.:بانوی گریه های غریبانه :.

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1668
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3099 بار
سپاس‌های دریافتی: 5474 بار

.:بانوی گریه های غریبانه :.

پست توسط Labbaik »

 بسم الله القادر 



 ای نام تو به صفحه ذهن زمان،هنوز 
 جاوید،مثل شوکت مولایمان هنوز 

 بانوی گریه های غریبانه علی 
 سنگ صبور سینه هفت آسمان هنوز 

 پر می زند ز عشق تو جام دل امیر 
 گل می کند به لطف تو این بوستان هنوز 

 بسیار گشته ایم و به جرأت ندیده ایم  
 هرگز کسی شبیه شما در جهان هنوز 

 یک زن که در شهادت او خون گریستیم 
 یک زن که برتر از همه بانوان هنوز 

 یک عمر بر مزار غریبت نشسته ایم 
 غرق چرا،اگر چه و حدس و گمان هنوز 

 باران گرفت،پشت و پناهم نمی شوی؟؟ 
 باران گرفت،فصل بهار و... خزان هنوز؟؟ 

 نام تو رنگ سبز بهار و سپید برف 
 در چهار فصل شعر من آری بمان هنوز 



 شعری از سعیده خلیل زاده 
زندگی بافتن یک قالی است

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده است

تو در این بین فقط میبافی

نقشه را خوب ببین !!!

نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند


 تصویر 
ارسال پست

بازگشت به “شعر”