دهمين مسند نشين

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Iron
Iron
پست: 291
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۶, ۲:۰۴ ب.ظ
محل اقامت: همين نزديکي ها جنب دلهاي شما
سپاس‌های ارسالی: 139 بار
سپاس‌های دریافتی: 424 بار

دهمين مسند نشين

پست توسط yeganeh »


دهمين مسند نشين _ ژولیده نیشابوری
_______________________


كيستم من شاهكار ملك ذات كبريايم

دهمين مسند نشين از بعد ختم الانبيايم


گوهرى ارزنده از گنجينه ‏ى جود جوادم

نهمين فرزند دلبند على مرتضايم


مصرعى از شعر ناب عصمت كبراى حقم

هشتمين پرورده‏ ى ايمان و صبر مجتبايم


پاسدار پرچم پر افتخار حق پرستى

هفتمين سنگر نشين نهضت خون خدايم


دُرّ عبادت فارغ التحصيل درس عابدينم

ششمين زينت فزا از بهر محراب دعايم


در نايابى ز بحر دانش بحراالعلومم

پنجمين گنجينه‏ ى اسرار كل ماسوايم


صادق آل نبى را وارث فقه و اصولم

چارمين استاد دانشگاه تكوين ولايم


وارث موسى بن جعفر در مسير پايدارى

سومين نور دل آن پيشواى مقتدايم


محور چرخ زمانم، حجت روى زمينم

دومين گل از گلستان على موسى الرضايم


در مسير حق پرستى بعد آباء گرامم

اولين هادى خلق بعد از مصباح الهدايم


در شجاعت بى قرينم، در سخاوت بى نظيرم

حق پرستان را حبيبم، دردمندان را دوايم


من وصيم، من وليم، من نقيم، من سخيم

زانكه همنام على معنىِ، هاى هل اياتم


آيه‏ ى تطهير را مصداق و از امر الهى

آيه‏ اى از شاخصار نصِ نون انمايم


غم مخور (ژوليده) فردا پاى ميزان عدالت

شافعت در نزد حق هنگام پاداش و جزايم


************************************************************************


سرير ولايت _ قاسم رسا
__________________


چو بر سرير ولايت نشست خسرو دين

فلك نهاد به درگاه او سر تمكين


بيا كه صبح هدايت دميد و شد تابان

در آسمان ولايت ستاره دهمين


ز نسل احمد مرسل ز دوده حيدر

ز نور فاطمه طاووس باغ عليّين


ز آسمان امامت دميد خورشيدي

كه آفتاب جمالش گرفت روي زمين


به سالكان حقيقت دهيد مژده كه گشت

امام هادي فرمانروا و رهبر دين


ستاره‌اي كه ز انوار چهره، روشن كرد

فضاي كون و مكان را به نور علم و يقين


مه سپهر فضيلت، محيط جود و كرم

شه سرير ولايت چراغ شرع مبين


طليعه‌اي كه ز بهر طواف شمع رُخش

گشوده بال چو پروانه جبرئيل امين


شهنشهي كه شهان پيش خاك درگاهش

كشيده دست ز تخت و كلاه و تاج و نگين


مهي كه بهر تماشاي آفتاب رُخش

نشسته در صف گردون ستارگان به كمين


سُرور سينه زهرا، سليل ختم رسل

نهال گلشن طاها و روضه ياسين


به پيش تربت پاكش دم از بهشت مزن

كه خاك اوست مصفّاتر از بهشت‌ برين


ضمير اهل يقين از صفاي او روشن

دهان اهل ادب از كلام او شيرين


رُخش طليعه آيات كبرياست بخوان

صفات ذات خدا را از آن خطوط جبين


چو دُرّ لئالي طبعش به گوش دل آويز

كه طبع اوست گرانمايه گنج دُرّ ثمين


شهي كه حكم ولايش ز بامداد ازل

نوشته كلك قضا بر صحيفه تكوين


حصار علم و يقين شد به دست اوستوار

كتاب فضل و شرف شد به نام او تدوين


"رسا" چو خواست كه دفتر به زيور آرايد

نموده نامه به نام مباركش تزيين


+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
ارسال پست

بازگشت به “شعر”