اين سوال برام خيلي وقته كه پيش امده كه تا الان موفق به يافتن جوابش نشدم.
1-اينكه كسي خودشو نايب امام زمان بدونه و مدعي بشه كه نايب ايشون هست حكمش چيست؟
يك سوال شرعي(ادعاي نيابت امام زمان.عج)
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 38
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۶:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 47 بار

-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
[align=center]باسمه
با سلام خدمت دوست عزیز
پاسخ این سوال شامل دو قسمت خواهد بود .
اول بررسی امکان این موضوع
و دوم بررسی حکم شرعی آن
الف ) آیا این امکان وجود دارد که امام عصر (ع) ، هنوز در میان مردم نوابی به همان معنای واسطه ارتباط) داشته باشند یا خیر ؟
[align=center]پاسخ منفی است .
به این دلیل : در نامه ای که امام زمان (عج) به آخرین نائب خود در زمان غیبت صغری نوشتند اینگونه آمده است ، که
ای علی بن محمد سمری بشنو ، خداوند بزرگ گرداند اجر برادران تو را در تو ، پس بدرستیکه تو فوت خواهی کرد از اکنون تا شش روز دیگر (بین این مدت) ،
پس جمع کن امر خود را ؛ و وصیت مکن به احدی که قائم مقام تو باشد بعد از وفات تو ! پس به تحقیق که واقع شد غیبت تامّه ؛
پس ظهوری نیست مگر بعد از اذن خدای تعالی ذکره ؛ و این بعد از طول زمان و قساوت قلوب و پر شدن زمین از جور است ، و
زود است که می آید از شیعه من کسی که مدعی مشاهده است ؛ آگاه باشید که هر کس مدعی شود مشاهده را پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی ،
پس او کذاب و مفتری است و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم (کمال الدین و تمام النعمة صدوق)
با بررسی این حدیث شریف ، کاملا واضح می شود که اولا پس از نائب چهارم امام (عج) در زمان غیبت صغری و آغاز غیبت کبری ،
دیگر نائبی برای آن حضرت وجود ندارد که مردم مستقیما به او رجوع نموده ، و او هم سوالات مردم و پاسخ های امام (عج) را رد و بدل نماید .
ثانیا اینکه امام (عج) ادعای مشاهده خود را توسط دیگران ، کذب خوانده و آن را دروغ بستن به امام (ع) می داند (که توضیحش در جلوتر خواهد آمد)
اما مسئله مورد سوال همان مورد اول است ؛ که امکان اینکه نائبی بعد از آن چهار نایب وجود داشته باشد را به کلی نفی می کند و غیر واقع می داند .
ب) حال لازم است بررسی نماییم که اگر چنین کسی آمد و ادعای نیابت آن حضرت و ارتباط مداوم با ایشان را نمود و از این طریق هم
عده ای را گرد خویش جمع نمود ، حکم شرعی و مجازاتش چه خواهد بود ؟
چنین کسی بر اساس حدیثی که آوردیم ، چون خلاف قول امام (عج) را مدعی شده است ، پس دروغ بسته بر خدا و پیامبر (ص) (که رسول خداست )
و امام (ع) (که اوصیای پیامبر ص می باشند)
و بر اساس حدیث شریف نبوی (ص) : هر کس که بر من دروغ بندد (فلیتبوأ مَقعدَه من النار) یعنی جایگاهش در آتش دوزخ خواهد بود .
[align=left]این از عاقبت اخروی ...!
و اما حکم دنیوی او : چنین کسی به واسطه این دروغ بستن به خدا و رسول (ص) ، فاسق نامیده می شود و بواسطه گمراه کردن مردم از راه حق
مفسد فی الارض نیز به حساب می آید .
و حکم چنین شخصی با توجه به رای فقهای زمانه قتل خواهد بود ؛ که با توجه به صلاح دید فقها نوع آن تعیین می شود .
با توجه به استنباط و استدلالی که از این سلسله احادیث داشتیم ، به این رسیدیم که او فاسق و فاسد (به واسطه گمراهی خودش)
و نیز مفسد فی الارض (به واسطه گمراهی دیگران ) شناخته می شود و مفسد فی الارض نیز حکمش مشخص است .
البته همانطور که بیان شد این حکم ، به کسی تعلق می گیرد ، که این ادعا را نموده و علاوه بر گمراهی خود ، عده ای دیگر را نیز
به ضلالت کشانده و با وعده اینکه من با امام (عج) ارتباط دارم به شیادی و بازار گرمی می پردازد ؛
و نه تنها به امام (عج) راهنمایی نمی کند بلکه موجب دور شدن از حقیقت دین و امام (عج) نیز می شود . و در این زمانه مدعیان چنین امری بسیارند
و لذا به همین سبب بود که امام (عج) فرمودند چنین کسی را دروغ گو بشمارید و طرد کنید ، تا چنین مفاسد اجتماعی و دینی جلویش گرفته شود .
[align=center]
اما اینجا نکته ای می ماند که لازم به تذکر است . و آن هم توضیح همان مطلب تکذیب کسی است که ادعای مشاهده را دارد .
آن هم اینکه با توجه به سیاق این حدیث نمی توان امکان مشاهده را منکر شد ، بلکه تدبیر امام (عج) و بکار بردن کلمات ظریف
در این عبارت ، برای این بوده که اولا جلوی مفاسد احتمالی بسیاری گرفته شود و ثانیا امکان مشاهده هم نفی نمی شود .
چرا ؟ برای اینکه عده قلیلی ، در در دوران غیبت به خدمت حضرت (عج) رسیده اند و بعضا نامه ای هم از حضرت به ایشان رسیده ؛
اما هیچ گاه ایشان ادعای ارتباط نکرده اند و دنبال بازارگرمی در جامعه نبوده اند و به هیچ وجه وجه واسطه بین مردم و امام (عج) نبوده اند
و خود را نیز به چنین عنوانی ننامیده اند .
و اکثرا هم پس از مرگشان ، راضی بودند که چنین سرّی از ایشان نقل شود . و بسیاری هم پس از آنکه آن دیدار گذشته است تازه با بعضی قراین
احتمال دیدن آن حضرت (عج) را داده اند . لذا این مسئله متفاوت است از مصادیق آن حدیث شریف که ذکر گردید .
چرا که در آن حدیث ادعای مشاهده و ارتباط دائمی با ایشان مطرح بوده و نیت های متصل به آن .
لذا اینجا توضیح جالب و محققانه علامه مجلسی در شرح این حدیث قابل تامل است :
« که شاید مراد از این خبر ، تکذیب کسانی باشد که مدعی مشاهده اند با ادعای نیابت و رساندن اخبار از جانب آنجناب (عج) ، به سوی شیعه ؛
چنانچه سفرای آن حضرت در غیبت صغری داشتند . »
(که اگر اینگونه باشد همان حکم مذکور را خواهد داشت . )
همچنین توضیح علامه طباطبایی در شناختن آن حضرت در هنگام مشاهده یا خیر که می فرمایند :
« اینکه مشاهده که ممنوع شده ، این است که مشاهده کند امام (عج) را و بداند که اوست حجت (عج)
در همانحالیکه مشاهده می کند آن جناب را . »
(یعنی بسیاری از نقل های مشاهده هم به این صورت بوده که در همان لحظه نشناخته و بعدا با توجه به قراین و ظنیات پی برده که او امام (عج) بوده ؛
و لذا ادعای مشاهده با شناخت همزمان در آن لحظه ممکن است مراد این حدیث باشد ، که احتمال آن هم بسیار نادر است
و لذا باز اگر چنین ادعایی شود محکوم به تکذیب است )
پس با توضیحاتی که آورده شد امکان مشاهده وجود دارد ، اما اینکه همان لحظه او را بشناسد بسیار احتمال ضعیفی دارد و اگر هم بعدا مدعی شد ،
بعد از مشاهده بوده و اگر هم نیت سوء مذکور در بالا را نداشته باشد ، نمی توان همه را تکذیب نمود و دروغ گو دانست ،
چرا که معدودی از علما با حضرت (عج) ارتباط داشته و تا آخر عمر هم کسی خبردار نشده بود ، و اگر به کسی هم گفته بودند
با این ادعا که من ارتباط دارم و عده ای را هم دور خود جمع کند و ... نبوده است .
اما باید دانست که راه ارتباط با امام عصر(عج) بسته نیست و حتما هم بصورت مشاهده نیست ، چه بسا منافقینی که در عصر ائمه(ع)
می زیسته اند و دیدن امام (ع) اثری در وجودشان نگذاشت و کردند آنچه را کردند . (البته ارزش دیدار امام را نفی نمی کنیم
مخصوصا اگر با معرفت باشد و چه لذتی بالاتر از این ؛ اما ارتباط را هم منحصر به دیدار نمی دانیم که باعث فخر فروشی عده ای شود) ،
ولی همینکه در دل یاد او را داشته باشی و بر زبان نام او را آوری جواب خواهی شنید ؛ چرا که او ناظر بر همه اعمال و کردار ماست ،
واوست که می گوید إنا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم
ما از رسیدگی به حال شما کوتاهی نمی کنیم و از یاد شما غافل نیستیم !
آری امام تو اینگونه است ، اگر من نیز روزی از یادش غافل شوم ، او به یاد من است و این ارتباط شایسته فخر فروشی است .
[align=left]البته نباید باعث غرور و غفلت شود
[align=center]
و با این حدیث شریف کلام را خاتمه می دهیم (که مرحوم کلینی در کتاب رسایل روایت می کند) :
از شخصی که گفت نوشتم بسوی ابی الحسن (ع) ، اینکه شخصی دوست دارد که راز گوید با امام خود آنچه را که دوست دارد ،
(تا که امامش) راز گوید آن را با پروردگار خود ... (چه کند ؟)
گفت پس نوشت :
« اگر باشد برای تو حاجتی ، پس حرکت ده لب های خود را ؛ پس بدرستیکه می رسد به تو جواب آن ! »
[align=left]و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
با سلام خدمت دوست عزیز
پاسخ این سوال شامل دو قسمت خواهد بود .
اول بررسی امکان این موضوع
و دوم بررسی حکم شرعی آن
الف ) آیا این امکان وجود دارد که امام عصر (ع) ، هنوز در میان مردم نوابی به همان معنای واسطه ارتباط) داشته باشند یا خیر ؟
[align=center]پاسخ منفی است .
به این دلیل : در نامه ای که امام زمان (عج) به آخرین نائب خود در زمان غیبت صغری نوشتند اینگونه آمده است ، که
ای علی بن محمد سمری بشنو ، خداوند بزرگ گرداند اجر برادران تو را در تو ، پس بدرستیکه تو فوت خواهی کرد از اکنون تا شش روز دیگر (بین این مدت) ،
پس جمع کن امر خود را ؛ و وصیت مکن به احدی که قائم مقام تو باشد بعد از وفات تو ! پس به تحقیق که واقع شد غیبت تامّه ؛
پس ظهوری نیست مگر بعد از اذن خدای تعالی ذکره ؛ و این بعد از طول زمان و قساوت قلوب و پر شدن زمین از جور است ، و
زود است که می آید از شیعه من کسی که مدعی مشاهده است ؛ آگاه باشید که هر کس مدعی شود مشاهده را پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی ،
پس او کذاب و مفتری است و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم (کمال الدین و تمام النعمة صدوق)
با بررسی این حدیث شریف ، کاملا واضح می شود که اولا پس از نائب چهارم امام (عج) در زمان غیبت صغری و آغاز غیبت کبری ،
دیگر نائبی برای آن حضرت وجود ندارد که مردم مستقیما به او رجوع نموده ، و او هم سوالات مردم و پاسخ های امام (عج) را رد و بدل نماید .
ثانیا اینکه امام (عج) ادعای مشاهده خود را توسط دیگران ، کذب خوانده و آن را دروغ بستن به امام (ع) می داند (که توضیحش در جلوتر خواهد آمد)
اما مسئله مورد سوال همان مورد اول است ؛ که امکان اینکه نائبی بعد از آن چهار نایب وجود داشته باشد را به کلی نفی می کند و غیر واقع می داند .
ب) حال لازم است بررسی نماییم که اگر چنین کسی آمد و ادعای نیابت آن حضرت و ارتباط مداوم با ایشان را نمود و از این طریق هم
عده ای را گرد خویش جمع نمود ، حکم شرعی و مجازاتش چه خواهد بود ؟
چنین کسی بر اساس حدیثی که آوردیم ، چون خلاف قول امام (عج) را مدعی شده است ، پس دروغ بسته بر خدا و پیامبر (ص) (که رسول خداست )
و امام (ع) (که اوصیای پیامبر ص می باشند)
و بر اساس حدیث شریف نبوی (ص) : هر کس که بر من دروغ بندد (فلیتبوأ مَقعدَه من النار) یعنی جایگاهش در آتش دوزخ خواهد بود .
[align=left]این از عاقبت اخروی ...!
و اما حکم دنیوی او : چنین کسی به واسطه این دروغ بستن به خدا و رسول (ص) ، فاسق نامیده می شود و بواسطه گمراه کردن مردم از راه حق
مفسد فی الارض نیز به حساب می آید .
و حکم چنین شخصی با توجه به رای فقهای زمانه قتل خواهد بود ؛ که با توجه به صلاح دید فقها نوع آن تعیین می شود .
با توجه به استنباط و استدلالی که از این سلسله احادیث داشتیم ، به این رسیدیم که او فاسق و فاسد (به واسطه گمراهی خودش)
و نیز مفسد فی الارض (به واسطه گمراهی دیگران ) شناخته می شود و مفسد فی الارض نیز حکمش مشخص است .
البته همانطور که بیان شد این حکم ، به کسی تعلق می گیرد ، که این ادعا را نموده و علاوه بر گمراهی خود ، عده ای دیگر را نیز
به ضلالت کشانده و با وعده اینکه من با امام (عج) ارتباط دارم به شیادی و بازار گرمی می پردازد ؛
و نه تنها به امام (عج) راهنمایی نمی کند بلکه موجب دور شدن از حقیقت دین و امام (عج) نیز می شود . و در این زمانه مدعیان چنین امری بسیارند
و لذا به همین سبب بود که امام (عج) فرمودند چنین کسی را دروغ گو بشمارید و طرد کنید ، تا چنین مفاسد اجتماعی و دینی جلویش گرفته شود .
[align=center]
اما اینجا نکته ای می ماند که لازم به تذکر است . و آن هم توضیح همان مطلب تکذیب کسی است که ادعای مشاهده را دارد .
آن هم اینکه با توجه به سیاق این حدیث نمی توان امکان مشاهده را منکر شد ، بلکه تدبیر امام (عج) و بکار بردن کلمات ظریف
در این عبارت ، برای این بوده که اولا جلوی مفاسد احتمالی بسیاری گرفته شود و ثانیا امکان مشاهده هم نفی نمی شود .
چرا ؟ برای اینکه عده قلیلی ، در در دوران غیبت به خدمت حضرت (عج) رسیده اند و بعضا نامه ای هم از حضرت به ایشان رسیده ؛
اما هیچ گاه ایشان ادعای ارتباط نکرده اند و دنبال بازارگرمی در جامعه نبوده اند و به هیچ وجه وجه واسطه بین مردم و امام (عج) نبوده اند
و خود را نیز به چنین عنوانی ننامیده اند .
و اکثرا هم پس از مرگشان ، راضی بودند که چنین سرّی از ایشان نقل شود . و بسیاری هم پس از آنکه آن دیدار گذشته است تازه با بعضی قراین
احتمال دیدن آن حضرت (عج) را داده اند . لذا این مسئله متفاوت است از مصادیق آن حدیث شریف که ذکر گردید .
چرا که در آن حدیث ادعای مشاهده و ارتباط دائمی با ایشان مطرح بوده و نیت های متصل به آن .
لذا اینجا توضیح جالب و محققانه علامه مجلسی در شرح این حدیث قابل تامل است :
« که شاید مراد از این خبر ، تکذیب کسانی باشد که مدعی مشاهده اند با ادعای نیابت و رساندن اخبار از جانب آنجناب (عج) ، به سوی شیعه ؛
چنانچه سفرای آن حضرت در غیبت صغری داشتند . »
(که اگر اینگونه باشد همان حکم مذکور را خواهد داشت . )
همچنین توضیح علامه طباطبایی در شناختن آن حضرت در هنگام مشاهده یا خیر که می فرمایند :
« اینکه مشاهده که ممنوع شده ، این است که مشاهده کند امام (عج) را و بداند که اوست حجت (عج)
در همانحالیکه مشاهده می کند آن جناب را . »
(یعنی بسیاری از نقل های مشاهده هم به این صورت بوده که در همان لحظه نشناخته و بعدا با توجه به قراین و ظنیات پی برده که او امام (عج) بوده ؛
و لذا ادعای مشاهده با شناخت همزمان در آن لحظه ممکن است مراد این حدیث باشد ، که احتمال آن هم بسیار نادر است
و لذا باز اگر چنین ادعایی شود محکوم به تکذیب است )
پس با توضیحاتی که آورده شد امکان مشاهده وجود دارد ، اما اینکه همان لحظه او را بشناسد بسیار احتمال ضعیفی دارد و اگر هم بعدا مدعی شد ،
بعد از مشاهده بوده و اگر هم نیت سوء مذکور در بالا را نداشته باشد ، نمی توان همه را تکذیب نمود و دروغ گو دانست ،
چرا که معدودی از علما با حضرت (عج) ارتباط داشته و تا آخر عمر هم کسی خبردار نشده بود ، و اگر به کسی هم گفته بودند
با این ادعا که من ارتباط دارم و عده ای را هم دور خود جمع کند و ... نبوده است .
اما باید دانست که راه ارتباط با امام عصر(عج) بسته نیست و حتما هم بصورت مشاهده نیست ، چه بسا منافقینی که در عصر ائمه(ع)
می زیسته اند و دیدن امام (ع) اثری در وجودشان نگذاشت و کردند آنچه را کردند . (البته ارزش دیدار امام را نفی نمی کنیم
مخصوصا اگر با معرفت باشد و چه لذتی بالاتر از این ؛ اما ارتباط را هم منحصر به دیدار نمی دانیم که باعث فخر فروشی عده ای شود) ،
ولی همینکه در دل یاد او را داشته باشی و بر زبان نام او را آوری جواب خواهی شنید ؛ چرا که او ناظر بر همه اعمال و کردار ماست ،
واوست که می گوید إنا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم
ما از رسیدگی به حال شما کوتاهی نمی کنیم و از یاد شما غافل نیستیم !
آری امام تو اینگونه است ، اگر من نیز روزی از یادش غافل شوم ، او به یاد من است و این ارتباط شایسته فخر فروشی است .
[align=left]البته نباید باعث غرور و غفلت شود
[align=center]
و با این حدیث شریف کلام را خاتمه می دهیم (که مرحوم کلینی در کتاب رسایل روایت می کند) :
از شخصی که گفت نوشتم بسوی ابی الحسن (ع) ، اینکه شخصی دوست دارد که راز گوید با امام خود آنچه را که دوست دارد ،
(تا که امامش) راز گوید آن را با پروردگار خود ... (چه کند ؟)
گفت پس نوشت :
« اگر باشد برای تو حاجتی ، پس حرکت ده لب های خود را ؛ پس بدرستیکه می رسد به تو جواب آن ! »
[align=left]و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر