با سلام به همه
یک سوال مهم داشتم که از اساتید فن درخواست می کنم جواب بدهند:
اینکه مگر خداوند متعال در قران کریم نفرموده است که از من بخواهید و مرا
بخوانید ونه غیر من چرا ما شیعیان به ائمه اطهار تمسک میجوییم و می گوییم
یا امام رضا حاجت من رو بده و یا امام حسین حاجت من رو بده .
با تشکر .
چرا ما شیعیان به ائمه اطهار تمسک میجوییم نه به خدا خیلی مهم
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 2
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۷:۱۶ ب.ظ

-
- پست: 2244
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۵, ۱۱:۵۲ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 10691 بار
- سپاسهای دریافتی: 5476 بار
- تماس:
dargharn21 عزیز
ضمن خوش امد گویی خدمت شما ، لطفا برای دریافت پاسخ خود تاپیکهای زیر را مطالعه نمایید
شیعه و توسل
سوال در مورد توسل
توسل به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله)
موفق باشید
ضمن خوش امد گویی خدمت شما ، لطفا برای دریافت پاسخ خود تاپیکهای زیر را مطالعه نمایید
شیعه و توسل
سوال در مورد توسل
توسل به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله)
موفق باشید


-
- پست: 2
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۷:۱۶ ب.ظ
با تشکر از شما
من تاپیک های ذکر شده رو نگاه کردم در یکی که بحث کلا به
تقدیر و قضا قدر کشیده شده بود و یکی دیگه هم در مورد تبرک
جستن به پیامبر صلی الله علیه واله ....
اما سوال من اینست
که ایا مگر خدا خودش نعوذبالله بزرگی ندارد که او را به بزرگی
بندگانش قسم دهیم چه احتیاج که بندگان را واسطه قرار دهیم؟
حال انکه خدای منان خود دارای صفات وصف ناشدنی است .
من تاپیک های ذکر شده رو نگاه کردم در یکی که بحث کلا به
تقدیر و قضا قدر کشیده شده بود و یکی دیگه هم در مورد تبرک
جستن به پیامبر صلی الله علیه واله ....
اما سوال من اینست
که ایا مگر خدا خودش نعوذبالله بزرگی ندارد که او را به بزرگی
بندگانش قسم دهیم چه احتیاج که بندگان را واسطه قرار دهیم؟
حال انکه خدای منان خود دارای صفات وصف ناشدنی است .

-
- پست: 47
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۶, ۲:۰۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 7 بار
- سپاسهای دریافتی: 40 بار
با تشكر از mohsen1001 عزيز
يكى از اصول مسلم اسلامى «توحيد ربوبى» است. توحيد در ربوبيت، به اين معنا است كه «تنها خداوند مالك حقيقى عالم هستى است و تدبير همه موجودات عالم را بر عهدهدارد و مىتواند به صورت مستقل و بدون نياز به همكارى يا اذن و اجازه موجود ديگر، در امور هستى تصرف كند و آن را سامان دهد و اگر يكى از مخلوقات او، به تدبير و تنظيم امور موجود ديگرى دست مىزند، اين عمل او وابسته به اذن و اراده و قدرت خداوند و غيرمستقل است». براين اساس، هرگونه تدبير امور عالم هستى و برآوردن نيازها و حاجات موجودات - از جمله انسان - به طور مستقل از آن خداوند است و تنها او است كه حاجتها و نيازها را برطرف مىسازد. بله، غير خدا با اذن و اجازه خداوند و متكى به اراده و قدرت او مىتواند در تدبير پارهاى از امور انسان نقش داشته باشد. اما اين نقش استقلالى نيست؛ بلكه تبعى و با اذن و قدرت الهى است؛ يعنى، خداوند، خودش آنان را وسيله و سبب در انجام دادن و تدبير بعضى از امور قرار داده است. بنابراين ما مىتوانيم از اولياى الهى (پيامبران و ائمه معصومين(ع« بخواهيم حاجت ما را برآورند؛ اما بايد به اين نكته توجه كنيم كه آنان، هرگز نمىتوانند مستقل از اراده و مشيت الهى عمل كنند؛ زيرا آنان متكى به اراده، خواست و قدرت خداوند و واسطه در برآمدن حاجات ما مىباشند.
درباره حكمت اين كه چرا خداوند به بزرگان دين چنين نقشى را داده است و مردم مىتوانند در طلب حاجات خود به آنان به عنوان واسطه و سبب بنگرند، مىتوان گفت: اولاً از ان جا كه اولياى الهى، انسانهايى مثل خود ما هستند، مىتوانيم خيلى راحتتر و زودتر، رابطه عاطفى و نزديك با آنان برقرار كنيم. ثانياً، خداوند با اين كار، خواسته است اولياى خود را در كانون توجه و اقبال مردم قرار دهد و در عمل، مردم را اسوهها و الگوهاى هدايت ارجاع دهد تا مردم با مراجعه به آنان و الگوگيرى از ايشان، به طريق هدايت و سعادت دست يابند. با توجه به توحيد در ربوبيت، تنها خداوند مالك عالم هستى است و تنها او است كه مستقل و بدون اذن و اجازه موجود ديگر و بدون نياز به قدرت ديگرى، مىتواند در امور جهان هستى، تصرف كند و ساير موجودات و مخلوقات نيز، تنها با اذن و اراده خدا و متكى به قدرت او، مىتوانند در عالم هستى تأثيرگذار باشند. از آنجا كه خداوند عالم هستى و امور آن را براساس نظام اسباب و مسببات قرار داده است و فيض خود را از طريق مجارى و اسباب اعطا مىكند، براى نيل به مقصود، بايد به اين اسباب و وسايط متوسل شويم: ابى الله ان يجرى الاشياء الا بالاسباب، (بحارالانوار، ج 2، ص 90).
بر اين اساس، خداوندِ سببساز، خود، اولياى خويش را واسطه و سبب در برآمدن حاجات قرار داده و ما را امر به توسل كرده است: يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ اِبْتَغُوا إِلَيْهِ اَلْوَسِيلَةَ؛ اى مؤمنان! پرواى الهى داشته باشيد و به سوى او وسيله تحصيل كنيد ، (مائده، آيه 35). همچنان كه نماز و روزه و واجبات، وسيله تقرب به خدا هستند، دعاى پيامبران و اولياى معصوم و پاك نيز وسيله قرب به خداوند است. بنابراين اولياى الهى، اسباب و وسايلاند؛ اما توسل به آنان، با توجه به اين نكته است كه براى آنان اصالت قائل نيستيم و ايشان را فاعل مستقل نمىدانيم؛ بلكه هرگونه تأثيرگذارى آنان را متكى به اذن و اراده و قدرت خداوند مىدانيم. در حقيقت توسل به اسباب، هر چند به ظاهر توجه به آنان است؛ اما در حقيقت، مطلوب حقيقى خود خداوند است و در واقع توجه به اسباب، عين توجه به مسببالاسباب (خداوند) است. و به هر حال، همان گونه كه در مورد توسل بيان شد، توسل به معصومين نه با اعتقاد به الوهيت و خدايى آنهاست و نه با اعتقاد به ربوبيت آنان (يعنى اين كه آنان در افعال خود مستقل از خداوند و خارج از حيطه قدرت و اراده و خواست الهى عمل كنند).
يكى از اصول مسلم اسلامى «توحيد ربوبى» است. توحيد در ربوبيت، به اين معنا است كه «تنها خداوند مالك حقيقى عالم هستى است و تدبير همه موجودات عالم را بر عهدهدارد و مىتواند به صورت مستقل و بدون نياز به همكارى يا اذن و اجازه موجود ديگر، در امور هستى تصرف كند و آن را سامان دهد و اگر يكى از مخلوقات او، به تدبير و تنظيم امور موجود ديگرى دست مىزند، اين عمل او وابسته به اذن و اراده و قدرت خداوند و غيرمستقل است». براين اساس، هرگونه تدبير امور عالم هستى و برآوردن نيازها و حاجات موجودات - از جمله انسان - به طور مستقل از آن خداوند است و تنها او است كه حاجتها و نيازها را برطرف مىسازد. بله، غير خدا با اذن و اجازه خداوند و متكى به اراده و قدرت او مىتواند در تدبير پارهاى از امور انسان نقش داشته باشد. اما اين نقش استقلالى نيست؛ بلكه تبعى و با اذن و قدرت الهى است؛ يعنى، خداوند، خودش آنان را وسيله و سبب در انجام دادن و تدبير بعضى از امور قرار داده است. بنابراين ما مىتوانيم از اولياى الهى (پيامبران و ائمه معصومين(ع« بخواهيم حاجت ما را برآورند؛ اما بايد به اين نكته توجه كنيم كه آنان، هرگز نمىتوانند مستقل از اراده و مشيت الهى عمل كنند؛ زيرا آنان متكى به اراده، خواست و قدرت خداوند و واسطه در برآمدن حاجات ما مىباشند.
درباره حكمت اين كه چرا خداوند به بزرگان دين چنين نقشى را داده است و مردم مىتوانند در طلب حاجات خود به آنان به عنوان واسطه و سبب بنگرند، مىتوان گفت: اولاً از ان جا كه اولياى الهى، انسانهايى مثل خود ما هستند، مىتوانيم خيلى راحتتر و زودتر، رابطه عاطفى و نزديك با آنان برقرار كنيم. ثانياً، خداوند با اين كار، خواسته است اولياى خود را در كانون توجه و اقبال مردم قرار دهد و در عمل، مردم را اسوهها و الگوهاى هدايت ارجاع دهد تا مردم با مراجعه به آنان و الگوگيرى از ايشان، به طريق هدايت و سعادت دست يابند. با توجه به توحيد در ربوبيت، تنها خداوند مالك عالم هستى است و تنها او است كه مستقل و بدون اذن و اجازه موجود ديگر و بدون نياز به قدرت ديگرى، مىتواند در امور جهان هستى، تصرف كند و ساير موجودات و مخلوقات نيز، تنها با اذن و اراده خدا و متكى به قدرت او، مىتوانند در عالم هستى تأثيرگذار باشند. از آنجا كه خداوند عالم هستى و امور آن را براساس نظام اسباب و مسببات قرار داده است و فيض خود را از طريق مجارى و اسباب اعطا مىكند، براى نيل به مقصود، بايد به اين اسباب و وسايط متوسل شويم: ابى الله ان يجرى الاشياء الا بالاسباب، (بحارالانوار، ج 2، ص 90).
بر اين اساس، خداوندِ سببساز، خود، اولياى خويش را واسطه و سبب در برآمدن حاجات قرار داده و ما را امر به توسل كرده است: يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ اِبْتَغُوا إِلَيْهِ اَلْوَسِيلَةَ؛ اى مؤمنان! پرواى الهى داشته باشيد و به سوى او وسيله تحصيل كنيد ، (مائده، آيه 35). همچنان كه نماز و روزه و واجبات، وسيله تقرب به خدا هستند، دعاى پيامبران و اولياى معصوم و پاك نيز وسيله قرب به خداوند است. بنابراين اولياى الهى، اسباب و وسايلاند؛ اما توسل به آنان، با توجه به اين نكته است كه براى آنان اصالت قائل نيستيم و ايشان را فاعل مستقل نمىدانيم؛ بلكه هرگونه تأثيرگذارى آنان را متكى به اذن و اراده و قدرت خداوند مىدانيم. در حقيقت توسل به اسباب، هر چند به ظاهر توجه به آنان است؛ اما در حقيقت، مطلوب حقيقى خود خداوند است و در واقع توجه به اسباب، عين توجه به مسببالاسباب (خداوند) است. و به هر حال، همان گونه كه در مورد توسل بيان شد، توسل به معصومين نه با اعتقاد به الوهيت و خدايى آنهاست و نه با اعتقاد به ربوبيت آنان (يعنى اين كه آنان در افعال خود مستقل از خداوند و خارج از حيطه قدرت و اراده و خواست الهى عمل كنند).