏فرمايد». حضرت صديقهسلام‏اللَّه‏عليها در روز قيامت سوار بر مركبهاى متفاوت به تناسب مواقفمتعدد است؛ و اينكه در احاديث وارده، مركبهاى آن حضرت، متفاوت ذكر شدهاست، و به نظر بعضى‏ها نوع مركب مورد اختلاف بوده است صحيح نيست. زيرا هرمركبى كه بيان شده است با مشخصات معين در موقف معين بوده و همه‏اش درستجاى اختلاف نيست؛ و علت اختلاف در مشخصات مركب، از اين جهت است كه هنگامىكه فاطمه عليهاالسلام به سوى عرش الهى سير مى‏كند مركب خاصى دارد، وقتيكهاز مقابل عرش به جانب بهشت روان است يك مركب مخصوص ديگر؛ و همچنين هنگامورود به‏بهشت و جولان و طيران در فضاى رحمت الهى- همانند جعفر طيار- داراىمركبهاى خاص و گوناگون مى‏باشد. در روايتى كه ذكر شد، و مشخصات يكى ازمركبهاى آن حضرت بيان گرديد و گفته شد كه جبرئيل مهار ناقه‏ى بهشتى زهراسلام‏اللَّه‏عليها را در روز محشر مى‏گيرد. مى‏توان گفت كه جبرئيل،نماينده‏ى خاص خداى لامكان، در هر مكان و موقفى است و در برخى از آيات وروايات كه جمله‏ى «خدا آمد» بكار رفته است، دانشمندان همه را حمل بر آمدنجبرئيل نماينده‏ى حق تبارك و تعالى نموده‏اند؛ لذا هنگام ورود فاطمهعليهاالسلام به عرصه‏ى محشر، آن يكتا كنيز برگزيده‏ى خدا و بانوى بانوانعالم از اولين و آخرين، همين شايسته‏ى اوست كه مهار مركبش را جبريل امينبگيرد و با افتخار ندا كند: «غضوا ابصاركم حتى تجوز فاطمة بنت محمد». (2)در يك روايت ديگر از رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم چنين نقل شدهاست كه فرمود: «... ينادى مناد من بطنان العرش، يا اهل القيامه غضواابصاركم، هذه فاطمه بنت محمد، تمر على الصراط، فتمر فاطمه عليها و تمرشيعتها على الصراط كالبرق الخاطف...». (3)
«روز قيامت منادى از ميانعرش الهى ندا مى‏كند: اى اهل محشر چشمان خود فروگيريد، اين فاطمه دخترمحمد است كه از صراط عبور مى‏كند، آنگاه فاطمه با شيعيان بسرعت برق ازصراط مى‏گذرند». در حديث ديگرى از حضرت رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله وسلم منقول است كه فرمود: «... ثم يقول جبرئيل: يا فاطمه سلى حاجتك.فتقولين: يا رب شيعتى. فيقول اللَّه عز و جل: قد غفرت لهم. فتقولين: يا ربشيعه ولدى. فيقول اللَّه: قد غفرت لهم. فتقولين: يا رب شيعه شيعتى. فيقولاللَّه: انطلقى فمن اعتصم بك فهو معك فى الجنه. فعند ذلك يود الخلائق انهمكانوا فاطميين، فتسيرين و معك شيعتك و شيعه ولدك و شيعه اميرالمؤمنين آمنهروعاتهم...». (4)
«پس آنگاه جبرئيل عرض مى‏كند: اى فاطمه، هر چهمى‏خواهى از خداى خويش طلب كن. فاطمه عرض مى‏كند: خدايا، شيعيان مرادرياب. خطاب مى‏رسد: همه‏ى شيعيان تو را آمرزيدم. عرضه مى‏دارد:پروردگارا، شيعه‏ى فرزندانم را نيز نجات بده. ندا مى‏آيد: همه‏ى آنان رابخشيدم؛ يا فاطمه، اينك در ميان اهل محشر برو و هر كسى كه به تو پناهندهشود، همراه تو به بهشت وارد خواهد شد. پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آلهو سلم سپس به سخنان چنين ادامه داد: در آن هنگام همه‏ى مردم آرزو مى‏كنندكه اى كاش ما نيز فاطمى بوديم. يا فاطمه، در چنين روزى است كه شيعيان تو،پيروان اولاد تو، و شيعيان اميرالمؤمنين در پى تو به سلامت وارد بهشتمى‏شوند».
جناب جابر در يك حديث مفصل از حضرت باقر سلام‏اللَّه‏عليهنقل مى‏كند كه فرمود: «... واللَّه يا جابر انها ذلك اليوم لتلتقط شيعتهاو محبيها كما يلتقط الطير الحب الجيد من الحب الردى‏ء، فاذا سار شيعتهامعها عند باب الجنه، يلقى اللَّه فى قلوبهم ان يلتفتوا، فاذا التفتوافيقول اللَّه عز و جل: يا احبائى ما التفاتكم؟ فقد شفعت فيكم فاطمه بنتحبيبى. فيقولون: يا رب احببنا ان يعرف قدرنا فى مثل هذا اليوم. فيقولاللَّه: يا احبائى ارجعوا و انظروا من احبكم لحب فاطمه، انظروا من اطعمكملحب فاطمه، انظروا من كساكم لحب فاطمه، انظروا من سقاكم شربه فى حب فاطمه،انظروا من رد عنكم غيبه فى حب فاطمه، خذوا بيده و ادخلوه الجنه. قالابوجعفر: واللَّه لا يبقى فى الناس الا شاك او كافر او منافق...». (5) «بهخدا قسم يا جابر، اين است همان روزى كه مادرم زهرا شيعيان خود را از مياناهل محشر جدا مى‏كند چنان مرغى كه دانه‏هاى خوب را از بد جدا مى‏سازد. وچون همراه فاطمه شيعيانش به در بهشت مى‏رسند، خدا در قلب آنان چنين القاءمى‏فرمايد كه به پشت سر خويش نگاه كنند؛ آنگاه كه به عقب سر خود نظرافكنند، از جانب خداى تعالى خطاب مى‏شود: سبب چيست كه شما به پشت سرتاننگاه مى‏كنيد؟ من كه شفاعت فاطمه دخترم حبيبم محمد را درباره‏ى شماپذيرفتم. عرض مى‏كنند: پروردگارا دوست مى‏داريم قدر و منزلت ما شيعيانفاطمه در چنين روزى شناخته شود. پس، از جانب خداى تعالى خطاب مى‏شود: اىدوستان من برگرديد، برگرديد (به صحنه‏ى محشر)، نظر افكنيد (در ميان آنجماعت و) هركس را كه براى دوستى فاطمه شما را دوست داشته است هر كس را كهبه خاطر زهرا به شما دوستداران فاطمه اطعام كرده؛ نيكى نموده، و با جرعه‏ىآبى سيرابتان كرده، و يا از غيبت افراد درباره‏ى شما مانع شده است: دست اورا بگيريد و به بهشت واردش كنيد، سپس حضرت ابوجعفر (امام باقر)عليه‏السلام اضافه فرمود: به خدا سوگند از بركت محبت جده‏ام زهرا كسى برجاى نمى‏ماند جز آنكسى كه نسبت به مقام والاى آل‏محمد ترديد داشته و ياكافر و يا منافق باشد». در «تفسير فرات بن ابراهيم» روايتى از حضرت رسولاكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم منقول است كه آن حضرت فرمود: «... تدخلفاطمة ابنتى الجنة و ذريتها و شيعتها...، و ذلك قوله تعالى: (لا يحزنهمالفزع الاكبر) (6) ... (و هم فى ما اشتهت انفسهم خالدون) (7)هى واللَّهفاطمة و ذريتها و شيعتها...». (8) «دخترم فاطمه با ذريه و شيعيانش واردبهشت مى‏شوند، و در اين مورد است كه خداى تعالى مى‏فرمايد: هرگز فزع اكبر(هول و هراس بزرگ روز قيامت) آنها را غمگين نمى‏سازد... و با هر چه كهبدان تمايل دارند براى هميشه متنعمند...». آرى، فاطمه و ذريه و شيعيان اودر پناه رحمت خدا، از وحشت روز محشر در امن و امان هستند و از اينجا معلوممى‏شود كه حضرت زهرا داراى شيعه‏ى مخصوص به خود و صاحب استقلال شخصيتمى‏باشد. عاصمى در كتاب زين الفتى- در بخش «الشراط الساعة»- از سلمان چنينروايت مى‏كند كه پيامبر اكرم فرمود: «يا سلمان و الذى بعثنى بالنبوة لاخذنيوم القيامة بحجزة جبرئيل، و على اخذ بحجزتى، و فاطمة آخذه بحجزته، والحسنآخذ بحجزة فاطمة، والحسين آخذ بحجزة الحسن، و شيعتهم اخذه بحجزتهم.فاينترى اللَّه ذاهبا برسول‏اللَّه؟ و اين ترى رسول‏اللَّه ذاهبا باخيه؟ و انترى اخا رسول‏اللَّه ذاهبا بزوجته؟ و اين ترى فاطمة ذاهبة بولدها؟ اين ترىولد رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم ذاهبين بشيعتهم؟ الى الجنة ورب الكعبه يا سلمان، الى الجنة و رب الكعبة ياسلمان، الى الجنة و ربالكعبه يا سلمان، عهد عهد به جبرئيل من عند رب العالمين». (9) «اى سلمان،قسم به وجود مقدسى كه مرا به پيامبرى مبعوث فرموده است، در روز قيامت، مندامان جبرئيل (نماينده‏ى خداى عز و جل را مى‏گيرم، و على دامان مرا، وفاطمه دامان على را، و حسن دامان فاطمه را، و حسين دامان حسن را، وشيعيانشان دست به دامان آنها هستند. يا سلمان، آيا گمان مى‏كنى، خداىتعالى پيامبرش را (پناهنده‏ى خود را) كجا مى‏برد؟ و پيامبر، برادرش علىرا؟ و على همسرش زهرا را؟ و فاطمه دو فرزندش را؟ و آنها شيعيانشان را كجاخواهند برد؟ سپس پيامبر اكرم سه بار تكرار فرمودند: اى سلمان قسم به خداىكعبه به سوى بهشت مى‏برند؛ و اين پيمانى است كه جبرئيل از جانب پروردگارجهانيان وعده داده است». اعتراف و ايقان به ولايت حضرت صديقهسلام‏اللَّه‏عليها، و اظهار تشيع و دوستى نسبت به او، در زيارت مخصوص آنحضرت نيز با اين جملات بيان شده است: «خدايا شاهد باش كه من از شيعيانزهرا و از دوستان اويم و معتقد به ولايت آن حضرت هستم». با توجه به اينكهحضرت فاطمه صديقه سلام‏اللَّه‏عليها در والاترين مناقب و برترين مقامات باپدر و همسر و فرزندانش مشترك است و با در نظر گرفتن مطالبى كه نسبت بهمراتب عالى آن حضرت در روز قيامت بيان شد، و بشارتهائى كه درباره‏ىشيعيانش از پيامبر اكرم نقل شده است، هرگز معقول نيست كه صاحب اين مقاماتعاليه وليةاللَّه نباشد.
مطالبى را كه بيان شد، از اخبارى كه در علتنامگذارى حضرت صديقه سلام‏اللَّه‏عليها به اسامى «فاطمه» و «بتول» واردشده است مى‏توان استفاده كرد. فاطمه اسمى است كه از اسماء حق تبارك وتعالى مشتق گرديده، و بر عرش و جنت چنين نوشته شده است: «انا الفاطر و هذهفاطمه». در كتاب ذخائر العقبى مى‏خوانيم: «قال رسول‏اللَّه صل اللَّه عليهو اله و سلم لفاطمة: يا فاطمه تدرين لم سميت فاطمة؟ قال على: يارسول‏اللَّه لم سميت فاطمة؟ قال: ان اللَّه عز و جل قد فطمها و ذريتها عنالنار يوم القيامة». (10) «پيامبر اكرم به فاطمه فرمود: آيا مى دانى چرااسم ترا فاطمه نهاده‏اند؟ على عرض كرد،: يا رسول‏اللَّه خودتان بفرماييدسبب اين تسميه چيست. پيامبر اكرم فرمود: سبب اين است كه خداى تعالى فاطمهو شيعيان او را از آتش روز قيامت منقطع و دور نگهداشته است». روايت مذكوررا محب‏الدين طبرى در ذخائرالعقبى از ابن‏عساكر نقل كرده است و اضافهمى‏كند كه اين حديث را امام على بن موسى الرضا عليهماالسلام نيز در مسندخود ذكر كرده است. محب‏الدين طبرى مى‏گويد حضرت رضا در كتاب مسندش چنينمى‏فرمايد: «ان رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم قال: ان عز و جلفطم ابنتى فاطمه و ولدها و من احبهم من النار فلذلك سميت فاطمه». (11)
«پيامبراكرم فرمود: بدرستيكه خداى تبارك و تعالى دخترم فاطمه و فرزندانش را وهركسى را كه آنان را دوست بدارد از آتش منقطع و دور گردانيده است و از اينجهت است كه او را فاطمه ناميده‏اند».علاوه بر دانشمندانى كه نامشان بردهشد، جمعى ديگر از علماء نيز اين روايت را در كتابهاى خود آورده‏اند، ازجمله عبيدى مالكى (12) در عمدة التحقيق اين مطلب را ذكر كرده است.
(13)قسطلانى كه يكى از دانشمندان بزرگ عامه است در مواهب اللدنيه چنين نقل مى‏كند:
«روى النسائى و الخطيب مرفوعا: (انما سميت فاطمه لان اللَّه فطمها و محبيها عن النار).
(14)و(سميت بتولا لانقطاعها عن نساء زمانها فضلا و دينا و حسبا. و قيللانقطاعها عن الدنيا الى اللَّه تبارك و تعالى) قاله ابن الاثير». (15)
«نسائىو خطيب بغدادى از پيامبر روايت كرده‏اند كه فرمود: (فاطمه به اين دليلفاطمه ناميده شده كه خداى تبارك و تعالى او را و دوستانش را از آتش منقطعو دور گردانيده است)؛ و ابن اثير مى‏گويد: (او را بتول ناميده‏اند، زيرااز نظر تدين و فضيلت و اصالت از تمام زنان عصر خويش جدا و ممتاز بوده است؛همچنين گفته شده كه تسميه‏ى او به بتول به اين دليل است: كه فاطمه دل ازدنيا گسسته و به خداى خويش پيوسته است)».
هر يك از نامهاى حضرت فاطمهسلام‏اللَّه‏عليها رمزى و سرى دارد كه در اخبار وارد است، چرا فاطمه‏اشناميده‏اند؟ چرا او را بتول گفته‏اند، و چرا اسمش را عذرا نهاده‏اند؟
چنانكهگفته شد «فاطمه» و «بتول» در حقيقت هر دو يك معنى دارند كه به فرمايشپيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم حاكى از اين است كه حضرت فاطمه وفرزندش و شيعيان او در روز قيامت از آتش منقطع و دورند. خدا ما را نيز ازشيعيان فاطمه سلام‏اللَّه‏عليها قرار بدهد، ان‏شاءاللَّه.
 
  1ـ امالى صدوق ص 25، بحارالانوار ج 43/ 220 219. 
   
   
   
 منبع : پایگاه اهل بیت (ع) 
ارسال پست

بازگشت به “فاطمة الزهراء (سلام الله علیها)”