تو که یک عمر سرودی تو کجایی؟"تو کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟"

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Bronze
Bronze
پست: 270
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۶:۲۲ ب.ظ
محل اقامت: کره زمین
سپاس‌های ارسالی: 194 بار
سپاس‌های دریافتی: 797 بار
تماس:

تو که یک عمر سرودی تو کجایی؟"تو کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟"

پست توسط پرستوی-مهاجر »

به نام خدای خالق مهدی زیبای من


مثل هر بار براي تو نوشتم:

دل من خون شد ازين غم،[COLOR=#0070c0] تو كجايي؟ 
و اي كاش كه اين جمعه بيايي!
دل من تاب ندارد،
"همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟ ...   کجایی؟ تو کجایی... "»

و تو انگار به قلبم بنويسي:
كه چرا هيچ نگويند
مگر اين رهبر دلسوز، طرفدار ندارد، كه غريب است؟

و [COLOR=#7030a0]  است

كه پس از قرن و هزاره

هنوزم كه هنوز است

دو چشمش

به راه است

و مگر سيصد و اندي نفر از شيفتگانش

زياد است

كه گويند
به اندازه يك  « بدر »  علمدار ندارد!

و گويند چرا اين همه مشتاق، ولي او سپهش يار ندارد!

   خودت! مدعي دوستي و مهر   !
كه به هر شعر جديدي،
ز هجران و غمم ناله سرايي، تو كجايي؟

تو كه يك عمر سرودي «تو كجايي؟» تو كجايي؟

باز گويي كه مگر كاستي اي بُد ز امامت،
ز هدايت،
ز محبت،
ز غمخوارگي و مهر و عطوفت ۲

تو پنداشته اي هيچ كسي دل نگران تو نبوده؟
چه كسي قلب تو را سوي خداي تو كشانده؟
چه كسي در پي هر غصه ي تو اشك چكانده؟
چه كسي دست تو را در پس هر رنج گرفته؟
چه كسي راه به روي تو گشوده؟

  خطرها به دعايم ز كنار تو گذر  ،
چه زمان ها كه تو غافل شدي و يار به قلب تو نظر كرد...

و تو با چشم و دل بسته فقط گفتي كجايي!؟
و اي كاش بيايي!

****
هر زمان خواهش دل با نظر يار يكي بود، تو بودي ...
هر زمان بود تفاوت، تو رفتي، تو نماندي.
خواهش نفس شده يار و خدايت،
و همين است كه تاثير نبخشند به دعايت،
و به افاق نبردند صدايت،
و غريب است امامت.
[COLOR=#0070c0]
  كه هستم،
تو كجايي؟
تو خودت! كاش بيايي.
به خودت كاش بيايي.
***

  


التماس دعای فرج
یادتان باشد اگر همچو پرستو رفتیم

خانه مادری ما همه بیت الزهراست

یادتان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد

مهدی فاطمه را یاد کنید او تنهاست
ارسال پست

بازگشت به “صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)”