تیر در پای حضرت و انگشتر دادن در رکوع

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Senior Member
Senior Member
پست: 151
تاریخ عضویت: جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۸۶, ۶:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 53 بار
سپاس‌های دریافتی: 182 بار

تیر در پای حضرت و انگشتر دادن در رکوع

پست توسط کاظم سبزواری »

با سلام
شاید شنیده باشید که حضرت امیر (ع) در رکوع انگشتر خود را به سائل داد و در حالی که در جایی دیگر میخوانیم
هنگامی که تیر در پای حضرت بود فقط در موقع نماز توانستند از پای حضرت بیرون بیاورند
حالا بعضی ها میگویند چگونه این دو با هم دیگر سازگارند ؟؟؟
چگونه در اولی توجه به سائل داشت و در دومی هیچ عکس العملی از حضرت ندیدم
؟؟


امامان معصوم(ع) به خصوص امير مومنان
علي(ع) كه امام اول و در راس عارفان بالله است، همگي انسان هاي كامل هستند، آنهم در نهايت كمال و وصول به حق تعالي. وقتي مي گوييم انسان كامل، يعني داراي مقام جمعي و در نهايت وصول و حضور قلب و توجه.
عرفا كسي را كامل و صاحب مقام جمعي مي دانند كه در حال توجه به كثرت از وحدت غفلت نمي كند و همچنين در حال توجه به وحدت از كثرت ها رويگردان و بي توجه نيست. از منظر ايشان كساني كه هنوز به اين مرحله نرسيده اند و با غرق شدن در بحر وحدت و خداوند، از كثرت ها غافل مي شوند و يا با ورود به عالم كثرت ها، جهت وحدت هستي را فراموش مي كنند، عارف كامل و صاحب مقام جمعي محسوب نمي شوند.علي(ع) كه امام عارفين است نيز داراي چنين مقامي بود. در نماز هم به خداوند توجه داشت و غرق حضور و درياي وحدت بود و هم از بندگان خدا غافل نبود و به فقرا توجه داشت و لذا انگشتري خود را به فقير داد و اين در عين حضور قلب و توجه كامل بود.
البته يك مرتبه از حضور قلب هم كه مربوط به مراتب پايين تر عرفان است اين است كه انسان با توجه به خدا از مردم و بندگان خدا غافل شود و جز حق همه را فراموش نمايد.
عرفا گويند اتفاقا مرتبه اول و جمعي حضور قلب كاملتر از مرتبه دوم است , زيرا در اين مرحله آنچنان بنده فاني در رب و وصل به اوست كه از آن مرتبه به شهود عالم مي پردازد و به اصطلاح مرتبه لاحجاب مطلق است . نه حضور غيب مانع حضور عالم شهود است و نه بالعكس . آنچه هيچ گاه در نمازهاي آنان وجود نداشته , حجاب شدن عالم شهود نسبت به عالم غيب است . به عبارت ديگر بايد دانست كه تفاوت امامان با برخي عرفاي ميان راه در آن است كه گروهي از عرفا وقتي در يكي از مقامات سير و سلوك هستند حضور در مقامات ديگر براي آنان به آساني ممكن نيست ولي امامان داراي آنچنان توانمندي روحي و معنوي هستند كه به آساني مي توانند دو عبادت نماز و زكات را همراه با يكديگر و بدون كاستي در حضور قلب و اخلاص انجام دهند و آنجا كه امور شخصي و مادي مطرح است , همان مقام معنوي خويش را حفظ كنند و درد جسمي , آنان را از حالت «وصال» و «مقام فنا» خارج نگرداند. به عبارت ديگر بايد دانست كه تفاوت امامان با برخى عرفا در آن است كه گروهى از عرفا وقتى در يكى از مقامات سير و سلوك هستند حضور در مقامات ديگر براى آنان به آسانى ممكن نيست ولى امامان داراى آنچنان توانمندى روحى و معنوى هستند كه به آسانى مى‏تواننددو عبادت نماز و زكات را همراه با يكديگر و بدون كاستى در حضور قلب و اخلاص انجام دهند و آنجا كه امور شخصى و مادى مطرح است، همان مقام معنوى خويش را حفظ كنند و درد جسمى، آنان را از حالت «وصال» و «مقام فناء» خارج نگرداند.
برخي گفته اند كه وقتي تير را از پاي حضرت خارج ساختند، حضرت متوجه نشد. اين معنا درست نيست.
خارج نمودن تير و تكان نخوردن حضرت به اين معنا نيست كه حضرت متوجه خروج تير و درد حاصل از آن نبود. اگر اينطور باشد كه دلالت بر نقصان علم و آگاهي حضرت مي كند. ايشان متوجه بود، ولي با توجه به خداوند و ارتباط معنوي با مبدا هستي آنچنان قدرتي در خويش احساس مي نمود كه مي توانست به راحتي درد تير را تحمل كند و آنچنان لذتي مي برد كه رنج و درد حاصل از تير برايش آسان مي نمود و اين باز حاصل همان مقام جمعي و اقتدار ولايي حضرت(ع) مي باشد.
شنيدن صداي سائل و به کمک او پرداختن، توجه به خويشتن نيست بلکه عين توجه به خداست. علي(ع) در حال نماز از خود بيگانه بود نه از خدا و مي
دانيم بيگانگي از خلق خدا بيگانگي از خداست. پرداختن زکات در حال نماز
انجام عبادت در ضمن عبادت است نه انجام يک عمل مباح در ضمن عبادت. آنچه با روح عبادت سازگار نيست، توجه به مسائل مربوط به زندگي مادي و شخصي است و اما توجه به آنچه در مسير رضاي خداست کاملا با روح عبادت سازگار است، علاوه معني غرق شدن در توجه به خدا اين نيست که انسان بي اختيار احساس خود را از دست بدهد بلکه با اراده خويش توجه خود را از آنچه در راه خدا و براي خدا نيست برمي گيرد
.
براي آگاهي بيشتر ر.ک: تفسير نمونه، دارالکتب الاسلاميه،
ج 4، ص 428


منبع: پرسمان
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “پرسش و پاسخ”