چرا بعضی ها سید و بعضی ها نه ؟

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
New Member
New Member
پست: 19
تاریخ عضویت: شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۶, ۶:۴۳ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 16 بار

چرا بعضی ها سید و بعضی ها نه ؟

پست توسط کاظم »

به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به دوستان اعتقادی :d
چرا برخی افراد سید هستند و بعضی ها نه ؟؟؟
من علاقه خاصی به سید ها دارم در این سایت سید هم داریم؟؟
در همین تاپیک احادیث مربوط به سید و اولاد پیامبر و... رو بزارید
یا حق
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: چرا بعضی ها سید و بعضی ها نه ؟

پست توسط محمد علي »

  المومنین علی (علیه السلام) :  
 

هر كه به يكى از فرزندان من (=سادات) نيكى كند ، امّا او جبران نكند ، من برايش جبران خواهم كرد !

 
 
(الأمالى ، شیخ طوسى 355)  
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
New Member
New Member
پست: 15
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۶, ۱۱:۲۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 10 بار
سپاس‌های دریافتی: 10 بار

Re: چرا بعضی ها سید و بعضی ها نه ؟

پست توسط salmina »

کاظم نوشته شده:به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به دوستان اعتقادی :d
چرا برخی افراد سید هستند و بعضی ها نه ؟؟؟
من علاقه خاصی به سید ها دارم در این سایت سید هم داریم؟؟
در همین تاپیک احادیث مربوط به سید و اولاد پیامبر و... رو بزارید
یا حق



سوال جالبی بود.
واقعا چرا بعضی سیدن؟
الهی انت کما احب فجعلنی کما تحب . امام علی (علیه السلام)
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 802
تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1712 بار
سپاس‌های دریافتی: 2245 بار
تماس:

Re: چرا بعضی ها سید و بعضی ها نه ؟

پست توسط محب فاطمه »

 بسم الله الرحمن الرحيم  

   علي الحسين (ع) و علي عليّ بن الحسين (ع) و علي اولاد الحسين (ع) و علي اصحاب الحسين (ع)   


چرا بعضي ها سيد و بعضي ها نه ؟

کسانی که نسب آنان به پیامبر و امیرالمؤمنین(عليهم صلوات الله) برسد اصطلاحاً به آنان سیّد می‌گویند. شخص سیّد یا غیر سیّد از نظر انسانی و از نظر شخصیتی فرقی ندارند.

مسلمانان به جهت احترام به پیامبر، به خویشاوندان او احترام می گذارند و آنان را آقا و سیّد می دانند. در فقه احکامی برای آنان هست، از جمله: گرفتن زکات بر آنان جائز نیست و به جای آن خمس به سادات فقیر پرداخت می‌شود.

سیادت از رسول اکرم(ص) شروع شد. سیادت یک نوع شرافت معنوی است که در دودمان پیغمبر اسلام(ص) وجود دارد. اساساً این یک موضوع عمومی است که دودمان و فرزندان شریف و برجسته به تناسب مقام بزرگ خا ندان آن ها میان تمام اقوام دارای احترام و شخصیت هستند. بنابراین احترام و شخصیت "سیادت" در نظر ما برای همان نسبتی است که با بزرگ ترین شخصیت عالم انسانیت یعنی پیغمبر اسلام(ص) دارند.
کلمه "سید" که در لغت عرب به معنای "آقا" است، روی همین نظر به آن ها اطلاق می شود. ریشه سیادت همان عظمت پیامبر(ص) و علی(ع) از نظر صفات و روحیات و اعمال است. آن ها به خاطر شخصیت والای شان آقا و بزرگ بودند. البته شعاع این سیادت و بزرگی به جدّ اعلای پیامبر "هاشم" می رسد.
فرزندان او نیز از این راه کسب افتخار می کنند.
ناگفته پیدا است که انتساب به پیامبر نمی تواند توجیه کننده کم ترین تخلف باشد و از نظر قوانین تفاوتی با دیگران ندارند.
نیز اگر در قیامت مستحق عذاب و جهنم باشند،‌ کیفر خواهند دید. قرآن کریم ملاک برتری افراد را تقوا دانسته و فرمود:

"همانا گرامی ترین شما پیش خدا با تقواترین شما است".

همچنین از نظر قرآن در قیامت همة علاقه ها و نسب ها قطع می شود:‌

"هنگامی که در صور دمیده شود، هیچ گونه نسبی میان آن ها نخواهد بود".

امام زین العابدین(ع) فرمود:

"خداوند بهشت را برای کسی آفریده که اطاعت فرمان او کند و نیکوکار باشد، هرچند برده ای از حبشه باشد، و دوزخ را برای کسی آفریده است که نافرمانی او کند، هر چند فرزندی از قریش باشد".

از آن جایی که ملاک قرب معنوی،‌ پاکی و شایستگی است،‌ نه حَسَب و نسب، در تاریخ زندگی پیامبر(ص) و امامان بزرگوار می خوانیم که بعضی از نزدیک ترین افراد منتسب به خود را به خاطر عدم ایمان یا انحراف از خط اسلام رسماً طرد کردند و از آن ها تنفر و بیزاری جستند.

همان گونه که رسول خدا(ص) جعفر فرزند امام علی النقی(ع) را "جعفر کذاب" خواند. او مردی نا اهل و عیاش بود و پس از وفات امام عسکری(ع) به دروغ ادعای امامت نمود و عده‌ای را به گمراهی کشید. مرحوم شیخ عباس قمی دربارة این شخص گفته:

"جعفر مثلش مثل فرزند حضرت نوح پیغمبر است و ملقب به کذّاب است".

راجع به فضائل سادات


نقل از كتاب ((روح و ريحان )) چون اين گنجينه متضمن آداب و سنن و دستوراتى از اهل بيت عصمت و هم چنين متضمن فضائل و مناقب آن ها بود لذا در خاتمه آن اشاره به بعضى از فضائل سادات و ذريه رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) و امتياز آن ها مي نماييم :

مقدمه در بيان كثرت ذريه نبويه است قال الله تعالى مجده :

اءنا اءعطيناك الكوثر، علماء تفسير، در معنى كوثر اختلاف كثير كرده اند و بعد ده وجه ذكر مى فرمايند كه از جمله آن ها ((خير كثير)) است كه خداوند به آن بزرگوار عطا فرموده و ديگر حوض موعود است كه در كنارش فرداى قيامت كثرت مى شود و ديگر كثرت نسل و ذريه فاطميه است از سادات بنى الحسن (عليه السلام ) و بنى الحسين (عليه السلام ).


پس از آن مى فرمايد: و حق اين است كه ((خير كثير)) جامع تمام معانى مسطوره است ؛ پس اين كلمه مباركه با اختصار لفظ مفيد معانى كثيره است ليكن ظهورش در دو معنى است :
اول : حوض موعود كه ارض آن از بصراى شام است تا صنعاى يمن .
دوم : كه اظهر است از معنى اول ، كثرت نسل و ذريه است به قرينه ان شانئك هو الاءبتر(1)


و يعنى به قدرى از نسل فاطمه (عليه السلام ) اولاد پديدار شده كه شمارش نمى توان كرد و تا روز قيامت رشته آن ها متصل خواهد بود .

راجع به ده خصيصه اى كه مرحوم حاج ملا باقر در كتاب ((روح و ريحان )) خود نقل فرموده ما فقط مختصرا به چهار خصيصه آن اشاره مى كنيم :

خصيصه اول - در كتاب ((مكارم الاخلاق )) از مفضل بن يونس نقل شده كه گفت : در منزل خود بودم كه خادم من آمد و گفت به در خانه مردى است مُكَنّى به ابى الحسن و موسوم به موسى بن جعفر (عليه السلام ).

گفتم : اى غلام ! اگر راست بگوئى از اين مژده آزادى . پس دويدم به درب خانه و از حضرت تقاضا كردم پياده شوند اجابت فرمودند همين كه داخل خانه شدند خواستم آن جناب را در صدر مجلس بنشانم فرمودند: صاحب خانه سزاوارتر است به صدر مجلس مگر اين كه در ميان جمع مردى از بنى هاشم باشد پس در صدر جلوس فرمودند.

از اين حديث و حديث قدمو اقريشا و لا تقدموهم ظاهر است كه در هيچ مقام تقدم بر سادات روا نيست و ابن خالويه نحوى گفته :

يعنى اگر صدر نشين هر مجلسى سيد هاشمى نباشد پس خيرى نيست در كى كه قرار گرفته در صدر ملس ؛ چه بسيار از بنى هاشم مرا گفتند تو را پياده مى بينم پس مى گفتم در جواب هر يك پياده بودن من به جهت سواره بودن توست يعنى به احترام تو پياده شدم .
(2)

خصيصه دوم - راجع به استجابت دعاى اطفال بنى هاشم است . در ((صحيفه رضويه )) از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت شده كه فرمود:

دعاء اءطفال ذريتى مستجاب مالم يقار(3) فو الذنوب ؛

يعنى دعاى اطفال ذريه من مستجاب است مادامى كه به گناه نزديك نشده يا كسب گناه نكرده باشند. و قطب راوندى همى حديث را در كتاب ((خرائج )) ذكر كرده است .

و هرگاه به دنيا آيد نوزادى از آل پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به تحقيق زياد شده در شجره بزرگوارى ، شاخه اى .
خلاصه ؛ اطفال و ذريه نبويه و علويه و فاطميه را نتوان به اطفال ديگران قياس كرد.

خصيصه سوم - در موضوع بوسيدن سر يا دست اشخاص . كلينى رحمة الله در كتاب ((كافى )) از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود:

لا يقبل راءس اءحد و لا يده الا رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم )! و من اءريد به رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ).

بوسيدن سر و دست احدى بجز حضرت ختمى مآب جايز نيست مگر آن كسى را كه اراده آن بزرگوار بوده بعضى تصريح كرده اند كه مراد از كلمه ((اءريد به )) فقط على (عليه السلام ) است ؛ بنابراين لازمه اش اين است كه دست و سر ساير ائمه را نتوان بوسيد و حال اينكه منافى است با اخبارى كه در كتاب كافى است پس مى توان گفت مراد تمام ساداتند.(4)

خصيصه چهارم - كلينى در كتاب ((كافى )) نقل فرموده كه پيغمبر خطبه اى خواند و در آخر خطبه فرمود:
اءيها الناس عظموا اءهل بيتى فى حياتى و من بعدى و اءكرموهم و فضلوهم فانه لا يحل لاحد يقوم من مجلسه الا لاءهل بيتى ؛


 
يعنى اى مردم ! بزرگ بشماريد اهل بيت مرا در حيات من و بعد از من و اكرام نمائيد آن ها را و برترى دهيد، حلال و جايز نيست از براى احدى كه قيام كند مگر براى اهل بيت من .  



و نيز فرمودند: من رآى اءولادى و لم يقوم بين يديه فقد جفانى و من جفانى فهو منافق .
 فرمود: هر كس ببيند اولاد مرا و قيام نكند پيش پاى او، به من جفا كرده و كسى كه به من جفا كند منافق است .  

و نيز در بعضى از كتب معتبره ديده شده كه حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:


من رآى اءولادى و لا يقوم قياما تاما ابتلاه الله ببلاء لادواء له ؛



 
[HIGHLIGHT=#d7e3bc]يعنى هر كس ببيند اولاد مرا و بر نخيزد بتمام قامت ، خداوند او را مبتلا به بلائى مى كند كه دوا نداشته باشد. پس از جمعى اخبار بر مى آيد كه احترام و قيام براى سادات اختصاصى دارد. (5)  



  

 (1) سوره كوثر 108، آيه 3.
(2) ((روح و ريحان )) ص 31 - 33.  (3) ((يقاربوا)) در بعضى از مآخذ آمده است .
(4) ((روح و ريحان )) ص 34.
(5) ((روح و ريحان )) ص 34. 
تصویر
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 802
تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1712 بار
سپاس‌های دریافتی: 2245 بار
تماس:

Re: چرا بعضی ها سید و بعضی ها نه ؟

پست توسط محب فاطمه »

در شرح فضائل خاصه به سادات كه مرحوم حاج ملا باقر در كتاب ((روح و ريحان )) خود به عنوان ((فارة مسكية )) پنجاه فضيلت را خلاصه فرموده ما نيز به طور خلاصه بعضى از آن فضائل را مى نگاريم :


اول - كثرت اولاد اين سلسله است كه در شرق و غرب عالم پراكنده اند.


دوم - تمام اهل عالم مامورند خمس اموال خود را كه حقوق سادات است حمل كنند و به اين فرقه شريفه برسانند.


سوم - صدقات و زكوة كه اوساخ و اقذار اموال مردم است بر آن ها حرام مى باشد تا تميز داده شود علو مقام سادات از سايرين .


چهارم - از زمان نزول آيه خمس تا روز قيامت احدى نيست كه بميرد مگر اين كه از حقوق ايشان بر ذمه اوست مگر كسانى كه مكلف نيستند.


پنجم - هر يك از افراد بشر در هر مقام باشند ولو پادشاهى تمناى اين شرافت را مى كنند ولى اين فرقه جليله آرزوى مقام و انتساب به احدى را نمى كنند چنان كه عبدالله بن حسن مثنى فرمود.


ششم - خداوند سبحان تصريحا امر به دوستى ايشان فرموده .


هفتم - نمازها مقبول و صحيح نيست جز به ذكر ايشان مخصوصا در تشهد.


هشتم - در مفاخر و مناقب ايشان اختلافى نيست مگر در تقديم و تاخير از آن چه در صدر اسلام واقع گرديد.


نهم - احدى نتوانسته از عموم اين جماعت نظما و نثرا هجو كند كه هجاء ايشان راجع به خدا و رسول است و موجب عقوبات شديده است در آخرت .


دهم - دعوى خلافت حقه از ايشان مطابق و موافق با قرآن است كه ذرية بعضها من بعض .
يازدهم - خداوند محبت ايشان را عين محبت پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و محبت آن حضرت را عين محبت خود قرار داد.
دوازدهم - سلطنت حقه را در آخر دنيا تا روز قيامت براى ايشان قرار داده .


سيزدهم - ايشان را در طهارت ولادت و غير آن با پيغمبر معظم شريك فرمود به نص قرآن .


چهاردهم - خداوند در موارد عديده در قرآن بر ايشان سلام فرمود.


پانزدهم و شانزدهم - بنابر خبرى كه در كتاب ((معانى الاخبار)) است كه حضرت صادق (عليه السلام ) فرمودند: ولدالزنا را علاماتى
است كه اول آن ها بغض ما اهل بيت است .
نوزدهم - هر كس منكر حق ايشان است نماز و عبادات ديگر او مقبول نيست .


بيست و دوم - از براى محسنين از سادات دو اجر است و از براى مسيئين ايشان دو عقوبت است چنان كه شيخ صدوق در ((اعتقادات )) خود فرموده .


بيست و سوم - خاتم انبيا در دعا عرض مى كند: اللهم انهم عترة رسولك فهب مسيئهم لمحسنهم و هبهم لى ؛
ترجمه : يعنى خداوندا، اينها عترت منند بدانشان را به نيكانشان ببخش و نيكانشان را به من ببخش .



چهل و دوم - فرداى قيامت تمام مردم به اسم مادران خوانده مى شوند مگر على (عليه السلام ) و ذريه آن جناب كه به نام پدرانشان خوانده مى شوند به جهت صحت ولادتشان و نسبت آن ها.


چهل و ششم - در محضرى كه مناقب ايشان ذكر مى شود ملائكه نزول مى كنند و طلب مغفرت مى نمايند و بالهاى خود را مى سايند به پشتهاى جمعيت و از گناه پاك مى شوند.

چهل و نهم - در كتاب ((عيون اخبار الرضا)) مروى است كه موى بن جعفر (عليه السلام ) فرمودند: نظر كردن به ذريه ما عبادت است . يكى از اصحاب عرض كرد: مراد از ذريه ائمه طاهرين اند؟ حضرت فرمودند: مراد من تمام ذريّه اند.




 روح و ريحان / صفحات 34 الي 53 
تصویر
Iron
Iron
پست: 444
تاریخ عضویت: شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۷, ۳:۵۷ ب.ظ
محل اقامت: خیلی دور ، خیلی نزدیک
سپاس‌های ارسالی: 3080 بار
سپاس‌های دریافتی: 1425 بار

Re: چرا بعضی ها سید و بعضی ها نه ؟

پست توسط hasan21 »

سلام همه می دونید که سیادت از پیامبر (ص) شروع شده و پیامبر پسری نداشته همینطور همه می دونید که یک زن سیادتش به بچه هاش انتقال پیدا نمی کنه پس حضرت زهرا (س) چه طوری سیادتشون رو به فرزندانشون منتقل کردند ؟
[External Link Removed for Guests]
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری
Commander
Commander
پست: 509
تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 747 بار
سپاس‌های دریافتی: 635 بار

Re: چرا بعضی ها سید و بعضی ها نه ؟

پست توسط MAHDIYAR »

سلام

بحث سر همين است كه اصلا اين را نبايد مسلم بگيريم كه سيادت از مادر منتقل نمي شود .

خود همين فرض باطل است و باعث بطلان نتيجه مي شود .

يعني اگر كسي مادرش سيده بود ، به حضرت زهرا(س) محرم نيست ؟
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)
Senior Member
Senior Member
پست: 151
تاریخ عضویت: جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۸۶, ۶:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 53 بار
سپاس‌های دریافتی: 182 بار

Re: چرا بعضی ها سید و بعضی ها نه ؟

پست توسط کاظم سبزواری »

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت اساتید محترم
من تاجایی که میدونم مینویسم انشالله که اساتید اشکالاتی که هست رو بیان کنند
ما می دانیم که پدر حضرت محمد ص عبدالله بود و پدر حضرت علی ع ابوطالب بود
پیامبر با حضرت علی (ع) پسر عمو بودند و جد ایشان هم هاشم بودند
و این نکته را باید بدانیم که سر سلسه سادات هاشم جد پیامبر و حضرت علی (ع) شروع میشود نه از خود پیامبر ص !!!
عبدالمطلب در ميان مردم عرب با عنوان سَيِّدُ البطحاء و ابو السّادة العشرة معروف بود و چون داراى شرف و سيادت بود، او را سید مى‏ناميدند و در همان زمان تمام عرب، سيادت سرورى و زعامت او را پذيرفتند. قبيله‏ى قريش زعامت و سيادت او را قبول كردند و عرب ديگر هم او را به عنوان زعيم و رئيس پذيرفتند، (بحارالانوار، ج 15، ص 123 و 127).

خوب پس نتیجه میگیریم که حضرت علی (ع) هم جز سادات هستند و حضرت فاطمه (س) جز سادات هستند پس فرزندان ایشان هم سادات هستند در اصل سیادات از طرف حضرت امیر (ع) به امام حسین ع و امام حسین ع رسیده است !!!

خوب وقتی که نسل سادات به هر کدام از امامان برسد به عنوان سر سلسله سادات معرفی میشودند مثل : سادات علوی ، حسینی ، موسوی و...

سید در اصل به معنای کسی است که دارای عظمت و مجد باشد و چون نسل پیامبر ص اینگونه بودند به آنان سید میگویند .
سید در هر عصری طوری میگفتند مثلا در عصر صفوی به سادات میگفتند میرزا
در قسطنطنيه عموم مردم را سيد مى‏گويند و در آنجا كلمه سيد دلالت بر هاشمى بودن ندارد

مامقانى مى‏نويسد: در غير حجاز كلمه سيد به بنى هاشم و بنى عبدالمطلب اطلاق مى‏شود. در كشورهاى عربى شيعيان اين كلمه را به اولاد هاشم و عبدالمطلب اطلاق مى‏كنند ولى عرب غير شيعه آن را در معناى لغوى آن بكار مى‏برند، (علم النسب، ج 1، ص 144).

حضرت امام موسى الكاظم(ع) فرمود: روزى به مجلس هارون الرشيد خليفه‏ى عباسى وارد شدم. هارون سؤالهايى كرد و من جواب دادم. هارون پرسيد شما چگونه مى‏گوييد كه پسر پيامبريد در حالى كه پيامبر نسل نداشت. او فقط دختر داشت و نسل انسان از پسر مى‏ماند نه دختر. من در جواب سؤال هارون آيه 84 سوره‏ى انعام را خواندم. خداوند مى‏فرمايد: و وهبنا له اسحق و يعقوب كلاً هدينا و نوحا هدينا من قبل و من ذريته داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون و كذلك نجزى المحسنين و زكريا و يحيى و عيسى و الياس كل من الصالحين؛ ما به ابراهيم اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همه را هدايت كرديم و نوح را از پيش هدايت كرده بوديم و از نژاد او داود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون را. ما نيكوكاران را چنين پاداش مى‏دهيم. و نيز زكريا يحيى، عيسى (که از مادر به حضرت ابراهیم .ع می رسید و جزو نسل او حساب شده در قرآن) و الياس را كه همگى از صالحان هستند»، (الميزان، ج 7، ص 241، عربى، بيروت، چاپ دوم).

فعلا یا علی
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “پرسش و پاسخ”