اینجا یه موقعی وسطش رودخونه بود ! دورش هم ماشینا پارک می کردن
سیلاب امروز همه چیو دگرگون کرد ...
اگه بخواد ، کسی یارای مقاومت در برابر اراده اش رو نداره :

وقتی که تابلو های سر راهمان را نمی خواهیم ببینیم
آنوقت چندین نفر باید به این زحمت نجاتمان دهند
البته دوستان می دونن که قصد مزاح ندارم و به عنوان تمثیل از این عکس ها استفاده کردم .
بیا بیا بیا ..... خوب !!
بعضیا فرمون دادن و راهنماییشون اینجوریه ، وقتی که ادمو به یه جای محکم کوبیدن تازه ادم یادش میفته که ای داد بیداد اختیارفکرمو به کی داده بودم ؟!
که می بینی دیگه راه برگشتی هم نداری :
افمن یهدی الی الحقّ احقّ أن یُتبع امّن لایَهدّی الا ان یُهدی (آیا کسی که به سوی حق هدایت می کند شایسته پیروی است
یا آن کسی که خودش نیازمند هدایت است؟)
اولش فکر می کرد می تونه بقیه رو نجات بده اما یکی باید خودشو نجات بده !
شاید ذوق می کرد تنهاست و کسی نمی بیندش ...
اما معلوم شد که جمعی به این سیلاب گرفتار آمده اند و تک خوری رو ممنوع کردند :
یه روزی دیگه حتی فرصت تماشا هم به ادم نمیدن ، قیامت نزدیک است











