لطفا جواب منو بدید ...

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Iron
Iron
پست: 55
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۷, ۲:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 103 بار
سپاس‌های دریافتی: 194 بار

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط مطهره »

به نام خدا

جناب محمد علي گرامي،

فكر مي كنم لازمه كمي روشن تر و دسته بندي شده تر و هم چنين مستدل تر چيزهايي رو كه تا حالا به عنوان نتيجه پذيرفتين،‌ بيان كنين.

گر چه قدم به قدم با شما پيش اومدم اما الان گمان مي كنم كه آن چه شما به عنوان يك امر پذيرفته شده يا نتيجه ي كار بيان مي داريد، در ذهن بنده

تنها به صورت يكي از فرض ها قرار دارد. مثل اين كه معتقد به اين باشيم كه عبارت " و ما ادريك" جمله ي معترضه است. و يا نوع ترجمه ي شما از اين عبارت

در صورت استفهامي بودن.

اگر كمي واضح تر و مستدل تر بيان شود، ممنونم. منظورم از مستدل اين است كه بفرماييد از 1 و 2 اين نتيجه را گرفتيم كه مستقيما عوامل را تشخيص

دهيم.

با تشكر و سپاس.

پيروز باشيد. تصویر
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط محمد علي »

سلام

دو احتمال اول را که شما محدثه خانم با استدلال بیان فرمودید و به نظر بنده قابل دفاع بوده و هست .

فقط می ماند احتمال سوم که ظاهرا بهتر است کامل بیان کنم تا از ابهام خارج شود .

اسلوب تعجب ، علاوه بر استعمال در معنای اعجاب از امری شگفت ، برای بیان عظمت نیز بکار می رود .

شروط فعلی که از آن صیغه تعجب ساخته می شود 8 شرط است : ثلاثی ، مجرد ، تام ، متصرف ، معلوم ، موجَب ،

و قابل تفاضل باشد ، وبر عیب و رنگ و زینت دلالت نکند .

شروط متعجب منه : یا باید معرفه باشد یا نکره مخصصه !

ما احسن علیا (چقدر علی نیکوست) ، ما اجمل الربیع (بهار چه زیباست)

نوع دیگر معرفه این است که اسمی به ضمیر اضافه شود تا معرفه گردد :

« ما اصبرهم علی النار » (بقره175) که ضمیر "هم" در آن متعجب منه و معرفه به اضافه است .

نکته بعدی معنای فعل تعجب است : در این معنا شما لزوما نباید از چیزی تعجب کنید و حتما در مقام سورپرایز قرار بگیرید

بلکه برای بیان اهمیت موضوعی و یا نشان دادن عظمت چیزی از این اسلوب بهره می گیرید :

« قتل الانسان ما اکفره » (عبس 17)
« ما اکثر العبر و اقل الاعتبار » (چقدر عبرت ها زیاد است ولی عبرت گرفتن ها چه کم است (نهج البلاغه حکمت 297)

« فما احلی اسمائکم و اکرم انفسکم » چه شیرین است اسماء شما و چه مکرم است وجودهای شما (زیارت جامعه کبیره)

نمونه ترکیب :

ما اکفره : اسلوب تعجب ، ما : مای تعجب مبنی بر سکون در محل رفع و مبتدا ، اکفر : فعل ماضی (فعل تعجب) مبنی بر فتح


و فاعل آن ضمیر مستتر هو محلا مرفوع ، ه : مفعول به (متعجب منه) مبنی بر ضم محلا منصوب و جمله اکفره در محل رفع و خبر "ما" است .

(ضمنا فعلا با نکره مخصصه کاری نداریم چون بحث ما حول معرفه است)

نکته دوم درباره ترجمه است ، فنون ترجمه فراتر از قواعد ابتدایی هر زبانی است و با جملات قبل و بعد و نیز اسلوب معنایی متن باید هماهنگی داشته باشد .

از نکاتی که دوستان در بالا فرمودند همانطور که گفتم نشانه هایی را برگزیدم برای تکمیل این ترجمه (و این به معنی رد و یا تایید کل آن نظریه نیست)

اول اینکه این جمله معترضه است .

ثانیا جمله بعدی اش باید با این جمله رابطه تنگاتنگ داشته باشه ، نه فقط حالت پاسخ سوال (چون در پاسخ انقطاع سخن حاصل میشه) .

ترجمه این جمله در اسلوب تعجب این خواهد شد (به دو صورت ترجمه می کنم تا تعجب را بهتر متوجه شوید) :


قارعه ، و چیست قارعه ؟ ، (( و تو خود چه بهتر میدانی که چیست قارعه )) ، ....

ما آن را در شب قدر نازل کردیم ، (( و تو چه داناتری که چیست شب قدر )) ، ....


خداوند ابتدا برای مخاطب بیان می کند ، که این توضیحاتی که در "...." می آید مربوط به توست ، چرا که پیامبر خود به این حقایق بهتر آشناست

در مقام تعظیم پیامبر ، در این جمله معترضه خداوند تصریح می کند ، که سوال "چیست قارعه" را تو خود بهتر پاسخش را میدانی ،

و در "..." آن را برای سایر شنوندگان توضیح می دهد .

در این اسلوب هم عظمت آن کس که به این درایت و آگاهی رسیده حفظ می شود ،

و همچنین از این شخصیت عظیم به عظمت آن واقعه هم اتصال برقرار می شود ،

نیز این توهم از ذهن مخاطب خارج می شود که نکند من و پیامبر در یک جایگاه فهم از این موضوع هستیم ، چرا که پس از نزول آیه هردو از آن آگاهی یافتیم .

از طرفی اگر آن موضوع مورد آگاهی را (محاط) بدانیم قطعا مقام آن آگاه(محیط) ، باید بالاتر از محاط باشد تا بتواند بر آن مسئله محیط شود .

آیات فقط در مقام اِخبار شمّه ای از آن احوال برای مردم هستند نه برای پیامبر(ص) ، چرا که او خود آگاه تر است ؛

و از طرفی فقط برای او "درایت" ذکر شده و برای بقیه مردم این نیامده است و فقط اِخباری مختصر در حد فهم عموم مردم ذکر شده .

به عبارت دیگر ، وقتی دو فرد آگاه با هم صحبت می کنند و فرد سومی در حال شنیدن است ، گوینده به فرد دوم می گوید تو خودت بهتر میدونی

(ولی برای فهم آن نفر سوم هم ) کمی توضیح میدهید ، اما به اشاره ، به آن فرد دوم گفته اید که آنچه تو میدانی فراتر از این حرف هاست .

قرینه آن هم ، چند تعبیر مختصری است که در معرفی شب قدر آمده . یعنی جز برتری از هزار ماه ، و نزول ملائکه ارزش دیگری ندارد ؟

یا اینکه چاره ای نبوده که در حد فهم مردم همین مقدار گفته شود ، اما به پیامبر بگوید که تو خود بهتر ارزش آن را میدانی

و تنها منحصر به این عبارات نیست حقیقت شب قدر .

(منظورم از مختصر این نیست که توضیحات کم هستنداما به نسبت علم پیامبر قطره ای از دریای حقیقت شب قدر هستند)


[HR]

در پایان باید عرض کنم که اعتراف ما همان کلام اهل بیت(ع) است که "قرآن هفتاد بطن دارد که ما فقط به بطون آن آگاهیم "

و سایرین در ظواهر آن بحث می کنند ، لذا هر سه احتمالی که به آن رسیدیم با توجه به تحقیقات زیادی که داشتم

قابل دفاع و پذیرش است .

اما جامع بودن بر همه اعتقادات و ارزش ها شرطی بود که از ابتدا این سوال را در ذهن بنده ایجاد کرد و الحمدلله ثابت شد که

ترجمه مشهور نادرست است و از ساحت پامبر اکرم(ص) به دور می باشد .

از همه دوستان ممنونم که در این بحث بنده رو تنها نگذاشتن و کمک کردند .


(فعلا برای اینکه کمی استراحت کنیم و راجع به کلیت این تاپیک بحث کنیم ، سوالی مطرح نمی کنم و پس از مطالعه کامل دو باره همه پاسخ ها

نتیجه این کار مشترک در پاسخگویی و دستاوردهای این همکاری را با هم در میان خواهیم گذاشت... ان شاءالله)تصویر
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Iron
Iron
پست: 55
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۷, ۲:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 103 بار
سپاس‌های دریافتی: 194 بار

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط مطهره »

محمد علي نوشته شده:
در پایان باید عرض کنم که اعتراف ما همان کلام اهل بیت(ع) است که "قرآن هفتاد بطن دارد که ما فقط به بطون آن آگاهیم "

و سایرین در ظواهر آن بحث می کنند



اميدوارم خداوند فيض درك حضور باقي مانده ي اهل بيت عليهم السلام را عطايمان گرداند و سرمه ي ديدگانمان را خاك قدم هايش قرار دهد؛

باشد كه قلبمان از معارف ناب او سيراب گردد. آمين.
Bronze
Bronze
پست: 275
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3603 بار
سپاس‌های دریافتی: 1144 بار

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط 110 »

 « بسم الله الرحمن الرحيم » 
    
محمد علي نوشته شده:با سلام و سپاس از پژوهش ارزشمند شما

ولی متاسفانه سند این روایت ضعیف است . (برای سهولت می توانید از نرم افزار درایة النور هم بهره بگیرید)

اما چون ما همیشه تاکید داشته ایم که سند تنها روش استحکام حدیث نیست ، و باید متن را هم مورد بررسی قرار داد .
  همانطور که سابقا عرض شد بنده فرض را بر صحت گذاشتم،  

  که فرموديد سند روايت ضعيف است محلي براي بحث نميماند، 
  ليکن اگر ثابت شود که متن روايت دچار مشکل نيست، حد اقل روايت به عنوان يک مويد هرچند ضعيف ميتواند مطرح شود، 
 [COLOR=#0f243e]در ضمن بابت معرفي نرم افزار دراية النور هم ممنوم.  
محمد علي نوشته شده:
فرضا اگر سند این حدیث هم صحیح بود ، متن آن را دچار مشکل نمی بینید ؟

کمی دقت کافی است ...

ما را استفهامیه فرض می کنیم .

آیا " لا ادری " پاسخ سوال " ما ادراک " است ؟ .... یا سوال " هل تدری " ؟


 
  [COLOR=#0f243e]از لحاظ محاوره اي هر دو پاسخ امکان پذير است.   
[COLOR=#0c0c0c]
محمد علي نوشته شده:
در پاسخ کدام یک از سوالات زیر می گویید نمی دانم :

1- اگر از شما بپرسند چه چیز تو را آگاه کرد ؟ می گویید لا ادری ؟

2- یا اگر بپرسند" آیا می دانی ؟" .... ( شما هم می گویید نمی دانم و سپس در ادامه به شما می گویند تا بدانی . )
  
  داشته باشيد که غرض بنده از استفهام، استفهام حقيقي نبود، زيرا محلي براي آن نيست. 
  از بيان اين روايت بود، اثبات اصل استفهام نه استفهام حقيقي، 
  البته ممکن است اين استفهام در استفهام انکاري همانطور که جناب مطهره فرمودند تجلي کند. 
[COLOR=#0c0c0c]
محمد علي نوشته شده:
  اما جواب این سوال در آیه نیامده است . و لذا بدون قرینه هم نمی توان به راحتی از 
  عدول کرد
.

بگوید : چه چیزی تو را از شب قدر آگاه کرد ؟ بعد بگوید شب قدر از هزاران شب برتر است
.

(
با این فرض) برقراری رابطه منطقی بین این دوجمله خیلی مشکل است!



[COLOR=#eeece1]. 
 [COLOR=#0c0c0c] 
محمد علي نوشته شده:

[COLOR=#262626]مهمتر اینکه اگر جواب شماره یک صحیح باشد ، خداوند در ادامه باید بگوید خوب اگر نمی دانی چه چیزی تو را آگاه کرد ، بدان که فلان چیز تو را آگاه کرد .

نه اینکه بگوید (حال که نمی دانی چه چیزی تو را آگاه کرد پس) شب قدر برتر از هزار ماه است !

 
   .
محمد علي نوشته شده:    استفهام ، اما به معنی انکار ماسوی  
 ([COLOR=#008080]  واقع جواب سوالم از 110 عزیز بود که چرا پاسخ سوال ماادریک در آیه نیامده)   .
اما با این اسلوب انکاری شاید بتوان جواب را در تقدیر گرفت.     
[COLOR=#008080] (یا با جستجوی در سایر ایات جواب را یافت)
    [COLOR=#17365d]به نظر بنده براي يافتن قرينه چندان جستجويي نياز  ...
    [COLOR=#eeece1].  قرينه در آيه بعد نهفته است.    (( [COLOR=#1d1b11] َيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ))     [COLOR=#0f243e]براي توضيح بيشتر عرض ميکنم، .  شما از بنده سوال ميفرماييد:
[COLOR=#eeece1].
    که شما را متوجه پاسخ اين سوال سازد ؟ [COLOR=#eeece1].
   پاسخ سوال را بيان ميفرماييد؟ . .
 [COLOR=#3f3151]و همين بيان پاسخ توسط شما قرينه بر اين است که ((شما)) پاسخ پرسش فوق هستيد.  .. 
[COLOR=#0c0c0c]
محمد علي نوشته شده:
نکته مهم این بود که شما "ما"را استفهامیه فرض کردید اما معنی و ترکیب جمله را فراموش کردید .

ما نیز رد نکردیم که استفهامیه باشد ،
 [COLOR=#eeece1].    بنده هم عرض نکردم شما استفهامية را رد نموديد، 
 عرض بنده اين بود که با فرض صحت روايت راهي جز استفهامية بودن (( ما )) نيست.  [COLOR=#eeece1].
محمد علي نوشته شده:    
[COLOR=#262626]اما گفتیم اگر اینگونه باشد "ک" مفعول به می شود و باید ببینیم چه چیزی پیامبر را آگاه کرد .

نه اینکه جمله را سوالی فرض کنیم و ترجمه کنیم "آیا تو میدانی چه چیزی تو را آگاه کرد ؟" او هم بگوید "نمی دانم" ، خدا هم در ادامه بفرماید شب قدر برتر از ....
  . 
 بنابر توضيحات بالا، بر فرض صحت، ترجمه آيه اينچنين خواهد شد. 
 
 [COLOR=#0f243e]در آيه شريفه ممکن است دو پرسش مطرح باشد:     1. وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ ؟ 
  2. مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ ؟ 

 [COLOR=#0f243e]خداي متعال از حضرت محمد صلي الله عليه و آله به صورت استفهام انکاري ميپرسد: 
 
 (( وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ )) 

 [COLOR=#0f243e]چيست که تو را متوجه پاسخ اين سوال  (( مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ )) سازد ؟
[COLOR=#eeece1].
     [COLOR=#1f497d]سپس خداي متعال پاسخ سوال  (2) را در آيه بعد بيان ميفرماييد.
[COLOR=#eeece1].
     [COLOR=#0c0c0c](( لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ  ))
    [COLOR=#eeece1].   همين پاسخ پرسش (2) توسط خداي متعال قرينه بر اين است که،   .  ((  متعال )) پاسخ پرسش (1) يعني (?( وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ )؟) هست .
.    و در حقيقت خداي متعال با پاسخ پرسش  ((2)) پاسخ پرسش ((1)) را نيز داده است.
   [COLOR=#eeece1].  

محمد علي نوشته شده: کماکان امیدوار به پاسخ های بعدی شما دوستان عزیزم هستم :razz:
[COLOR=#800080] 
[COLOR=#3f3151]اميدوارم در راه رسيدن به [COLOR=#17365d]حقيقت
و کشف آن ياري کرده باشم.  
   .     با تشکر.  
 تصویر  .  .:: الإنسان هو شيعة علي بن أبي طالب عليه أفضل الصلاة و السلام إن عرفه حق معرفته ::.  .  تصویر 
Bronze
Bronze
پست: 275
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3603 بار
سپاس‌های دریافتی: 1144 بار

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط 110 »

 « بسم الله الرحمن الرحيم »  عليکم و رحمة الله و برکاته
.
محمد علي نوشته شده:
آیات فقط در مقام اِخبار شمّه ای از آن احوال برای مردم هستند نه برای پیامبر(ص) ، چرا که او خود آگاه تر است ؛

به نظر بنده اين کلام شما به صورت مطلق و قطعي صحيح نيست ؟

زيرا همانطور که ميدانيد قرآن و آيات بلکه تک تک کلماتش خطاب به نبي مکرم اسلام حضرت محمد صلي الله عليه و آله ميباشد.

و همانطور که ميدانيد علم پيامبر مکرم اسلام روز به روز بلکه لحظه به لحظه در حال افزايش است.

در ضمن هيچ استبعادي ندارد که افزايش علم پيامبر از طريق قرآن و همين آيات صورت گيرد.

البته حقيقت کلام الله مجيد، قرآن کريم همان نيست که ما درک ميکنيم و ميبينيم.

کلمات نوراني قرآن کريم از نوع کلمات و عبارات بشر نيست.

حقيقت قرآن در ذهن بشر (عادي) نخواهد گنجيد.

محمد علي نوشته شده:
و از طرفی فقط برای او "درایت" ذکر شده و برای بقیه مردم این نیامده است و فقط اِخباری مختصر در حد فهم عموم مردم ذکر شده .

به نظر شما اگر ((ما)) را تعجبيه نگيريم ديگر نيازي به اختصاص خطاب اين آيه،

(( وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ )) به پيامبر صلي اله عليه و آله هست؟!
.
و همچين اينکه مخاطب ديگر آيات را ساير بشر بدانيم!!!

آيا در اين صورت نميتوان گفت تمامي آيات اين سوره خطاب به تمامي انسان ها است؟

محمد علي نوشته شده:
نیز این توهم از ذهن مخاطب خارج می شود که نکند من و پیامبر در یک جایگاه فهم از این موضوع هستیم ، چرا که پس از نزول آیه هردو از آن آگاهی یافتیم

انسان در صورت آگاهي اجمالي از قرآن هرگز همچين توهمي به ذهنش خطور نخواهد کرد.

محمد علي نوشته شده:
به عبارت دیگر ، وقتی دو فرد آگاه با هم صحبت می کنند و فرد سومی در حال شنیدن است ، گوینده به فرد دوم می گوید تو خودت بهتر میدونی

(ولی برای فهم آن نفر سوم هم ) کمی توضیح میدهید ، اما به اشاره ، به آن فرد دوم گفته اید که آنچه تو میدانی فراتر از این حرف هاست .

بلکه انسان يايد بداند که ماوراي اين آيه عالمي است که از آن بي اطلاع است.

و حد اقل احتمال دهد که درکش از اين آيه نسبت به درک پيامبر صلي الله عليه و آله، ذره اي در جهان هستي است.

محمد علي نوشته شده:
قرینه آن هم ، چند تعبیر مختصری است که در معرفی شب قدر آمده . یعنی جز برتری از هزار ماه ، و نزول ملائکه ارزش دیگری ندارد ؟

باز هم با قاطعيت تکرار ميکنم آيات قرآني همچون ديگر کلمات نيستند.

بلکه ممکن است خداي متعال با همين دو آيه حقيقت و کنه ليلة القدر را براي پيامبر آشکار کرده باشد،

همانطور که ميدانيد عبارات قرآني با ديگر عبارت حد اقل از بعضي جهات قابل سنجش نيست.
.
....................

خدمت شما دوست گرامي عرض کنم، بعضي از مطالبي که بنده در اين پست يادآور شدم، هرگز به اين معني نبود که شما از آن غافليد،

بلکه علتش فقط اين بود که خداي نکرده توهم خلاف حق و برداشت منفي از صحبتهاي شما نشود.
محمد علي نوشته شده:
در پایان باید عرض کنم که اعتراف ما همان کلام اهل بیت(ع) است که "قرآن هفتاد بطن دارد که ما فقط به بطون آن آگاهیم "

و سایرین در ظواهر آن بحث می کنند ، لذا هر سه احتمالی که به آن رسیدیم با توجه به تحقیقات زیادی که داشتم

قابل دفاع و پذیرش است .

اما جامع بودن بر همه اعتقادات و ارزش ها شرطی بود که از ابتدا این سوال را در ذهن بنده ایجاد کرد و الحمدلله ثابت شد که

ترجمه مشهور نادرست است و از ساحت پامبر اکرم(ص) به دور می باشد .

از همه دوستان ممنونم که در این بحث بنده رو تنها نگذاشتن و کمک کردند .

بنده نيز از شما بابت تاپيک و سوالهاي دقيق، و زيبا و از همه دوستان بابت حضور مفيدشان در تاپيک قدرداني ميکنم.

و همچنين از اطاله سخن پوزش ميطلبم، خدا بر توفيقات شما و دوستان محترم بيفزايد.
 تصویر  .  .:: الإنسان هو شيعة علي بن أبي طالب عليه أفضل الصلاة و السلام إن عرفه حق معرفته ::.  .  تصویر 
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط محمد علي »

سلام و سپاس :razz:

اگر ادامه دارهست بفرمایید

در غیر اینصورت پاسخ بدم :D
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Bronze
Bronze
پست: 275
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3603 بار
سپاس‌های دریافتی: 1144 بار

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط 110 »

 « بسم الله الرحمن الرحيم »   سلام عليکم  .  لطف ميفرماييد دوست عزيز.

پيشاپيش از پاسخ جناب عالي تشکر ميکنم.

موفق باشيد.
 
 تصویر  .  .:: الإنسان هو شيعة علي بن أبي طالب عليه أفضل الصلاة و السلام إن عرفه حق معرفته ::.  .  تصویر 
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط محمد علي »

سلام مجدد

ابتدا باید عرض کنم اشکالی که به استدلال شما در آن حدیث و استفهامیه بودن "ما" عرض کردم ،

مربوط به همان شکل استدلال بود نه اینکه مای استفهامیه را رد نماییم . حال آنکه توضیحاتی هم که در پست های بعدی فرمودید

در واقع بیان دیگری از فرمایشات دوستان درباره مای استفهامیه و پاسخ آن بود .

نکته دوم اینکه اگر می بینید در هر فراز از پاسخ های دوستان اشکالی وارد می کنم بخاطر تنزیه و اصطلاحا چکش خوردن آن پاسخ است

تا تمام موارد مبهم از آن حذف شود ، و اگر در جای دیگری این بحث شد بتوانید کامل پاسخگو باشید و از پس اشکالات احتمالی برایید ،

نه اینکه واقعا قصد تخریب پاسخ شما و اشکال کردن دائمی به آن داشته باشم .

البته این توضیحاتی بود که قصد داشتم در پست بعدی بگذارم ، اما مختصرا اینجا هم عرض می کنم که این تلاش شما ثمرات زیادی داشت و دارد

چرا که خود را در مقابل کسی فرض می کنید که واقعا به همه معتقدات شما اشکال دارد و همش سوال می کند و اشکال مطرح می کند

سوالاتی هم که پرسیده می شود بی هدف نیست چرا که بعدها اگر عمری بود خواهم گفت که این آیه با چه آیاتی مرتبط است

و شبهه هایی که خصوصا از طرف غیر شیعه وارد می شود چه زمینه هایی دارد ؟!

این سوال اخیر نیز طولانی شدنش به این دلیل بود که بلافاصله بعد از سوال بنده پاسخ نسبتا جامع داده شد

و فقط باید با طرح کردن احتمالات مختلف زوایای دید شما را به همه جوانب بحث باز می کردم . لذا کمی با سوالات قبلی تفاوت کرد

و مجبور شدم خودم نیز کمی بیش از قبل کمک کنم و از حالت پرسش کننده معمولی (که هدفم بود) خارج شوم . تصویر


[HR]

اما در مورد احتمالات همان دو احتمال قابل قبول است : 1- مای تعجب 2- مای استفهام


که در مای استفهام (یا پرسش مستقیم است ، یا انکاری ؛ و این دیگر به ترجمه زیاد مربوط نیست بلکه به تقدیر مفهوم و بطن آیات ارتباط دارد)


در مورد مای تعجب هم باید اشاره کنم جرقه ای که به ذهن بنده آمد از دیدن ترجمه این آیه در کتاب منازل الاخره (از مرحوم محدث قمی ره) بود

که از استوانه های ادبیات و لغت عرب و آشنای دقیق به این زبان بودند و دقت زیادی در ترجمه داشتند .

البته در آنجا ادله ای نیامده بود و باعث شد که بنده به دنبال ادله آن بروم و سعی کنم این احتمال نیز مستند شود

و با قراینی که عرض شد به عظمت شخصیت پیامبر ، ظرفیت درایت ایشان ، عظمت موضوع مورد بحث و ... نزدیک تر بود .
اما همانطور که باز هم عرض شد هردو معنا قابل قبول است و با چند بطن بودن قرآن نیز سازگار

و فقط هم در همین مورد می توان چنین برداشتی برای تعجب کرد . و نه مثلا در ما یدریک ، یا ما تدری ،

چرا که فقط اینجا بر وزن افعل آمده و هم در مورد تعجب صدق می کند و هم در مورد فعل باب افعال .


باز هم سپاسگزارم و به زودی تمام نتایج این روند گفتگویی تاپیک و خصوصیات افراد مختلف در پاسخگویی و نقاط قوت و پیگیری این شیوه را

به بحث خواهیم گذاشت . ان شا ءالله :razz:
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

نتیجه گیری و تحلیل گفتگوها و توانایی های شرکت کنندگان در بحث

پست توسط محمد علي »

به نام سلام

 // نتیجه گیری و تحلیل گفتگوها و توانایی های شرکت کنندگان در بحث // 


 با [COLOR=#000000]عرض احترام خدمت همه همراهانی که در این بحث کمک نمودند .   

 همانطور که وعده دادم بودم قصد بررسی و نگاهی عمیق تر به تجربه ای که باهم داشتیم را کرده بودم. 
 اکثر سوال هایی که مطرح نمودم ، زمانی برایم سوال بود و با اینکه شاید در زمان حاضر سوالی از آنها نداشتم اما 
 سعی کردم با حسی کاملا سوالی و با شکل گیری شخصیت سوال کننده در قالبی که گویی هیچ نمی داند وارد بحث شوم . 

برخی سوالات هم از شبهه های اخیر استفاده شده بود ، و از مطرح نمودن هر کدام هدفی دیده شده بود .


 دو هدف اصلی داشتم :  

  1.  نشان دادن الگویی از شیوه سوال کردن ، و اینکه خود سوال کننده هم در بحث کمک کند و فقط نپرسد و برود ، 
  در گوشه ای تا پاسخش را بدهند ، بلکه یک ذهن جستجوگر و پویا باید خود نیز یاری رسان جوابگویان باشد ؛ 

  لذا سعی کردم در این زمینه هم فعالیت داشته باشم .  [HR]     2. نشان دادن و تجربه کردن بهترین نوع پاسخ گویی . البته این مشکل تر بود ، چون من قرار بود فقط سوال کننده باشم     ولی در بعضی جاها مجبور بودم برای کمک به پاسخگویان ، از آن قالب پیش فرض خارج شوم و راهنمایی کنم .     نکاتی که در پاسخگویی ها بیشتر به نظرم مهم آمد این بود که: 
  •  هیچ گاه با پیش فرض های سوال کننده جلو نروید . 
 سوال او را بشکنید و در قالب دیگری بریزید . لزوما همان گونه که او شبهه ای مطرح می کند شما نباید جواب بدهید .     شاید او چیزی را مسلّم فرض کرده که اصلا محل اشکال و خدشه باشد لذا بر دامی که او برای شما پهن می کند گیر نکنید.    
  •  در بررسی منابع فحص و جستجوی کامل داشته باشید تا نتایج دقیق تری حاصل نشود .  
 حتی اگر مسئله را دیدید و مهم ندانستید ، آن را در بحث مطرح کنید شاید دیگران به نتایج بهتری برسند و لذا نگویید 

 " بله بنده هم این ها رو دیده بودم ولی چون وقت نداشتم و یا مهم نمی دونستم اینجا نیاوردم!"  

 اگر وارد پژوهش می شوید باید پیه این مسائل را هم به تن بمالید . 


  •  در مباحث قرآنی درست است که اولویت با کلام معصوم است ، اما هیچ وقت این موضوع کلی را نباید با بی دقتی  
 خدشه دار کنیم . یعنی ممکن است سند و یا دلالت حدیث مخالف آیه باشد ، و یا کلامی را به معصوم نسبت داده باشند  

 که این نسبت مورد اشکال باشد . پس باید دقت فراوان نمود تا تمام جهات روایت و آیه بر هم منطبق شوند تا ناخوداگاه دچار  

 نسبت ناروا بر معصومین نشویم . 

  •  تکیه بر ترجمه ها و یا تفاسیر موجود همیشه باید همراه با بی اعتمادی نسبی باشد .  
 یعنی اصرار بر درست دانستن نطرات غیر معصومین از نشانه های خطا پذیر بودن ذهن خود ماست ! 

 تذکر هم در مورد "بی اعتمادی" این است که در قدم اول چشم بسته هر چیزی را قبول نکنیم ، لذا از صفت نسبی  

 استفاده کردم چون ممکن است بعد از تحقیق ، آن نظر را بپذیریم و این بی اعتمادی ممکن است مطلق نباشد . 


 تا اینجا خیلی مختصر نتایجی که به ذهنم می رسید را بیان کردم ، تکمیل آن با شما تصویر 


 [HR] 

  نقاط قوت همراهان : 
  •  جسارت در کلام و شجاعت همه دوستان ستودنی بود .  
 البته میزان مشارکت اکثریت ابتدایی بحث در انتها رو به کاهش نهاد و آن هم البته فکر می کنم باید آسیب شناسی شود  

 چون در سوالات آخر خیلی بحث سنگین و بنده نیز وارد پاسخ گویی شدم .  

 لذا در مباحث بعدی سعی می کنم طوری باشد که همگی پاسخگو باشند . 



 [COLOR=#3366cc]hasan21 پر انرژی و خلاق در استفاده از فکرش و همراه با کمی واهمه از شرکت در بحث که یکمی تمرین کنه حله  

 البته زود از بحث خودشو کنار کشید (اونم از توضع بود)  

 HamidSHS جستجوی خوب ولی غیر جامع ... البته یکم زود از بحث بیرون رفتند تصویر 

[URL=http://www.eteghadat.com/forum/forum-f54/topic-t5029-20.html#] 
Sadegh S.   یافتن منابع و سرچ میدانی بسیار قوی بودو واقعا هم سوالی را که در ذهنشان بود راحت مطرح می کرد .[/URL]

 راوي دوست خوبم که یک پست بیشتر ما را مهمان نکرد (بوسه ای از لب لعلش نچشیدیم و برفت) برای همین یکم تحلیلش  

  ولی خوب ایده های خوبی داره که به نظرم باید پرورشش بده و دلایل محکمی براشون پیدا کنه . 


 110 توانایی و مهارت قابل تقویت در زمینه تحلیل منطقی جملات و ارتباط روایات .  

 استفاده بهینه از کلمات و از حداقل عبارات برای رساندن مفهوم که البته در برابر برخی مخاطبان  

 شاید کمتر مطلوب باشد چون همه کس را همه چیز نتوان در کمترین جملات فهماند و باید توضیح بیشتر داد  


 [URL=http://www.eteghadat.com/forum/forum-f54/topic-t5029-50.html#]
مطهره
[/URL] توانایی قابل رشد در فحص از ادله و روایات ، و لازم بودن انس بیشتر با مجموعه روایات و نه با تک روایت ها  

 محدثه دقت در جملات و ارتباط معنایی بین گفته های طرف مقابل و نیز حوصله خوب در جمع اوری جامع منابع  

 و نیز لازم بودن تقویت برقراری ارتباط بین داده های بدست آمده از تحقیق 


 [HR] 

  تنها برشماری قطره ای از توانایی های دریایی دوستان بود و امیدوارم که روز به روز این روند رشد کند و هدف اصلی ما  

  تربیت و تقویت نیروهای کارامد در زمینه گفتگو و تبلیغ دین است را فراهم نمایند . و از دوستان هم خواهش کنم که این تمرین ها  

  بگیرند و کاربردی تر به انها نگاه کنند تا نتایج بهتری داشته باشد . مثلا فقط در اینگونه تاپیک ها شرکت نکنید  

  هدف ما این است که شما خود یک پاسخگوی قوی در سایت باشد و به همه سوالات پاسخ دهید نه اینکه فقط سوالات بنده را جواب  

  از بقیه سوالاتی که سایر اعضای جدید و یا کسانی که واقعا نیازمند جواب هستند غافل باشید و با نگاه بی ارزش بودن آنها را برانید. 


 از کمک و یاری شما بسیار سپاسگزارم و ان شاءالله ادامه این روند را نه در این تاپیک  

 بلکه در هر بخشی متناسب با همان موضوع بصورت تاپیک مجزا ادامه می دهیم .  

 موفق باشیدتصویرتصویر 
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
New Member
New Member
پست: 12
تاریخ عضویت: جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۱۰:۲۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 24 بار

Re: لطفا جواب منو بدید ...

پست توسط Ahmad16 »

سلام
ممنون ، بحث و سوالهایی خوبی بودن ولی یک گلایه ای کوچیک ...
بهتر بود که دوستان از گفتن " به نظر من " پرهیز می کردن . بهترین جوابهایی که ممکن بود برای این سوالات گفته بشه از کتب تفسیری هستش . نه اینکه بحث و نظر سنجی بکنیم و بگیم به نظر من اینطور و آنطور . این درست نیست و باعث ایجاد " تفسیر به رای " میشه که خودش یک آفتی در دین هستش .
خیلی از دوستان با مستندات خوب جواب داده بودن و ازشون تشکر می کنم . ولی فقط می خواستم بگم مواظب " تفسیر به رای " در مورد قرآن باشید . حتما برای جواب این سوالات به کتب تفسیری ( که ماشالله الان دیگه همه جا از قبیل اینترنت ، راحت در دسترس هستن ) مراجعه کنید .
موفق باشید
ارسال پست

بازگشت به “پرسش و پاسخ”