ره آورد بعثت پيامبر -صلي الله عليه و اله -

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 802
تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1712 بار
سپاس‌های دریافتی: 2245 بار
تماس:

ره آورد بعثت پيامبر -صلي الله عليه و اله -

پست توسط محب فاطمه »

 ره آورد بعثت پيامبر اسلام صلي الله عليه و اله  

 بسم الله الرحمن الرحيم  

 في صفات الله جل جلاله، وصفات أئمة الدين

ومن خطبة له (عليه السلام)
[في صفات الله جل جلاله، وصفات أئمة الدين]
الْحَمْدُ للهِِ الدَّالِّ عَلَى وُجُودِهِ بِخَلْقِهِ، وَبِمُحْدَثِ خَلْقِهِ عَلَى أَزَلِيَّته، وَبِاشْتِبَاهِهِمْ عَلَى أَنْ لاَ شَبَهَ لَهُ.
لاَ تَسْتَلِمُهُ[1] الْمَشَاعِرُ، وَلاَ تَحْجُبُهُ السَّوَاتِرُ، لاِفْتِرَاِق الصَّانِعِ وَالْمَصْنُوعِ، وَالْحَادِّ وَالْـمَحْدُودِ، وَالرَّبِّ وَالْمَرْبُوبِ.
الاَْحَدُ لاَ بِتَأْوِيلِ عَدَد، وَالْخَالِقُ لاَ بِمَعْنَى حَرَكَة وَنَصَب[2]، وَالسَّمِيعُ لاَ بِأَدَاة[3]، وَالْبَصِيرُ لاَ بِتَفْرِيقِ آلَة[4]، وَالشَّاهِدُ لاَبِمُمَاسَّه، وَالْبَائِنُ[5] لاَبِتَرَاخِي مَسَافَة، وَالظّاهِرُ لاَبِرُؤيَة، وَالْبَاطِنُ لاَ بِلَطَافَة.
بَانَ مِنَ الاَْشْيَاءِ بَالْقَهْرِ لَهَا، وَالْقُدْرَةِ عَلَيْهَا، وَبَانَتِ الاَْشْيَاءُ مِنْهُ بَالْخُضُوعِ لَهُ، وَالرُّجُوعِ إِلَيْهِ.
مَنْ وَصَفَهُ[6] فَقَدْ حَدَّهُ، وَمَنْ حَدَّهُ فَقَدْ عَدَّهُ، وَمَنْ عَدَّهُ فَقَدْ أَبْطَلَ أَزَلَهُ، وَمَنْ قَالَ: كَيْفَ، فَقَدِ اسْتَوْصَفَهُ، وَمَنْ قَالَ: أَيْنَ، فَقَدْ حَيَّزَهُ. عَالِمٌ إِذْ لاَ مَعْلُومٌ، وَرَبٌّ إِذْ لاَ مَرْبُوبٌ، وَقَادِرٌ إِذْ لاَ مَقْدُورٌ.

منها: [في أئمّة الدين]

فَقَدْ طَلَعَ طَالِعٌ، وَلَمَعَ لاَ مِعٌ، وَلاَحَ[7] لاَئِحٌ، وَاعْتَدَلَ مَائِلٌ، وَاسْتَبْدَلَ اللهُ بِقَوْم قَوْماً، وَبِيَوم يَوْماً، وَانْتَظَرْنَا الْغِيَرَ[8] انْتِظَارَ الْـمُجْدِبِ الْمَطَرَ.
وَإِنَّمَا الاَئِمَّةُ قُوَّامُ اللهِ عَلَى خَلْقِهِ، وَعُرَفَاؤُهُ عَلَى عِبَادِهِ، لاَ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ عَرَفَهُمْ وَعَرَفُوهُ، وَلاَ يَدْخُلُ النَّارَ إِلاَّ منْ أَنْكَرَهُمْ وَأَنْكَرُوهُ.
إِنَّ اللهَ خَصَّكُمْ بَالاِْسْلاَمِ، وَاسْتَخْلَصَكُمْ لَهُ، وَذلِكَ لاَِنَّهُ اسْمُ سَلاَمَة، وَجِمَاعُ[9] كَرَامَة، اصْطَفَى اللهُ تَعَالَى مَنْهَجَهُ، وَبَيَّنَ حُجَجَهُ، مِنْ ظَاهِرِ عِلْم، وَبَاطِنِ حِكَم، لاَ تَفْنَى غَرَائِبُهُ، وَلاَ تَنْقَضِي عَجَائِبُهُ، فِيهِ مَرَابِيعُ[10] النِّعَمِ، وَمَصَابِيحُ الظُّلَمِ، لاَ تُفْتَحُ الْخَيْرَاتُ إِلاَّ بِمَفَاتِحِهِ، وَلاَ تُكْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلاَّ بِمَصَابِحِهِ، قَدْ أَحْمَى حِمَاهُ[11]، وَأَرْعَى مَرْعَاهُ، فِيهِ شِفَاءُ الْمُسْتَشْفِي، وَكِفَايَةُ الْمُكْتَفِي. 


از خطبه‏هاى امام(ع) : كه در باره صفات خداوند و اوصاف پيشوايان دين ايراد فرموده[1]

ستايش مخصوص خداوندى است كه آفرينش مخلوقش دليل وجود او است،و حادث‏بودن آنها دليل ازليت وى، و شباهت داشتن مخلوقات(به يكديگر)،دليل آن است كه شبيه و نظير ندارد.عقل‏هاكنه ذاتش را درك نمى‏كنند و پرده‏ها و پوششها اصل وجودش را مستور نمى‏سازند، زيراصانع و مصنوع با هم فرق دارد و محدود كننده و محدود شونده و پروردگار و پرورده شده‏با هم متفاوتند.

«يكى‏»است ولى نه به معنى وحدت عددى بلكه به اين معنا كه شبيه و نظيرو مانند ندارد.

«خالق و آفريننده‏»است اما نه اين كه حركت و رنجى در اين راه متحمل ميشود،

«شنوا»است ولى نه اينكه وسيله شنوائى در اختيار داشته باشد.

«بينا»است ولى نه اين كه‏به وسيله‏ى چشم و باز كردن پلك‏ها،قدرت مشاهده پيدا كند.

در«همه جا حاضر»است نه‏اينكه مماس با اشياء باشد.

از«همه جدا»است ولى نه اينكه مسافتى بين او و موجودات باشد.

«آشكار»است نه با ديد چشم،«پنهان‏»است نه به خاطر كوچكى و ظرافت،از موجودات‏با غلبه و قدرت جدا است،

و موجودات به خاطر خضوع در برابرش و رجوع به سويش ازاو مباين هستند.كسى كه او را با صفات مخلوقات توصيف كند محدودش ساخته، وكسى كه برايش حدى تعيين كند وى را به شمارش در آورده.و آن كس كه او را بشمارش‏آورد ازليتش را ابطال كرده.و كسى كه بپرسد،«چگونه است‏»توصيفش كرده و هر كه بگويد:
كجا است؟مكان براى او قائل شده‏ است.

«عالم‏»بوده آن گاه كه معلومى وجود نداشت.«مالك وپروردگار»بوده حتى آن زمان كه پرورده‏اى‏نبود« قادر و توانا»بوده حتى در آن زمان كه‏مقدورى وجود نداشت.

قسمت ديگرى از اين خطبه(كه اشاره به پيامبر اسلام است)

پيشوايان دين:

طلوع كننده‏اى طالع شد،درخشنده‏اى درخشيد،و آشكار شونده‏اى آشكار گرديد،آنچه از جاده حق منحرف گشته بود به راه راست‏بازگشت.خداوند گروهى را به‏گروهى تبديل،و روزى را در مقابل روزى قرار داد.ما همانند كسانى كه در خشكسالى منتظربارانند در انتظار دگرگونى بوديم.

پيشوايان،مدبران الهى بر مردمند و رؤساى بندگان اويندهيچكس جز كسى كه آنها را بشناسد و آن‏ها نيز او را بشناسند وارد بهشت نخواهد شد.و جز كسى‏كه آنان را انكار كند و آنان هم او را انكار كنند وارد دوزخ نگردد.خداوند اسلام را ويژه‏شما قرار داد و شما را براى آن برگزيد و اين بخاطر آن است كه‏«اسلام‏»از«سلامت‏»گرفته‏شده و كانون بزرگوارى است.

خداوند منهج و طريق اسلام را برگزيد و حجتها و دلائل آن را بيان‏كرد(قرآن را فرو فرستاد)كه ظاهرش علم و باطنش حكمت،و نو آوريهاى آن پايان نگيرد و شگفتيهايش تمام نمى‏شود در آن بركات و خيرات همانند سرزمينهاى پر گياه در اول فصل‏بهار،فراوان است و چراغهاى روشنى بخش تاريكيها فراوان دارد در نيكيها را جز باكليدهاى آن نتوان گشود و تاريكى‏ها را جز با چراغهاى آن،فروغ نتوان بخشيد.خداونددر اين قرآن مناطق ممنوعه خود را(محرمات)را تعيين كرده و موارد مباح و حلال‏خويش را نشان داده است.در اين كتاب الهى درمان است‏براى شفا جويان و بى‏نيازى‏است‏براى بينيازى طلبان.


[align=left]خطبه 152/ نهج البلاغه  
ارسال پست

بازگشت به “پیغمبر شناسی”