برای غزه

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Iron
Iron
پست: 74
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۷, ۳:۲۱ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 37 بار
سپاس‌های دریافتی: 176 بار

برای غزه

پست توسط سپيده صبح _40 »

  سپاه کوفه
لمیده اند در سایه نخلهای سرافکنده
و باد می زنند خودشان را
و چاه ها
فریادهای علی را
به گوش همدیگر می رسانند

عیسی
با شانه های زخمی
قدم می زند در کوچه های صور
و اشک می ریزد برای پرنده های مرده
و به یاد مزار بی سقف مادرش
در کوچه های داغ بیروت
آوازهای محزون می خواند

بشار اسد
پیپش را روشن می کند
دسته صندلی اش را می فشرد
و آرزو می کند
کاش نقشه جهان
پازلی بود
که می شد تکه سوریه اش را برداشت
و در جای بهتری گذاشت
تا بازی تمام شود

سلیمان
تکیه داده بر عصای کهنه اش
سپاه اجنه را
که پیشانی بند یاحسین بسته اند
از زیر قرآن عبور می دهد
تا صندوق های فشنگ را
برسانند به مجاهدان
و زیر لب وجعلنا می خواند

مفتی اعظم آروغ می زند
لاحول می خواند
و پناه می برد به شیطان بزرگ
از شر شیطان رجیم
فتوای تازه اش را پاکنویس می کند
و می فرستد غلامش را
که یک فانتای دیگر باز کند برایش

موسی
در تاریکی بعد از بمباران
دنبال کبریت می گردد
تا گوساله های تازه را آتش بزند
عصای شکسته اش را تعمیر کند
و بنی اسرائیل را برگرداند
به آنسوی رود
و هارون
گوش می سپارد به صدای داوود
که در بلندی های سرزمین سیب
اذان می گوید

کاندولیزا رایس
نقشه خاورمیانه جدید را
سفارش داده
به موسسه نشنال جئوگرافی
و سپرده است
که از نیل تا فرات را
آبی کنند برایش
و بوش پدر
در مزرعه ییلاقی اش
سوار بر اسبی عربی
گاوها را هدایت می کند به اصطبل
تا درشت ترین شان را جدا کند
برای ضیافت بعدی
در کمپ دیوید

سپاه کوفه
لمیده اند در سایه نخلهای سرافکنده
و باد می زنند خودشان را
و چاه ها
فریادهای علی را
به گوش همدیگر می رسانند

و من
نشسته ام پشت کیبورد کامپیوتر
و کلید ها را فشار می دهم
تا کلماتی از جنس صفر و یک
پیش رویم ظاهر شوند
مگر منفجر کنند
بغض های جا مانده را
که شعاع موج انفجارشان
از محدوده ی سینه ها
تجاوز نمی کند

 (امید مهدی نژاد)
   
ارسال پست

بازگشت به “قطعه ادبي”