.*.*.*.*.*فرشته بيکار.*.*.*.*.*

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Bronze
Bronze
پست: 270
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۶:۲۲ ب.ظ
محل اقامت: کره زمین
سپاس‌های ارسالی: 194 بار
سپاس‌های دریافتی: 797 بار
تماس:

.*.*.*.*.*فرشته بيکار.*.*.*.*.*

پست توسط پرستوی-مهاجر »

فرشته بیکار

روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست و به کارهای

آنان می نگرد. هنگام ورود دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند وتند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند

باز می کنند وآنها را داخل جعبه می گذارند.

مرد از فرشته ای پرسید: شما چه کار می کنید؟

فرشته در حالی که نامه ای را باز می کرد گفت: اینجا بخش دریافت است

و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خدا را تحویل می گیریم.


مرد کمی جلوتر رفت باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آنها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.

مرد پرسید: شما چه کار می کنید؟

یکی از فرشتگان با عجله گفت:اینجا بخش ارسال است ما الطاف و

رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.


مرد کمی جلوتر

رفت ویک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید شما چرا بیکارید؟

فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است.

مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند ولی عده بسیار کمی جواب می دهند.

مرد پرسید:مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند: خدایا شکر!
یادتان باشد اگر همچو پرستو رفتیم

خانه مادری ما همه بیت الزهراست

یادتان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد

مهدی فاطمه را یاد کنید او تنهاست
ارسال پست

بازگشت به “داستان”