فلسفه و ضرورت بعثت پيامبران (نبوت عامه)

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Administrator
Administrator
پست: 2244
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۵, ۱۱:۵۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 10691 بار
سپاس‌های دریافتی: 5476 بار
تماس:

فلسفه و ضرورت بعثت پيامبران (نبوت عامه)

پست توسط Mohsen1001 »

 فلسفه و ضرورت بعثت پيامبران (نبوت عامه) 

نبوت يعني خبر دادن از حق تعالي، كه اين مسئوليت خطير را شخص نبي به عهده دار، البته در راستاي اين امر كسي از بشر ميان خداوند متعال و نبي واسطه نيست.
بني مي تواند صاحب شريعت باشد، مانند پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله يا اينكه شريعتي ندارد مانند حضرت يحيي عليه السلام.

در شريعت اسلام اعتقاد به نبي لازم و ضروري است و جزو اصول دين به حساب مي آيد و البته اعتقاد نشأت گرفته از يقين و استدلال.
براستي اگر انبياء الهي نبودند وظيفه بندگان خدا چه بود؟ چگونه به وظايف خود پي مي بردند؟ بندگان چگونه از دستورات خالق متعال به ايشان آگاه مي شدند؟ و...
خداوند متعال انبياء را قرار داده است تا از طريق ايشان تكاليف الهي به بندگان ابلاغ شود.
خداوند متعال انبياء را حجت بر جميع مخلوقات، همچون چراغهاي هدايت در تاريكيهاي جهالت بندگان قرار داده است. امام فرمايش مولاي متقيان، امير المومنان حضرت علي عليه السلام در اين زمينه:

----------
الغاية من ارسال الانبياء عليهم السلام في كلامه عليه السلام:
وَ اصْطَفَى سُبْحَانَهُ مِنْ وَلَدِهِ أَنْبِيَاءَ أَخَذَ عَلَى الْوَحْيِ مِيثَاقَهُمْ وَ عَلَى تَبْلِيغِ الرِّسَالَةِ أَمَانَتَهُمْ لَمَّا بَدَّلَ أَكْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اللَّهِ إِلَيْهِمْ فَجَهِلُوا حَقَّهُ وَ اتَّخَذُوا الْأَنْدَادَ مَعَهُ وَ اجْتَالَتْهُمُ الشَّيَاطِينُ عَنْ مَعْرِفَتِهِ وَ اقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبَادَتِهِ فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ وَ يُرُوهُمْ آيَاتِ الْمَقْدِرَةِ مِنْ سَقْفٍ فَوْقَهُمْ مَرْفُوعٍ وَ مِهَادٍ تَحْتَهُمْ مَوْضُوعٍ وَ مَعَايِشَ تُحْيِيهِمْ وَ آجَالٍ تُفْنِيهِمْ وَ أَوْصَابٍ تُهْرِمُهُمْ وَ أَحْدَاثٍ تَتَابَعُ عَلَيْهِمْ وَ لَمْ يُخْلِ اللَّهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ أَوْ كِتَابٍ مُنْزَلٍ أَوْ حُجَّةٍ لَازِمَةٍ أَوْ مَحَجَّةٍ قَائِمَةٍ رُسُلٌ لَا تُقَصِّرُ بِهِمْ قِلَّةُ عَدَدِهِمْ وَ لَا كَثْرَةُ الْمُكَذِّبِينَ لَهُمْ مِنْ سَابِقٍ سُمِّيَ لَهُ مَنْ بَعْدَهُ أَوْ غَابِرٍ عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ عَلَى ذَلِكَ نَسَلَتِ الْقُرُونُ وَ مَضَتِ الدُّهُورُ وَ سَلَفَتِ الْآبَاءُ وَ خَلَفَتِ الْأَبْنَاءُ. نهج ‏البلاغة ص : 44

فلسفه بعثت پيامبران در فرمايش حضرت علي عليه السلام:
خداوند پيمان وحي را از پيامبران گرفت تا امانت رسالت را به مردم برسانند، آنگاه كه در عصر جاهليت بيشتر مردم، پيمان خدا را ناديده انگاشتند و حق پروردگار را نشناختند و برابر او به خدايان دروغين روي آوردند و شيطان مردم را از معرفت خدا باز داشت و از پرستش او جدا كرد، خداوند پيامبران خود را مبعوث فرمود و هر چندگاه متناسب با خواسته هاي انسانها، رسولان خود را پي در پي اعزام كرد تا وفاداري به پيمان فطرت را از آنان باز جويند و نعمتهاي فراموش شده را به ياد آورند و با ابلاغ احكام الهي حجت را بر آنها تمام نمايند و توانمنديهاي پنهان شده عقلها را آشكار سازند و نشانه هاي قدرت خداوند را معرفي كنند. مانند: سقف بلند پايه آسمانها بر فراز انسانها، گهواره گسترده زمين در زير پاي آنها و وسايل و عوامل حيات و زندگي و راههاي مرگ و مردن و مشكلات و رنجهاي پيركننده و حوادث پي در پي كه همواره بر سر راه آدميان است.
خداوند هرگز انسانه ارا بدون پيامبر، يا كتابي آسماني، يا برهاني قاطع يا راهي استوار رها نساخته است. پيامبراني كه با اندك بودن باران و فراواني انكار كنندگان، هرگز در انجام وظيفه خود كوتاهي نكردند.
بعضي از پيامبران، بشارت ظهور پيامبر آينده را دادند و برخي ديگر را پيامبران گذشته معرفي كردند. بدين گونه قرنها پديد آمد و روزگاران سپري شد، پدران رفتند و فرزندان جاي آنها را گرفتند.

و من كلام له عليه السلام :
فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً ص بِالْحَقِّ لِيُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ إِلَى عِبَادَتِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ الشَّيْطَانِ إِلَى طَاعَتِهِ بِقُرْآنٍ قَدْ بَيَّنَهُ وَ أَحْكَمَهُ لِيَعْلَمَ الْعِبَادُ رَبَّهُمْ إِذْ جَهِلُوهُ وَ لِيُقِرُّوا بِهِ بَعْدَ إِذْ جَحَدُوهُ وَ لِيُثْبِتُوهُ بَعْدَ إِذْ أَنْكَرُوهُ فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِي كِتَابِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونُوا رَأَوْهُ بِمَا أَرَاهُمْ مِنْ قُدْرَتِهِ وَ خَوَّفَهُمْ مِنْ سَطْوَتِهِ وَ كَيْفَ مَحَقَ مَنْ مَحَقَ بِالْمَثُلَاتِ وَ احْتَصَدَ مَنِ احْتَصَدَ بِالنَّقِمَاتِ.

همچنين مي فرمايند:
خداوند متعال حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم را به حق برانگيخت تا بندگان خود را از پرستش دورغين بتها رهايي بخشيده به پرستش خود راهنمايي كند و آنان را از پيروي شيطان نجات داده به اطاعت خود كشان، با قرآني كه معني آن را آشكار كرد و اساسش را استوار فرمود تا بندگان عظمت و بزرگي خدا را بدانند كه نمي دانستند و به پروردگار اعتراف كنند پس از انكارهاي طولاني اعتراف كردند و او را پس از آنكه نسبت به خداوند آشنايي نداشتند به درستي بشناسند.
پس خداي سبحان در كتاب خود بي آنكه او را بنگرند خود را به بندگان شناساند و قدرت خود را به همه نماياند و از قهر خود ترساند و اينكه چگونه با كيفرها ملتي را كه بايد نابود كند از ميان برداشت و آنان را چگونه با داس انتقام درو كرد.
----------

به راستي كه اميرالمومنين علي عليه السلام چه زيبا فلسفه بعثت پيامبران را بيان مي فرمايند:

----------
ايضا في خطبة منه عليه السلام:
...وَ هُوَ الَّذِي أَسْكَنَ الدُّنْيَا خَلْقَهُ وَ بَعَثَ إِلَى الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ رُسُلَهُ لِيَكْشِفُوا لَهُمْ عَنْ غِطَائِهَا وَ لِيُحَذِّرُوهُمْ مِنْ ضَرَّائِهَا وَ لْيَضْرِبُوا لَهُمْ أَمْثَالَهَا وَ لِيُبَصِّرُوهُمْ عُيُوبَهَا وَ لِيَهْجُمُوا عَلَيْهِمْ بِمُعْتَبَرٍ مِنْ تَصَرُّفِ مَصَاحِّهَا وَ أَسْقَامِهَا وَ حَلَالِهَا وَ حَرَامِهَا وَ مَا أَعَدَّ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِلْمُطِيعِينَ مِنْهُمْ وَ الْعُصَاةِ مِنْ جَنَّةٍ وَ نَارٍ وَ كَرَامَةٍ وَ هَوَانٍ.

... او خدايي است كه دنيا را مسكن مخلوقات برگزيد و پيامبران خود را به هدايت جن و انس فرستاد تا دنيا را آنگونه كه هست بشناسانند و از زيانهاي دنيا بر حذر دارند و با مطرح كردن مثلها عيوب دنيا پرستي را نشان دهند و آنچه را كه مايه عبرات است تذكر دهند، از تندرستي ها و بيماريها از حلال و حرام و آنچه را كه خداوند براي بندگان اطاعت كننده و نافرمان از بهشت و جهنم آماده كرده كه وسيله كرامت يا سقوط و پستي است بازگو نمايند.

...وَ مَا بَرِحَ لِلَّهِ عَزَّتْ آلَاؤُهُ فِي الْبُرْهَةِ بَعْدَ الْبُرْهَةِ وَ فِي أَزْمَانِ الْفَتَرَاتِ عِبَادٌ نَاجَاهُمْ فِي فِكْرِهِمْ وَ كَلَّمَهُمْ فِي ذَاتِ عُقُولِهِمْ فَاسْتَصْبَحُوا بِنُورِ يَقَظَةٍ فِي الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ وَ الْأَفْئِدَةِ يُذَكِّرُونَ بِأَيَّامِ اللَّهِ وَ يُخَوِّفُونَ مَقَامَهُ بِمَنْزِلَةِ الْأَدِلَّةِ فِي الْفَلَوَاتِ مَنْ أَخَذَ الْقَصْدَ حَمِدُوا إِلَيْهِ طَرِيقَهُ وَ بَشَّرُوهُ بِالنَّجَاةِ وَ مَنْ أَخَذَ يَمِيناً وَ شِمَالًا ذَمُّوا إِلَيْهِ الطَّرِيقَ وَ حَذَّرُوهُ مِنَ الْهَلَكَةِ وَ كَانُوا كَذَلِكَ مَصَابِيحَ تِلْكَ الظُّلُمَاتِ وَ أَدِلَّةَ تِلْكَ الشُّبُهَاتِ

... خداوند كه نعمتهاي او گرانقدر است در دورانهاي مختلف روزگار و در دوران جدايي از رسالت و بندگاني داشته كه با آنان در گوش جانشان زمزمه مي كرد و در درون عقلشان با آنان سخن مي گفت. آنان چراغ هدايت را با نو بيداري در گوش ها و ديده ها و دلها بر مي افروختند . روزهاي خدايي را به ياد مي آوردند و مردم را از جلال و بزرگي خدا مي ترساندند.
آنان نشانه هاي روشن خدا در بيابان هايند، آن را كه راه ميانه در پيش گرفت مي ستودند و به رستگاري بشارت مي دادند و روش آن را كه به جانب چپ يا راست كشانده مي شد، زشت مي شمردند و از نابودي هشدار مي دادند، همچنان چراغ تاريكيها و راهنماي پرتگاهها بودند.
ارسال پست

بازگشت به “پیغمبر شناسی”