.
[font=Times New Roman]« بسم الله الرَّحمن الرَّحیم »
سلام
بحث اساسی وجالبی رو شروع کردید که امید ورام در پایان این بحث به دلایل روانی بحث غیبت کردن برسیم و ببینیم که واقعا چرا این عادت زشت
و قبیح در بین مردم چنان رواج پیدا کرده که قبح و زشتی اون تقریبا از بین رفته و طوری شده که فرد میدونه داره غیبت می کنه ولی باز ادامه می ده
و بعضا شده که خودش میگه :
« حالا غیبتش نباشه ها ... ولی اون روز فلانی اون کار رو کرد که .... » وادامه می ده ...... .
جالبه ، خودش میگه غیبتش نباشه ولی بازم حرفشو می زنه . خوب اگه غیبته و تو می دونی کاره زشتی هست چرا ادامه می دی ؟!
بگذیرم
_____________________
توی اولین پست این تاپیک دوست محترممون دوتا سوال پرسیده بودن که ان شاء الله به ترتیب جواب خواهم داد :
واما ...
[font=Times New Roman]ــ پاسخ سوال اول :
پرسیده بودید :
« چرا غیبت می کنیم ؟ »
به نظر من یکی از دلایل غیبت کردن می تونه
« تجسس بی جا » در زندگی شخصی دیگران باشه .
یعنی بعضی از افراد خیلی دوست دارن که از زندگی خصوصی دیگران آگاه بشن ، یعنی این طوری هستن که مثلا تا از همه مسایل زندگی
اون فرد سر در نیارن ، ، نمی توننن شب راحت بخوابن !

( واقعا عجیبه ؟؟ ولی متاسفانه چنین افرادی توی جامعه کم نیستن ... )
برای همین شروع می کنن به صحبت کردن با شخص سومی که بیشتر با اون فرد اول دوست هست یا به اون نزدیکتره و خلاصه سر صحبت
رو باز می کنن و با پرسیدن همون سوال اول و جواب گرفتن ، سوال دومی هم به ذهنشون می رسه و می پرسن و الی آخر و این بحث اون قدر
ادامه پیدا می کنه
( البته بحثی که تا الان دیگه تبدیل شد به غیبت کردن و ... ) تا جایی که می رسه به گرفتن نتایج بد اخلاقی و گاهی اوقات
حسادت ها و حسرت خوردن ها و .... که آخر سر منجر میشه به بوجود آمدن کلی مشکلات و گناهان دیگه علاوه بر غیبت . که وقتی نگاه می کنی
می بینی اگه از همون اول این فرد شروع کننده سرش به کار و زندگی خودش گرم بود و کاری به مسایل خصوصی دیگران نداشت ، نه خودش این قدر
توی گناه میفتاد و نه اینکه اینقدر از نظر روانی هم دچار مشکل میشد .
ــ « تجسس » توی زندگی دیگران ، یکی عوامل غیبت کردن هست ولی به خودی خود باعث به وجود آمدن کلی از مشکلات دیگه و گناهان دیگه
هم میشه که
در درجه اول فقط به خود این فرد متجسس آسیب می زنه به طوری که اثرات نا مطلوب روانی روی این شخص خواهد گذاشت و
اون رو از زندگی راحت و آسوده باز میداره . چون طبیعی است که کسی که دائم حواسش به بالا و پایین رفتن های زندگی دیگران هست ،
نمی تونه به نحو احسن به زندگی خودش برسه و اون راحتی و آسایش رو داشته باشه !
پاسخ سوال دوم در پست بعد ...
.