دخترم با تو سخن می گویم.....................

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Bronze
Bronze
پست: 270
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۶:۲۲ ب.ظ
محل اقامت: کره زمین
سپاس‌های ارسالی: 194 بار
سپاس‌های دریافتی: 797 بار
تماس:

دخترم با تو سخن می گویم.....................

پست توسط پرستوی-مهاجر »

 دخترم با تو سخن مي گويم

زندگي در نگهم گلزاريست ‏

و تو با قامت چون نيلوفر،شاخه ي پر گل اين گلزاري ‏

من به چشمان تو يک خرمن گل مي بينم ‏

گل عفت ، گل صدرنگ اميد ‏

گل فرداي بزرگ

گل فرداي سپيد

چشم تو آينه ي روشن فرداي من است ‏

گل چو پژمرده شود جاي ندارد در باغ ‏

کس نگيرد زگل مرده سراغ

دخترم با تو سخن مي گويم ‏

ديده بگشاي و در انديشه گل چينان باش

همه گل چين گل امروزند ‏

   هستي سوزند ‏
  
کس به فرداي گل باغ نمي انديشد ‏


آنکه گرد همه گل ها به هوس مي چرخد ‏

بلبل عاشق نيست ‏

بلکه گلچين سيه کرداريست ‏

که سراسيمه دود در پي گل هاي لطيف ‏

تا يکي لحظه به چنگ آرد و ريزد بر خا ک

دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاک ‏

تو گل شادابي ‏

به ره باد مرو ‏

غافل از باد مشو

اي گل صد پر من ‏

همه گوهر شکنند ‏

 
،کي ارزش گوهر داند ‏
 
دخترم گوهر من ، گوهرم دختر من

تو که تک گوهر دنياي مني ‏

دل به لبخند حرامي مسپار ،دزد را دوست مخوان ‏

چشم اميد به ابليس مدار ‏

اي گوهر تابنده بي مانند ‏

خويش را خار مبين ‏

آری اي دخترکم ‏

اي سراپا الماس ،از حرامي بهراس ‏

قيمت خود مشکن ‏

قدر خود را بشناس
 


شعر از مهدي سهيلي
یادتان باشد اگر همچو پرستو رفتیم

خانه مادری ما همه بیت الزهراست

یادتان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد

مهدی فاطمه را یاد کنید او تنهاست
ارسال پست

بازگشت به “شعر”