پست
توسط عبدمولا »
اللهم عجل في فرج مولانا صاحب العصر و الزمان و اقم به الحق و ادحض به الباطل
خبر آمد خبری در راه است *** سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید *** پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم *** بر در سلطان خوبان می روم
میروم بار دگر مستم کند *** بیسر و بیپا و بیدستم کند
میروم کز خویشتن بیرون شوم *** در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را *** بر که بسپارد زمام خویش را
با همهی لحن خوش آواییم *** در به در کوچهی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر *** نغمهی تو از همه پر شورتر
کاش که این فاصله را کم کنی *** محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایهی ما میشدی *** مایهی آسایهی ما میشدی
هر که به دیدار تو نایل شود *** یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد *** سینهی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت *** شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامهی جان من است *** نامهی تو خط امان من است
ای نگهت خاست گه آفتاب *** در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم *** تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مددکار ما *** کی و کجا وعدهی دیدار ما
دل مستمندم ای جان، به لبت نیاز دارد *** به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم *** تویی که نقطهی عطفی به اوج آیینم
ببوسم خاک پاک جمکران را *** تجلی خانهی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است *** سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید *** پرده از چهره گشاید...شاید
اللهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم عجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل لولــــــــــــیک الفرج
منتظران خورشید