سلام
دو احتمال اول را که شما محدثه خانم با استدلال بیان فرمودید و به نظر بنده قابل دفاع بوده و هست .
فقط می ماند احتمال سوم که ظاهرا بهتر است کامل بیان کنم تا از ابهام خارج شود .
اسلوب تعجب ، علاوه بر استعمال در معنای اعجاب از امری شگفت ، برای بیان عظمت نیز بکار می رود .
شروط فعلی که از آن صیغه تعجب ساخته می شود 8 شرط است : ثلاثی ، مجرد ، تام ، متصرف ، معلوم ، موجَب ،
و قابل تفاضل باشد ، وبر عیب و رنگ و زینت دلالت نکند .
شروط متعجب منه : یا باید معرفه باشد یا نکره مخصصه !
ما احسن علیا (چقدر علی نیکوست) ، ما اجمل الربیع (بهار چه زیباست)
نوع دیگر معرفه این است که اسمی به ضمیر اضافه شود تا معرفه گردد :
«
ما اصبرهم علی النار » (بقره175) که ضمیر "هم" در آن متعجب منه و معرفه به اضافه است .
نکته بعدی معنای فعل تعجب است : در این معنا شما لزوما نباید از چیزی تعجب کنید و حتما در مقام سورپرایز قرار بگیرید
بلکه برای بیان اهمیت موضوعی و یا نشان دادن عظمت چیزی از این اسلوب بهره می گیرید :
« قتل الانسان ما اکفره » (عبس 17)
« ما اکثر العبر و اقل الاعتبار » (چقدر عبرت ها زیاد است ولی عبرت گرفتن ها چه کم است (نهج البلاغه حکمت 297)
« فما احلی اسمائکم و اکرم انفسکم » چه شیرین است اسماء شما و چه مکرم است وجودهای شما (زیارت جامعه کبیره)
نمونه ترکیب :
ما اکفره : اسلوب تعجب ، ما : مای تعجب مبنی بر سکون در محل رفع و مبتدا ، اکفر : فعل ماضی (فعل تعجب) مبنی بر فتح و فاعل آن ضمیر مستتر هو محلا مرفوع ، ه : مفعول به (متعجب منه) مبنی بر ضم محلا منصوب و جمله اکفره در محل رفع و خبر "ما" است . (ضمنا فعلا با نکره مخصصه کاری نداریم چون بحث ما حول معرفه است)
نکته دوم درباره ترجمه است ، فنون ترجمه فراتر از قواعد ابتدایی هر زبانی است و با جملات قبل و بعد و نیز اسلوب معنایی متن باید هماهنگی داشته باشد .
از نکاتی که دوستان در بالا فرمودند همانطور که گفتم نشانه هایی را برگزیدم برای تکمیل این ترجمه (و این به معنی رد و یا تایید کل آن نظریه نیست)
اول اینکه این جمله معترضه است .
ثانیا جمله بعدی اش باید با این جمله رابطه تنگاتنگ داشته باشه ، نه فقط حالت پاسخ سوال (چون در پاسخ انقطاع سخن حاصل میشه) .
ترجمه این جمله در اسلوب تعجب این خواهد شد (به دو صورت ترجمه می کنم تا تعجب را بهتر متوجه شوید) :
قارعه ، و چیست قارعه ؟ ، ((
و تو خود چه بهتر میدانی که چیست قارعه )) ، ....
ما آن را در شب قدر نازل کردیم ، ((
و تو چه داناتری که چیست شب قدر )) ، ....
خداوند ابتدا برای مخاطب بیان می کند ، که این توضیحاتی که در "...." می آید مربوط به توست ، چرا که پیامبر خود به این حقایق بهتر آشناست
در مقام تعظیم پیامبر ، در این جمله معترضه خداوند تصریح می کند ، که سوال "چیست قارعه" را تو خود بهتر پاسخش را میدانی ،
و در "..." آن را برای سایر شنوندگان توضیح می دهد .
در این اسلوب هم عظمت آن کس که به این درایت و آگاهی رسیده حفظ می شود ،
و همچنین از این شخصیت عظیم به عظمت آن واقعه هم اتصال برقرار می شود ،
نیز این توهم از ذهن مخاطب خارج می شود که نکند من و پیامبر در یک جایگاه فهم از این موضوع هستیم ، چرا که پس از نزول آیه هردو از آن آگاهی یافتیم .
از طرفی اگر آن موضوع مورد آگاهی را (محاط) بدانیم قطعا مقام آن آگاه(محیط) ، باید بالاتر از محاط باشد تا بتواند بر آن مسئله محیط شود .
آیات فقط در مقام اِخبار شمّه ای از آن احوال برای مردم هستند نه برای پیامبر(ص) ، چرا که او خود آگاه تر است ؛
و از طرفی فقط برای او "درایت" ذکر شده و برای بقیه مردم این نیامده است و فقط اِخباری مختصر در حد فهم عموم مردم ذکر شده .
به عبارت دیگر ، وقتی دو فرد آگاه با هم صحبت می کنند و فرد سومی در حال شنیدن است ، گوینده به فرد دوم می گوید تو خودت بهتر میدونی
(ولی برای فهم آن نفر سوم هم ) کمی توضیح میدهید ، اما به اشاره ، به آن فرد دوم گفته اید که آنچه تو میدانی فراتر از این حرف هاست .
قرینه آن هم ، چند تعبیر
مختصری است که در معرفی شب قدر آمده . یعنی جز برتری از هزار ماه ، و نزول ملائکه ارزش دیگری ندارد ؟
یا اینکه چاره ای نبوده که در حد فهم مردم همین مقدار گفته شود ، اما به پیامبر بگوید که تو خود بهتر ارزش آن را میدانی
و تنها منحصر به این عبارات نیست حقیقت شب قدر .
(منظورم از
مختصر این نیست که توضیحات کم هستنداما به نسبت علم پیامبر قطره ای از دریای حقیقت شب قدر هستند)
[HR]
در پایان باید عرض کنم که اعتراف ما همان کلام اهل بیت(ع) است که "قرآن هفتاد بطن دارد که ما فقط به بطون آن آگاهیم "
و سایرین در ظواهر آن بحث می کنند ، لذا هر سه احتمالی که به آن رسیدیم با توجه به تحقیقات زیادی که داشتم
قابل دفاع و پذیرش است .
اما جامع بودن بر همه اعتقادات و ارزش ها شرطی بود که از ابتدا این سوال را در ذهن بنده ایجاد کرد و الحمدلله ثابت شد که
ترجمه مشهور نادرست است و از ساحت پامبر اکرم(ص) به دور می باشد .
از همه دوستان ممنونم که در این بحث بنده رو تنها نگذاشتن و کمک کردند .
(فعلا برای اینکه کمی استراحت کنیم و راجع به کلیت این تاپیک بحث کنیم ، سوالی مطرح نمی کنم و پس از مطالعه کامل دو باره همه پاسخ ها
نتیجه این کار مشترک در پاسخگویی و دستاوردهای این همکاری را با هم در میان خواهیم گذاشت... ان شاءالله)
