مانده ام تنها سالار مضطرّ من !

مدیران انجمن: دموع الأنتظار, شورای نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

مانده ام تنها سالار مضطرّ من !

پست توسط محمد علي »

[align=center]بسم الله الرحمن الرحیم  

امشب میلاد بانوی صبر است ، اما او برای حسین (ع) آفریده شد و حیفم اومد امشب یه سر به کربلا نزنیم :


 [stream]http://www.eteghadat.com/Files/Sounds/a ... mTanha.mp3[/stream] 


[align=center]بي كس و بي يار و ياور در دل صحرا
كارواني بي پناه و يك زن تنها

گر چه از پا در نياورد ، زخم شمشيرم
روي خاك غم نوشتم ، بي تو مي ميرم !

به خدا با دست بسته ام
به زمين هر جا نشسته ام
نقش كردم عشق من حسين(ع)
به سر انگشت خسته ام


وقتي نامت مي آمد بر لب من
لب هاي تو مي گفت زينب من

مانده ام تنها سالار مضطرّ من ، بعد تو شد خاك عالم بر سر من

تر شد از خون ترت جام قنوت من
اين چنين بشكسته شد مُهر سكوت من

زينب تنها و درد و بزم نامردان !
آن لبان و خيزران و آيه ي قرآن

گر چه بودم در كنار تو
دل تنگم بي قرار تو
شيشه ي قلب مرا شكست
دل سنگ نيزه دار تو !


هر كجايي نام تو ، مشق زينب(س)
مي نويسم روي قبرم عشق زينب(س)

مانده ام تنها سالار مضطرّ من ، بعد تو شد خاك عالم بر سر من

مي شود سرّ درونم ، از رُخم خوانده
يادگارت بين خاك شام جا مانده!

با نفسهايش تو را يك دم صدا مي زد
پيش چشم تر من دست و پا مي زد

به پس چشمان بسته اش
به روي پاي شكسته اش
ز رخت خونابه پاك كرد ...
به دو دست پير و خسته اش

چه گذشته در ويرانه، بر دل من ؟
چشم نيمه باز او قاتل من !


مانده ام تنها سالار مضطرّ من ، بعد تو شد خاك عالم بر سر من

هر زماني كه مي آمد ناله ي مادر
روي نيزه بغض مي كرد ساقي لشكر

حاجت مرحم ندارد زخمي احساس
درد بي درمان زينب(س) دوري عباس(ع)

شفق مه روی نيزه شد
ز كدامين سو به نيزه شد ؟
نزد جاي خنجر عدو
سرش از پهلو به نيزه شد
 


-------------------------------------------

راست کلیک ، save target as ...

 مانده ام تنها سالار مضطر من ، بعد تو شد خاك عالم بر سر من  
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
ارسال پست

بازگشت به “مداحی و روضه”